سلام.دانشجوی دوره تخصصی هستم. درس و شغل را علاوه بر نیاز و علاقه ی شخصی،وظیفه دینی و اخلاقی میدانم.یعنی چون بعدا شغلم در زمینه تحصیلم خواهد بود(به احتمال زیاد تدریس در دانشگاه و فعالیتهای تحقیقاتی)و خوب انجام دادنش را وظیفه میدانم خیلی در این زمینه نگرانم. طوری که گاهی شک می کنم صلاحیت لازم را دارم. رشته ی ما جدیدالتاسیس است و هنوز کیفیت دوره هی آن زیاد بالا نیست چه از نظر تدریس و چه ارزیابی پایان ترم ما دانشجویان.لذا نمی توانم موفقیت در امتحانات و گذراندن دوره را ملاک شایستگی خودم بدانم.البته شاید من این طور فکر می کنم چون زمینه و سابقه ی وسواس هم دارم.کلا این امور و نگرانی در مورد وظایف،خیلی آزارم می دهد طوری که باعث اضطراب و بعضاافسردگی ام شده و الان دارو مصرف می کنمو روی تغذیه،تفریح و توجه به سلامتی ام هم اثر منفی دارد.خیلی راحت دچار احساس گناه می شوم. و گاه اضطراب باعث رفتار تند با اطرافیان می شود.اطرافیان هم می گویند خیلی به خودم سخت می گیرم. لطفا راهنمایی ام کنید چطور حد منطقی و صحیح وظیفه ام را در این زمینه تشخیص دهم.

بسیار سپاسگزارم.ببخشید اگر طولانی شد.

با سلام و شادباش فرا رسيدن سال نو و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همانطور كه مي دانيد ويروس وسواس مي تواند همچون يك ويروس رايانه اي تمام هارد و ذهن ما را آلوده نمايد و به افكار و رفتارهاي ما رنگ كمال گرايي منفي بزند.
كمال گرايي منفي يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري است گويا فقط كمال هر چيزي است كه مي تواند براي آنان آرامش را به ارمغان بياورد و هر امر غير كاملي چيزي جز اضطراب براي آنان به همراه ندارد.
استانداردها و معيارهاي كمال گرايانه در بيشتر مواقع ساخته و پرداخته ذهن وسواس زده است و به هيچ عنوان در عالم واقع قابليت تحقق و عملياتي شدن ندارند.
اساسا ذات دنيا مشحون از نقص ها و ناكامي هاست و ما در اين دنيا فقط قادر به رعايت استاندارد ها و معياري نسبي و نه كامل هستيم اساسا خداوند كه خالق اين جهان ناكامل است از ما توقعي جز رعايت نسبي و در حد وسع ملاك ها معيارها ندارد.
بسيار طبيعي است كه شما خيلي بهتر از ما به بحث كمال گرايي منفي و آسيب هاي آن آشنا باشيد ولي با اين وصف گويا چاره اي جز چسبندگي به اين طرز فكر صددرصد آسيب زا نداريد.
وسواس ريشه در اضطراب فرد دارد و هر چيزي كه به كاهش اضطراب در فرد بينجامد سهم موثري در كاهش افكار وسواسي و كمال گرايانه منفي دارد. خوشبختانه شما به دارو درماني به عنوان يك درمان موثر و ضروري در درمان وسواس و كمال گرايي منفي روي خوش نشان داده ايد ولي در بسياري موارد دارو درماني بايد با جلسات منظم روان درماني توام گردد.
وسواس فكري- عملي درمان اورژانسي دارد و شما بايد يك دوره روان درماني مشتمل بر 25 جلسه را با يك روانشناس باليني متخصص درمان وسواس فكري بگذرانيد اگر دارو درماني با روان درماني عجين گردد مطمئن باشيد كه تا نزديك 90 درصد از شر اين افكار غير كار آمد خواهيد رهيد.
به عنوان يك دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد روان شناسي با نظر اطرافيان شما مبني بر سخت گيري بيش از حد شما موافقم خداوند نخواسته كه ما در اين دنيا پوست سرمان به خاطر انجام وظايف ديني و اخلاقي شغلي تحصيلي و ... كنده شود.
انجام وظيفه بايد در نهايت نشاط و سر زندگي صورت پذيرد و نيازي به اضطراب و احساس گناه و افسردگي نيست.
وسواس همان طور كه از نامش پيداست از وسوسه مي آيد و وسوسه چيزي جز ندا و نجواي شيطان نيست شيطان از طريق القا مستمر و تكرار شونده ملاكهاي سخت گيرانه سعي در خسته و دلزده كردن بندگان خوب خدا دارد چرا كه هر انساني ظرفيت محدودي دارد پس از مدتي كمال گرايي منفي چاره اي جز پشت كردن به اصل و فرع وظايف الهي ندارد حسن ظن به خدا اين اقتضا را دارد كه ملاك هاي سهل گيرانه خداپسندانه را جانشين ملاك هاي سخت گيرانه شيطان پسند نماييم و بدانيم خداوند همه كمبود ها و نقصان ها را با لطف و كرمش جبران خواهد كرد.
بار ديگر تاكيد مي گردد درمان وسواس فكري به صرف چند خط مشاوره نوشتاري صورت نمي پذيرد و نيازمند جلسات منظم و متعدد روان درماني مي باشد
چه بسا نياز باشد براي دارو درماني نيز به يك روان پزشك با تخصص بالاتر مراجعه نماييد يا اين كه با روانپزشك معالج خود بيشتر به مشاوره بنشينيد
شرايط شما زياد هم دشوار نيست و با درمان وسواس فكري خواه نا خواه بسياري از اختلالات همراه و همبود آن مانند اضطراب افسردگي احساس گناه پرخاشگري و ... درمان خواهد پذيرفت.