با سلام
می خواستم با زبانی ساده به من توضیح بدبد که آیا بعد ازبرزخ، بعد از صور اسرافیل، آیا جسم همراه روح برانگیخته میشه؟
و آیا پس از محشور شدن، جسم دوباره ازروح جدا میشه؟
و آیا روح بهمراه جسم وارد بهشت یا جهنم میشه؟ یا اینکه بعداز مرگ و یا روز قیامت، دیگه بطور کل روح و جسم از هم جدا شده و دیگه بهم نمی پیوندند؟
ممنون از محبت و لطفتون
پاسخ در سه محور بیان می شود:
الف_ در باره فراز اول پرسش باید گفت: آنچه به وضوح از قرآن مجید استفاده میشود و ده ها آیه دلالت بر آن دارد، معاد روحانی و جسمانی است ؛ یعنی انسان با تمام ابعاد وجودش در قیامت حضور مییابد. شاید بهترین آیهای که با صراحت این موضوع را مطرح کرده، در پاسخ به شبههای است که از پیامبر (ص) سؤال میکردند: چگونه وقتی ما خاک شدیم یا به صورت استخوانهای پوسیده درآمدیم، به زندگی مجدد باز میگردیم؟ خداوند در جواب فرموده: بگو همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آفریده و او به هر مخلوقی آگاه است.(1)
در آیه دیگر میفرماید: آیا انسان میپندارد که استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟ آری قادریم که حتی خطوط سر انگشتان او را موزون کنیم.(2)
علاوه بر این آیات دیگری گواهی میدهد که انسان روز قیامت از قبر برخاسته و پای محاسبه میآید. این امر جسمانی بودن معاد را میرساند. امام علی (ع) نیز میفرماید: مردگان را از دل کوهها و لانههای پرندگان و خانههای درندگان بیرون کرده، در حالی که به سوی فرمان خدا میشتابند و به محل بازگشت خود مبادرت نمایند.(3)
سخن گفتن اعضای بدن دلیل دیگری بر جسمانی بودن معاد است. قرآن مجید برای اثبات معاد جسمانی سرگذشت شگفتانگیز عزیر و ماجرای بهتانگیز حضرت ابراهیم (ع) را نقل کرده؛ برای اثبات امکان زنده شدن دوباره مردگان به بیان توانایی آفریدگار در آفرینش کرات آسمانی و زمین میپردازد و میفرماید:
آیا ندیدهاند خدایی که آسمانها و زمین را خلق کرده و در آفریدن آنها احساس خستگی نکرده، میتواند مردگان را زنده کند؟ بی گمان خداوند بر هر چیزی قادر و توانا است.(4)
پس اصل جسمانی بودن معاد انکارناپذیر است، و بدن جسمانی که در قیامت محشور خواهد شد ، عین این بدن خواهد بود .(5) بنابر این در پی دمیده شدن صور دوم همگان با روح و بدن بر انگیخته و در پیشگاه خداوند حضور می یابند. چنان که این آیة مبارکه تصریح به آن دارد: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُون(6) یعنی در صور دمیده میشود و آنان از قبرها بیرون میآیند و شتابان به سوى پروردگارشان میروند.
گفتنی است که در هنگام برپایی قیامت، دو نفخ صور دمیده میشود: یکی نفخ صوری که باعث مردن همة موجودات به استثنای برخی که خدا خواسته میشود. نفخ صور دوم نفخی است که باعث زنده شدن مردگان میشود. چنان که این آیه از قرآن کریم بیانگر آن است: وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الأَرْضِ إلّامَنْ شآءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیه أُخْرَى فَإِذاهُمْ قِیامٌ یَنْظُرُون(7) یعنی در صور دمیده مىشود و هر جنبدهاى در آسمان ها و هر کس که در زمین است مىمیرند مگر کسى که خدا خواسته باشد. سپس نفخهاى دیگر در آن دمیده مىشود که ناگهان همه به حالت قیام درآمده خیره نگاه مىکنند.
ب_ بسیاری از علمای بزرگ شیعه بر این باورند که که معاد انسان هم جسمانی و هم روحانی است، بر اساس این دیدگاه آدمی در آخرت با وجود جسمانی و روحانی (مثل آن که در دنیا هست) حضور می یابد و حیات اخروی او حیاتی دو بُعدی است،
مبنای انسان شناختی این دیدگاه همان است که در بحث از حقیقت انسان مطرح است، و آن این که انسان از دو بعد جسمانی و روحانی فراهم آمده، به گونهای که هر دو ساحت در حقیقت او موثر است و یکی (مثلاً جنبة جسمانی) جنبة عارضی و موقتی ندارد، البته بعد روحانی انسان در مقایسه با جسمانی ، از نوعی اصالت برخوردار است. اما فرعیت بعد جسمانی لزوماً به معنای خروج آن از حقیقت ذات آدمی نیست،
بنابر این اگر دو جنبة جسمانی و روحانی را در ذات انسان موثر بدانیم چارهای جز پذیرش معاد جسمانی و روحانی نخواهیم داشت، زیرا حضور حقیقت هر فرد در سرای آخرت ضروری است، چرا که در غیر این صورت حاضران در رستاخیز موجوداتی مغایر با انسانهایی که مدت زمان در دنیا به سر بردهاند، خواهند بود، و دیگر نمیتوان گفت همان شخصی که در دنیا بوده است، اینک در پیشگاه الهی حاضر می شود و پاداش یا کیفر اعمال خود را میبیند.
بنابر این لزوم حضور انسان با تمام حقیقت وجودی خود در آخرت اقتضا میکند که معاد او معاد جسمانی و روحانی باشد.(8)
سازگاری نظریه معاد جسمانی و روحانی با مبنای انسان شناختی و مضامین وحیانی ، دلیل بر صحت این دیدگاه است، اما گاه ادله مستقلی بر صحت این نظریه اقامه میگردد که برای نمونه به یک دلیل اشاره می شود: به حکم عقل، سعادت روح در معرفت خداوند و محبت اوست و سعادت جسم نیز در ادراک امور جسمانی مناسب است، از سوی دیگر در زندگی دنیوی جمع بین این دو سعادت ممکن نیست و شخصی که در لذات معنوی غرق شود از لذات جسمانی باز میماند و بالعکس، همچنین تردیدی نیست که سعادت نهایی انسان در گرو سعادت روح و جسم است و هر چند این امر به دلیل محدودیتهای عالم دنیا و روح بشری در این عالم محقق نمیشود، تحقق آن در آخرت بلا مانع است.(9)
ج_ در باره فراز دوم پرسش باید گفت : پس از زنده شدن بار دوم ودر قیامت روح دیگر از بدن جدا نمی شود و بعد از پا یان حساب رسی روح همراه بدن وارد بهشت ویا جنهم می شود قرآن کریم درباره نعمت های که انسان با جسم از آنها استفاده می کند در آیات فراوان سخن گفته شده که به عنوان نمونه تنها به یک آیه اشاره می شود که فرمود:
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى ؛(10) وصف بهشتی که به پرهزگاران وعده داده چنین است که در آن نهرهایی از آب صاف و خالص است که هرگز بوی آن تغییر نکرده و نهرهایی از شیر که طعم آن گونهگون نگشته و نهرهایی از شراب طهور که مایة لذت نوشندگان است و نهرهایی از عسل تصفیه شده».
در جهنم نیز شدیدترین و تلخترین عذابها و رنجها که قابل تحمل نیست ،بر جسم وروح انسان هجوم میآورد و همواره انسان را زجر میدهد . در این ارتباط تنها به ذکر یک نمونه از آیات قرآن کریم اشاره میشود:
؛إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْليهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزيزاً حَكيماً (11)كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مىكنيم كه هر گاه پوستهاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مىدهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است (و روى حساب، كيفر مىدهد).
از این آیات بخوبی بدست می آید که انسان ها در بهشت و جهنم از نعمتها ویا کیفر های جسمانی آن دو بهره مند اند. پس معلوم می شود که بعد از قیامت روح وبدن همواره با هم اند و از هم جدا نمی شود. حتی در بهشت ویا جهنم به زندگی ابدی خود با روح وبدن ادامه می دهند. تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید. (12)
پی نوشت ها:
1. یس(36) آیه 78.
2. قیامت(75) آیه 3 و 4.
3. نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المومنین قم 1375 ش، خطبه 82.
4.احقاف(46) آیه 33.
5. صادقی، نتایج کلامی حکمت صدرایی، نشر بوستان کتاب، قم، 1388 ش، ص264.
6. یس(36) آیة 51.
7. زمر(39) آیة 68.
8. ر،ک: آموزش کلام اسلامی، نشر طه، قم 1383ش.ج 2، ص 253.
9. همان، ص 257.
10. محمد (47) آیه 15.
11. نساء (4) آیه 56.
12. ر،ک: ناصر مکارم ، پیام قرآن نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1376، ج 6، ص 358.






