با سلام
يكي از خويشاودانم از دوران نوجوني تا حالا كه 40 سالش است هميشه درحال بد خواهي من بوده است از هتاكي و فحاشي رودر رو گرفته تابردن آبروي من با راست و دروغ پيش آشنا و غريبه و هميشه با كمال وقاحت اعلام مي كند كه هر چه از دهنم در آمد گفتم دلم خنك شد خوب كاري كردم و انقدر خوب نقش بازي مي كند كه حتي كساني كه مرا مي شناسند وبه قول خودشان مرا آدم خوب ، درستكار و راستگويي مي دانند گاه دروغهاي اين شخص را باور مي كنند واز آنجايي كه من هرگز گزارش بي شرمي هاي اين شخص رابه كسي نمي دهم واو با كمال وقاحت وبه شكلي كه انگار من مقصر بوده ام ماجرا را براي عالم وآدم تعريف مي كند تا زمانيكه كسي به من نگويد كه اين شخص پشت سر من چه گفته من فرصت دفاع كردن از خودم را پيدا نمي كنم و چه بسيار حرفها كه گفته و افراد از من پنهان كرده اند اما ذهن آنان را مسموم كرده است افراد غريبه اي را ديده ام كه تنها از طريق اين شخص من را مي شناسند و از رفتارشان بسيار حيرت كرده ام چنان از من دوري مي كرده اند كه گويا با موجود نفرت انگيزي روبرو هستند علت اين نفرت و كينه توزي اين فرد را نسبت به خودم نمي دانم چون من هرگز به او كاري نداشته ام حتي تا چند سال پيش چنان در قبال هتاكي ها و بد خواهي هاي آشكارش سكوت مي كردم كه شنيدم افراد مي گويند مثل اينكه فلاني اصلا حاليش نيست كه اين شخص چقدر به اوتوهين مي كند در حاليكه من به حركات او اهميت نمي دادم و گاهي كه خيلي بي شرمي مي كرد به خاطر مادرم گذشت مي كردم اما از چند سال پيش به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه مي كردم چون سكوت و گذشت من فقط باعث شد كه روز به روز رفتار وقيحانه تر و بدخواهي هاي گسترده تري انجام دهد بنابراين تصميم گرفتم در قابل رفتارهايش عكس العمل نشان دهم نه با بي ادبي و بي انصافي ولي ساكت نباشم بنا براين هرجا كه جايش بود از خودم دفاع كردم و پاسخش را مودبانه اما محكم دادم اين باعث شد كه بفهمد كه اگر بدعملي كندبا او برخورد مي شودو اين باعث شد كه خودش راكمي جمع وجور كند اما متاسفانه كينه و نفرت اين شخص از او هيولايي ساخته كه خودش هم حريفش نيست و بايد بگويم كمتر كسي از اطرافيانش از بد جنسي ها و بي ادبي هاي اين شخص در امان مانده است چندي پيش بعداز آنكه به قول خودش هرچه از دهانش درآمد به من گفت و بعد هم بدون آنكه من درباره كارش به كسي چيزي بگويم خودش با افتخار همه جا را پر كرد اما به نفع خودش وآبروي مرا برد وهي گفت خوب كردم كه كردم نمي دانم چه شد كه به منزل ما زنگ زد وبه مادر م گفت گوشي را روي ايفون بگذارد نه اين كه گوشي را به من بدهد پشت گوشي نه مستقيم به من با خنده خنده كفت اگر(تاكيد مي كنم اگر؟!) من رفتار بدي كردم معذرت مي خوام من واقعااز پررويي اين آم مانده بودم كه چه طور بااين كارش هم مي خواهد به من توهين كند باين حال برايش ايميل زدم كه تبريك ميگوئم كه بالاخره توانستي اداي عذرخواهي كردن درآوري اگرچه كه حاضر نشدي كمي شرمندگي و ناراحتي نشان دهي ولي همين قدر هم براي آدمي مثل تو جاي شكردارد اداي عذر خواهي درآوردي اداي بخشش در مي آورم اين شايد به درد دنيايت بخورد ولي به دردآخرتت نمي خورداگر روزي به زشتي اعمالت پي بردي وحقيقتا پشيمان شدي آنوقت همانطور كه با تمام توانت شرارتت را نشان مي دهي با تمان توانت شرمندگي وپشيماني ات را نشان خواهي داد آنوقت شايد براي رضاي خدا ببخشمت ولي تا آنروز همه چيز اداست. با اين كه اين كار برايم خيلي ناراحت كننده بود ولي گفتم چاره اي نيست چون فاميل است اما در اولين ديدارمان در يك ميهماني باز هم طبق روال گذشته كه با پررويي طوري رفتار مي كند كه انگار من به او بدهكارم با همه سلام كرد و به من بي اعتنايي كرد گويا توقع داشت كه من جلو بروم و صحنه به گونه اي باشد كه انگار من از او عذر خواهي مي كنم و با دست خودم جلوي ديگران مهر صحت بر دروغهايي كه پشت سرم گفته بگذارم و البته من اين كار را نكردم اين را هم بگويم كه من اساسا با كسي قهر نمي كنم به اين معنا كه ارتباط عاطفي ودوستانه ام را قطع مي كنم وطبعا به او اعتنايي ندارم ولي اگر سلام بكند جواب مي دهم اگر سوال كند جواب ميدهم اگر لازم باشد با او حرف مي زنم واين را خوب ميداد چنانكه هر وقت كاري دارد با من حرف مزند چون مي داند كه جواب مي گيرد ولي هرگز سلام نمي كند با اين كه من بزرگترم و در جمع طوري رفتار مي كند انگاراوست كه با من ترك ارتباط كرده است به طور كلي اين طور فكر مي كند كه حق هرگونه رفتاري كه از آن بدتر نيست را دارد و ديگران موظفند كه تحمل كنند و آگر به روي خودشان بياورند بايد تلافي اش را سرشان در بياورد و بايد بگويم سالهاست از اين آدم در عذابم و صدمه خورده ام ونه فق من بلكه سايرين هم همينور و نجاتي هم از دست او ندارم.
من اين شخص را لايق بخشش و گذشت نمي بينم چنانكه ثابت شده اين كار فقط باعث هارتر شدنش مي شود با اين حال مي خواهم بدانم از لحاظ اسلامي با اين فرد چه بايد كرد؟
با تشكر

پرسشگر گرامی دو نقطه ابهام در سوال تان وجود دارد یکی اینکه خود را متولد 69معرفی کرده اید و طرف مقابل را 40 ساله، ولی در انتهای نامه گفته اید بزرگ تر از او هستید؟! که مابزرگ تر بودن شما را قبول می کنیم وحتما در نوشتن سن، اشتباهی صورت گرفته است.
دوم اینکه نگفته اید جنسیت طرفی که شما را اذیت می کند چیست ،آیا مرد است یا زن؟ اگر مرد است نامحرم هست یا محرم ؟ دانستن این موارد به پاسخگویی کمک می کرد .
در هر حال رفتار تان با مرد نامحرم تفاوت هایی با غیر ان دارد. اگر نامحرم است باید به کلی رابطه ای با او نداشته باشید و به غیر از جواب سلام و صحبت ضروری حرفی با او نداشته باشید، مخصوصا این که با رابطه بیشتر ،زمینه برای آزار های بیشتر او نیز فراهم می شود.
اما در غیر نامحرم و به طور کلی باید بگوییم که: تغییر رفتارتان از موضع انفعال به پاسخگویی و دفاع از آبروی تان ، بسیار متین و عاقلانه بوده است. چون همان طور که گفتید بخشش و گذشت خوب است و توصیه شده هم می باشد و خدا نیز در قرآن همه را تشویق به گذشت نموده است :فلیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم ؛
ببخشید و چشم بپوشید . مگر دوست ندارید خدا از شما در گذرد؟(1)
ولی این بخشش در جایی است که طرفی که بدی کرده ،واقعا اظهار پشیمانی کند یا لا اقل اصرار بر بدی نداشته باشد،ولی در موردی مانند شما که فردی اصرار بر آبروریزی و کوچک کردن شما را دارد ،نباید اجازه چنین کاری را به او بدهید، چرا که آبروی انسان در اختیار خودش هم نیست. امام صادق علیه السلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِلَّا إِذْلَالَ نَفْسِهِ؛(2)
خداوند همه چیز را به خود مومن واگذار کرده، مگر ذلیل کردن خود را.
یعنی خودش هم حق ندارد خودش را خوار و ذلیل کند ، چه برسد به دیگران ،یعنی هیچ کسی، حق ندارد با آبروی انسان بازی کند ، و کار شما بسار درست است که از خود دفاع می کنیدو باید همین رویه را ادامه دهید.
اما برای این که آزارها و اذیت او نسبت به شما کاهش یابد (با توجه به این که ما علت این رفتار او را نمی دانیم) ، توصیه ما به کم کردن زمینه تنش و کم کردن زمینه هتاکی او نسبت به خودتان است، به این طریق که، آن فرد هر قدر هم که به شما از نظر خانوادگی نزدیک باشد، باید رابطه تان را با او کم کنید ، و از گفتن اسرار و اطلاعات شخصی تان و یا صحبت های غیر ضروری با او بپرهیزید، چرا که همین صحبت ها نیز می تواند شروعی برای یک ازار و یا هتاکی دیگر باشد.اجازه ندهید از کارهای شما مطلع شود و او را نسبت به خود حساس نکنید، حتی اگر می توانید، کاری کنید که کم تر همدیگر را ببینید ، و با رفتاری معمولی و ارتباطی سرد، سعی کنید رابطه دوری و دوستی داشته باشید، و کم کم با این دوری و سردی ،زمینه برای آزار او را کم کنید.
برای او و اصلاح رفتارش و دفع شرش از شما ،دعا و ارتباط با خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام بسیار موثر است ،از دعا و ارتباط با خدا و واگذاری امور به خدا غافل نباشید
در ضمن هر جا مطلبی از او شنیدید و یا تهمتی به شما وارد شد ،وظیفه دارید حتما از خود دفاع کنید.
پی نوشت ها :
1. نور (24) آیه 22.
2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، چاپ 1409، ج 16، ص 157.