سلام .ممنون از جواب قشنگی که به من دادید.خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم که راحت میتونم شک وتردیدهامو وکارای بد وخوبمو ناراحتی هامو بهتون بگم وشما سرزنشم نمیکنید.تا الان 2 تا سوال ازتون پرسیدم که جواب اخری توی قلبم نشست.فکرکنم منومیشناسید.اخراج از کارمو وتهمتهایی که به من زدن .من خیلی فکر کردم .دیدم که خدا هیچ کسی رو تنها نمیزاره. اون قادر مطلق ودنبال این گشتم که چرا من داغونم.الان میخوام یه چیزی بهتون بگم اما خواهش میکنم زود جوابمو بدید.حتما من گناهایی کردم که حائلی شده بود بین من وخدای من.به خاطر همین خیلی تحقیق کردم معانی قران رو خوندم.انجیل خوندم.نهج البلاغه خوندم.اما بعدش تب ولرز گرفتم و مریض بدی شدم چون گناهامو دیدم .دیدم و فهمیدم من انسان نیستم .واگه الان به طور کامل نابود نشدم دلیلش اینه که دعای مادرمو دارم وبچه هایی که هرماه از حقوقم بهشون کمک میکنم .چون من بخشی از حقوقم همیشه مال ایتام ومستمندانه.این قانون من بوده وهست.اما من گناهای کبیره کرده بودم.سهل انگاری هایی کرده بودم که داشت کمرمو میشکوند.اون موقع بود تب ولرز کردمومریض شدم.از خدا خواستم کمکم کنه.اون موقع از نوشته های امام علی فهمیدم که توبه یعنی چی واستغفار چیه.من تمام مراحلشو انجام دادمو اول توبه دوم استغفار.الان که دارم براتون نامه میدم .من توابم.امام علی گفته اینجور ادما جز توابینن.الان هرروز صبح نماز صبح اول وقت با تامل میخونم وهمراه هرنمازواجبی نماز قضا میخونم.هرروز قران میخونم.وبعد از نمازم نمیدونم چرا بی اختیار گریم میگیره واز خدا میخوام که چهره حیوانی رو ازم بگیره.مرگوسکراتش مدام جلوی چشم منه.دوباره خوندم که امام علی گفت تواب دیگه نباید غصه بخوره وباید شاد باشه وخدا توفیقه قران خوندنو بهش میده.فکرکنید من شب با وضو میخوابم دیگه.میخوام حالا که خدا منو پاک کرده وبخشیده ودیگه تا الان گناهی ندارم میخوام پاک بمونم.میخوام همین طوری طاهر باشم.قلبم ارومه.حتی اونایی که اذیتم کردنو بخشیدم.اما یه سوال شما فکر میکنید من کار درستی انجام دادم ؟یا اینکه فکرمیکنید فرقی نمی کنه ودر هرصورت عذاب دارم؟اما هر چی جلوتر میرم توفیقم واشتیاقم نسبت به نمازو قران بیشتر میشه.اونا منو واقعا در حد مرگ اذیت کردن اما اراده خدا هرچی باشه همن میشه.من توی زندگیم خیلی سختی کشیدم خواهرم هم سختی کشید اما اون یه قدیسه هستش .حتی الان دانشجویی پزشکیه .میخوام نور ایمان در من باشه.میخوام صورت حیوانیم بره .میخوام ملکوتی باشم.شما چی فکر میکنی؟؟؟

خواهر گرامی و تواب و محبوب خداوند(1)؛
مشاهدهء ایمیل جدید شما و حالات و تحولات مبارکی که در شما رخ داده و آرامشی که در کنار خداوند پیدا کرده اید، موجی از نشاط و سپاس از درگاه خداوند مهربان را در قلب ما ایجاد نمود و خوشحالیم که توفیق یافتیم خدمتگزار شما در این تحول و آرامش مبارک باشیم و شما نیز این خدمتگزاری صادقانه را از ما پذیرفته اید.
از ما خواسته بودید که این پاسخ را سریع تر برای شما بفرستیم و ما نیز خواستهء شما را عملی نمودیم.
دو نعمت و توفیق خوب شما یعنی رضایت مادر و دعای خیر او و نیز توجه کردن به نیازمندان و کمک به ایتام را به شما تبریک گفته و از خدای منان خواستاریم که روز به روز بر توفیقات شما در این زمینه افزوده شود.
توفیقات نو رسیدهء "با وضو خوابیدن" و "نماز با توجه و اول وقت صبح و دیگر نماز ها" و "تلاوت و انس هر روزه با قرآن" و "قضای نماز های فوت شده" و "احساس پاکی و آرامش" را نیز تبریک گفته و به مصداق: "هر دم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد"، آرزومند افزایش این الطاف الهی برای شما می باشیم.
بخشیدن افراد نادانی که با آزردن شما بار گناه خود را زیاد کرده و دچار گناه کبیره شده و غضب خداوند را برای خود خریده اند، بسیار کاری شجاعانه و بزرگ منشانه است و علاوه بر آنکه رنج خاطرات گذشته را از شما می زداید، سبب رحمت هر چه بیشتر خداوند و اولیاء او نسبت به شما می گردد؛ زیرا فرموده اند رحم کن تا مورد رحمت قرار گیری و ببخش تا بخشیده شوی.
خاطرهء بسیار جالبی از جناب حاج آقای قرائتی برای شما می آوریم تا بدانید چنین رفتارهای بدی از ناحیهء دیگران، می تواند سبب موفقیت های بزرگی شود. ایشان که بحمدالله یکی از بهترین عالمان دینی و حوزوی است و یکی از بالاترین توفیقات را در عرصهء رساندن معارف دینی و جذب مردم به دین داشته و دارند، منشاء همهء این توفیقات الهی را "کتک خوردن از 17 نفر" می دانند و در صحبت های خود گفتند که وقتی در مدرسه بودند دوست داشتند در آینده، دکتر مهندس بشوند ولی پدرشان دوست داشتند که ایشان طلبه و روحانی بشوند و ماجرا همین طور ادامه داشت و از پدرشان آن خواسته و از ایشان چیز دیگر تا این که در روز آخر تحصیلی آن سال، بعضی از دانش آموزان بی تربیت که از رفتار مودبانه و تذکرات آقا محسن ناراحت بودند( 17 نفر) بر سر ایشان ریخته و کتک مفصلی به او می زنند و ایشان به قدری کوبیده می شود که دیگر نمی تواند مستقیم راه برود و با حالت خمیدگی و درد به منزل می رود و در این حالت پدرش او را می بیند و می گوید: "محسن چت شده ؟" و آقا محسن هم یک دفعه می گوید :"بابا می خوام طلبه بشم"!
از این موارد زیاد رخ داده و می دهد که خداوند مهربان و حکیم ، رفتارهای نادرست و ظالمانهء دیگران را سبب خیری بزرگ برای انسان قرار می دهد و اتفاقا در مورد شما هم همین لطف شده و حال و هوای الهی پیدا کرده اید و انشاالله مثل خواهر گرامی تان که گفته اید یک قدیسه است ، شما هم قدیسهء دوم خواهید بود( سلام ما را هم به ایشان برسانید). آیا به نظر شما اگر این اذیت و آزارها از ناحیهء آن افراد نادان نبود، شما به این سمت و سو می آمدید ؟
پس اکنون که لطف الهی شامل حال شما شده و بحمدالله حال و هوای خوب و خوشی برای شما ایجاد شده، شکر گذار باشید و همان طور که خود گفته اید و از حضرت علی(ع) نقل کرده اید خوشحال باشید و مطمئن باشید که مسائل گذشته را خداوند با نظر رحمت و لطفش مواجهه می نماید و در هنگام انتقال به عالم دیگر هم خداوند و اولیاء مهربان او هوای شما را دارند در صورتی که شما آنان را دوست داشته باشید و به راهنمایی های آنان عمل کنید.
اما آخرین مطلب که گفته اید برای حفاظت از این نور ایمانی که بحمدالله در دلتان تابیده و پاکی و حالات خوشی که برایتان به وجود آمده چه باید کرد، نکاتی را به اختصار عرضه می نماییم:
1.به صورت ملایم ولی مکرر ، با دو ثقل الهی و یادگار و میراث گرانقدر پیامبر (ص) یعنی قرآن و اهل بیت (ع) ارتباط داشته باشید تا نور آنها مدام به قلب و روح شما منتقل و ازدیاد یابد.
2.از افراط در انجام مسائل عبادی و خسته کردن خود بپرهیزید و همان گونه که در غذا خوردن، مستحب است که قبل از سیر شدن کامل دست از غذا بکشیم، در غذاهای روحانی هم به ما توصیه کرده اند که قبل از آن که اشتیاق ما به عبادت از بین برود، آن را به اتمام برسانیم تا در وعده های بعدی ، همچنان اشتیاق باقی باشد.
3.گریهء در حین عبادت یا پس از آن، جای نگرانی ندارد و بلکه خوب است و نشانهء وصل روحی به خداو اولیاء اوست. اما اگر محدود باشد اولا و همراه با شوق و محبت به خداوند باشد ثانیا بهتر است.
4.محافظت از نماز صبح در اول وقت و سپس مشغول شدن به دعا یا تلاوت قرآن و مانند آن، یکی از مهم ترین عوامل پایداری و تداوم نور الهی و لطف خداوند است که شما بحمدالله در آن موفق هستید و آن را تداوم دهید( ولی همان طور که گفته شد خود را خسته نکنید و محدود و ملایم باشد).
جناب حافظ شیرازی می فرمایند:
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
5.با وضوء بودن بسیار عالی است و در احادیث اهل بیت (ع) به ما فرموده اند که وضوء، نور است و سپر مومن در برابر شیطان است و تاکید شده که با وضوء بخوابیم که در این صورت، تا صبح ثواب عبادت برای ما نوشته می شود که بحودالله موفق هستید.
6.انس با اشعار حافظ و آشنایی با معانی آن، آرامش و لطافت خوبی به آدم می دهد.
7.از مطالعهء کتاب های متفرقه و غیر مطمئن حتما پرهیز کنید تا ناخود آگاه از فضای نور الهی دور نشوید. با افراد مشکل دار هم ارتباط قوی به هیچ وجه نداشته باشید که بیچاره کننده هستند.
8. با خواهر خوبتان همدم و رفیق باشد؛ زیرا در همدلی های مومنین ، لطف و رحمت الهی بیشتر نازل می شود.
9. ورزش و نشاط و صلهء رحم را فراموش نکنید.
10. ما را هم از دعای خیر فراموش نکنید.
موفق باشید و پیروز
پی نوشت:
1. خداوند فرموده من توابین را دوست دارم. سورهء بقره، آیهء 222.