با سلام
من حدود دو سال پیش تصادفی با پسری آشناشدم. او از همان ابتدا و لحظه اول برخورد با من گفت قصد ازدواج دارم ، ولی من از همان ابتدا به او گفتم جواب قطعی به تو نمی دم .بعد از معاشرت متوجه شدم ، عصبی ، بداخلاق و هتاک است .تا این که شب عاشورا به او اس ام اس زدم که نمی خواهم با تو ازواج کنم .او هم همان موقع پیامی با مضمون نفرین برتو و آه و گریه و... برایم ارسال کرد. جوابی ندادم. تا این که دو روز بعد زنگ زد و گفت بیا دوباره باهم شروع کنیم .دوباره کشمکش ها شروع شد.تا این که بعد از تهدید به آتش سوزی وکشتن من و حرف های بد ازجانب او از هم جدا شدیم و تمام ...الان مدتی است با پسری که شغلش خلبانی است آشنا شدم که می خواهم با او ازدواج کنم و عاشقش هستم .ولی این اتفاق نمی افتد.مدت شش ماه است که او را دیده ام و از همان ابتدا عاشقش شدم .حالا انگار قضیه برعکس شده !!!!از دو سال پیش هم تا امروز خواستگار دارم .ولی تابه مرحله ازدواج می رسه ، قضیه منتفی می شود. تا این که متوسل به نماز شب و ذکر یونسیه ، یا حی و یا قیوم و استغفار شدم( بعد از خواندن کتاب آیات عظام کشمیری و بهجت ) . اصولاً به اسلام عمیقا اعتقاد دارم ولی گناه هم کرده ام. بعد از آن فرجی حاصل شد و یکی از دوستان خبری داد که آقایی که دارای چشم برزخی است به من گفته یک نفرین بزرگ پشت سر تو هست ، چون همان پسر را امیدوار کردی ، در حالی که قصدت ازدواج با او نبوده .من حالا اعتراف می کنم که شاید از همان ابتدا اشتباه کردم .الان نمی تونم بهش زنگ بزنم .چون امیدوار میشه و نمی خوام هم با او ازدواج کنم .از طرفی هم عاشق این آقای خلبان شده ام .خیلی سرگردانم .آن آقا می گه یک قربانی باید بکنم .خلاصه توی این دو سال به اندازه کافی زجر کشیده ام .حالا مستاصلم .چکار کنم ؟ از نظر ظاهر چادری نیستم و حجابم کامل نیست .به دلیل نوع کارم نمی توانم چادر بپوشم .البته آرایش هم می کنم .ولی نماز می خوانم .یک دوره ای گناه کردم .ولی حدود چهارسال هست که از نو شروع کردم به نماز خواندن .قرآن می خوانم .سعی می کنم به دیگران بد نکنم .ولی معصوم نیستم .خلاصه اگر لطف کنید من رو راهنمایی کنید ممنون میشم .
پرسشگر گرامی به چند نکته توجه بفرماید:
1.اگر چه ارتباط اول شما با ان جوان و رابطه تان در غیر چهارچوب خواستگاری و رسمی، اشکال داشته است ولی چون شما جواب قطعی نداده بودید، بعد از انصراف از ازدواج به خاطر اخلاق بد آن جوان ،هیچ ظلمی به آن نکرده اید و هیچ حقی نداشته تا شما را نفرین کند و بدانید هر نفرینی کارگر نیست. بلکه آه و نفرین انسان ستمدیده است که غالبا کارگر می افتد همانطور که امام حسن (ع) در جواب کسی که سوال کرد بین آسمان و زمین چقدر فاصله است، فرمود: بين السماء و الأرض دعوة المظلوم(1)
بین آسمان و زمین به اندازه صدای فرد ستمدیده فاصله است.(یعنی صدای فرد ستمدیده سریع به آسمان می رسد و کارگر می افتد)و شما در مورد فرد اول ستمی نکرده اید و حق شما بوده است که با فرد بد اخلاق ازدواج نکنید. و حتما دوباره با آن فرد ارتباط برقرار نکنید.
2. این که عمیقا معتقد به اسلام هستید بسیار خوب و عالی است، ولی باید بدانید این که حجاب تان کامل نیست و آرایش می کنید، گناه است و خود گناه مانع استجابت دعایتان در مورد ازدواج است، همانطور که حضرت علی علیه السلام می فرماید:«المعصیة تمنع الاجابة؛(2)گناه مانع اجابت دعا است» و گاهی انسان سالها دعا می کند ولی به خاطر ابتلا به یک گناه ،به خواسته هایش نمی رسد. در ضمن شما که به لطف خدا عمیقا به اسلام معتقدید، باید در زمینه حجاب و ارایش و ارتباط با نامحرم هم دستورات اسلام را، رعایت کنید. این احتمال را بدهید که همین مانع استجابت دعای تان شده است و حتما این موارد را اصلاح کنید و از گناهان قبلی حتما توبه نمایید.
3. در مورد قربانی بگوییم که کلا صدقه دادن و قربانی کردن برای رفع مشکلات سفارش شده و حتما اگر می توانید، این کار را انجام دهید.
4. اگر دوست دارید با ان خلبان ازدواج کنید، می توانید با استفاده از واسطه های مختلف از ایشان بخواهید به خواستگاری تان بیایند و در جلسات متعدد خواستگاری با همدیگر و روحیات و اعتقادات همدیگر آشنا شوید. و نقش واسطه های خوب را در ازدواج نادیده نگیرید.
5. حتما به دعا و توسل و رازو نیازتان با خدا ادامه دهید و بدانید که دعا در کنار تلاش و تدبیر در حل مشکلات،بسیار موثر است.
پی نوشت ها :
1. ابو منصور احمد بن على طبرسى، الإحتجاج، نشر مرتضى مشهد مقدس، 1403 ه.ق، ص267.
2. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، في جزء واحد، مكتب الإعلام الإسلامي - قم، 1366 ه. ش، ص193






