کسی که از این دنیای دروغ خسته شده چه کار کنه ، آخرش پاهاشو رو عقایدش میزاره خودکشی می کنه ، با این وضع وهشتناک بیکاری چه کار کنه ، وقتی یه عدّه ظاهر الصلاه پارتی بازی می کنند چند تا کار دارند و کاری برای جوان در حال شکستن نمی گیرند چاره ای نیست .
پرسش گر گرامی به دو نکته توجه کنید:
1-خودکشی امری حرام و از گناهان بزرگ است. تنها گناهی است که بعد از آن هیچ گاه انسان فرصت توبه و پشیمانی از آن و بازگشت دوباره را نخواهد داشت.
قتل نفس از گناهان کبیره است و فرقی بین کشتن خود یا دیگری نیست. کسی که انتحار (خودکشی )می کند, تمام عقوبت هایی که بر قتل نفس مترتب می شود, برای او هم هست. خداوند می فرماید : ولاتقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما" و من یفعل ذلک عدوانا" و ظلما"فسوف نملیه نارا" و کان ذلک علی الله یسیرا"؛
خود را مکشید. زیرا خداوند به شما مهربان است. هر کس چنین کاری را از روی عداوت و ستم انجام بدهد، به زودی او را در آتش می اندازیم و این کار برای خدا آسان است. (1)
خودکشی کشتن یک انسان است. قرآن در آیات مختلف این مسئله را با اهمیت فوقالعادهاى ذکر کرده است، تا آن جا که قتل بىدلیل یک انسان را همانند کشتن تمام مردم روى زمین معرفى مىکند: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِى الأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیْعاً *
آن کس که انسانى را بدون این که قاتل باشد و یا در زمین فساد کند بکشد، گویا همه مردم را کشته است.
از این جهت فرقی میان خود انسان یا شخص دیگرنیست.(2)
شخصی که دست به خودکشی می زند، هیچ گاه در شرایط عادی و متعادل به آن روی نمی آورد .با این همه در اسلام این مسئله با توجه به شرایط سختی که انسان دست به خودکشی می زند - نه یک انسان سالم و عادی و ...-گناه بزرگ و غیر قابل جبران دانسته شده است.
خداوند در مورد کسی که قتل نفس انجام دهد می فرماید : وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً *
هر کس، فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالى که جاودانه در آن مىماند؛ خداوند بر او غضب مىکند؛ او را از رحمتش دور مىسازد؛ عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.(3)
بنابراین برای خودکشی چهار مجازات و کیفر شدید اخروى در قرآن ذکر شده ، به طوری که از نظر تشدید مجازات در هیچ مورد از قرآن چنین مجازات شدیدى بیان نگردیده است:
1- خلود یعنى بسیار طولانی در آتش دوزخ، مىفرماید: «کسى که مؤمنى را از روى عمد بکشد، مجازات او دوزخ است که در آن مدت زیادی مىماند»
2- خشم و غضب الهى: «و خداوند بر او خشم مىگیرد».
3- دورى از رحمت خدا: علاوه بر آن «خداوند او را از رحمتش دور مىسازد ».
4- مهیّا ساختن عذاب عظیم: «و عذاب عظیمى براى او فراهم ساخته است».(4)
تمام مراحلی که برای هر میت گذرانده می شود شخص خود کشی کرده هم می گذراند از سؤال و جواب قبر تا پاداش و جزاء.
برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب مراجعه فرمایید.
2-هر مشکلی یک راه حلی دارد نباید به خاطر نداشتن کار، امید خود را از دست بدهید، شما هنوز در اول جوانی هستید و فرصت های زیادی برای کارهای مختلف دارید،بسیاری از جوان ها هستند که سن شان بیشتر از شما است. ولی هنوز کار مناسبی ندارند، این مسئله تاخیر در استجابت دعا، علاوه بر این که می تواند امتحانی برای صبر و استقامت شما باشد ،ممکن است زمینه ای برای پیدا شدن کار بهتر باشد.توصیه می کنیم شما نیز از واسطه های معتبر برای کارهایی که شایستگی آن را دارید، استفاده کنید و حتی اگر صلاحیت کاری را دارید، بهتر است خودتان پیشنهاد کنید، که من آمادگی و صلاحیت فلان کار را دارم ،و استعداد های خود را به افراد و واسطه های مختلف بگویید ، همانطور که حضرت یوسف (ع)، خودش با گفتن توانایی هایش برای خود کاری خوب و شایسته فراهم کرد، قالَ اجْعَلْني عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليم(5)
يوسف گفت: گنجينههاى اين سرزمين را به من بسپار كه من حافظ و آشناى به آنها هستم.
از این آیه نتیجه می گیریم گفتن استعداد ها و توانایی ها به افراد باصلاحیت و ذی نفوذ، لازم است.
شما نیز تلاش تان بیشتر کنید و بدانید روزی هر کس از طرف خدا اندازه گیری شده است و هیچ کسی نمی میرد مگر این که روزی مقسوم او به او برسد.پیامبر اعظم (ص) فرمود:
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ لَنْ يَعْدُوَ امْرُؤٌ مَا قُسِّمَ لَهُ (6)
ای مردم روزی تقسیم شده است و نسبت به روزی تقسیم شده، به هیچ کس ظلم نمی شود(یعنی کم تر از روزی خود نمی گیرد).
پس نباید برای روزی حرص زیاد زد و نباید از روزی کم، نا امید شد و با امید به زندگی ادامه دهید و حتی فکر خود کشی را در ذهن راه ندهید.
پی نوشت ها :
1.نسا(4)آیات 29 و 30.
2.مائده (5) آیه 32.
3.نساء (4) آیه 93.
4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج4، ص97، دار الكتب الإسلامية27،تهران،1374 ش.
5. یوسف(12) آیه 55.
6. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 ه.ق ،ج 13، ص 29






