می خواستم تفاوت میان محکم و متشابه را در آیات قرآن بدانم؟
آیات بر دو نوع است :
محکم، که آنان را "آیات مرجع " و "ام الکتاب" (1)گویند و معنای شان صریح و روشن و قطعی است. مانند : قل هو الله احد ، الله خالق كل شيء
آیات متشابه که در نگاه اول دو یا چند معنای ناهمگون از آن ها به ذهن می رسد، ولی با دقت و با ارجاع آن ها به آیات محکم، معلوم می شود یکی معنای واقعی آیه است و بقیه معنای آیه نیستند.
اما چرا بعضی آیات متشابه هستند؟
قرآن کتاب معرفت و معارف مربوط به مبدأ و معاد است؛ یعنی حقایق بلند مرتبه ای که از درک و فهم بشر فراتر است. با چشم دیده نشده و با گوش شنیده نشده و به ذهن کسی خطور نکرده است.
معارف را باید با زبان و کلام و واژه هایی بیان کند که برای عموم بشر قابل فهم باشد. پس باید مفاهیم بلند مرتبه را در قالب زبان و با واژه هایی که برای بیان مفاهیم مادی و دیدنی و لمس شدنی وضع شده اند، بیان کند. طبیعی است که بشر انس گرفته با معانی مادی و دیدنی فوری با شنیدن این الفاظ، ذهن و فکرش به امور پست مادی متوجه می شود. خداوند برای متوجه ساختن او به معانی حقیقی و منصرف نمودن از معانی مادی پست، قرینه ها و نشانه ها را ضمیمه می کند. اصول و محکماتی اعلام می کند تا ذهن ها و فکرها با شنیدن آیات و واژه ها نتوانند به سوی معانی پست مادی متوجه شوند.
خدا می خواهد از حقیقتی به نام "میزان" (2)در قیامت سخن بگوید. برای بیان این حقیقت برای مردم از واژه میزان کمک می گیرد. عموم مردم فوری با شنیدن واژه میزان ذهن شان به وسیله ای متوجه می شود که دو کفه دارد و زبانه هایی که دو شیء را در کفه ها قرار می دهند. هنگام هموزن بودن کفه ها، زبانه ها روبروی هم واقع می شوند. فوری تصور می کنند که در قیامت چنین وسایلی هست که گناهان فرد را در یک کفه و ثواب های او را در کفه دیگر قرار می دهند. اگر ثواب ها سنگین تر شد، بهشتی و اگر سبک تر شد، جهنمی می گردد، در حالی که واقعیت این نیست.
میزان در قیامت، انسان تراز اسلام و مطلوب خدا است، یعنی علی بن ابی طالب که معیار و میزان است. دیگران در عقاید و اخلاق و رفتار با او سنجیده می شوند. هر چه به او همسانی بیش تر داشته باشند، درجه بالاتری خواهند داشت. هر چه از او دورتر باشند، از قرب خدا دور می گردند.
بنا بر این برای بیان حقایق بلند غیر مادی مربوط به مبدأ و معاد برای بشر چاره ای جز استفاده از همین واژگان وضع شده برای معانی مادی و پست و دیدنی و شنیدنی نیست. برای این که ذهن ها از معانی پست منصرف شده و به معانی متعالی سوق یابد، با آوردن آیات محکم، سدها و مانع های منصرف کننده از معانی پست و سوق دهنده به معانی متعالی نصب می گردد.
خداوند با آوردن آیه « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصار ؛ چشم ها او را نمىبينند، ولى او همه چشم ها را مىبيند» (3) مانع می شود که با شنیدن آیات: « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه ؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد! »(4) و «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ؛در آن روز صورت هايى شاداب و مسرور است و به پروردگارش مىنگرد»(5) ذهن ها به دیدن خدا با چشم سر و مادی پنداشتن خدا حکم کنند. آن ها را از معنای پست مادی منصرف می کند و به معنایی متعالی برای ملاقات و نظر سوق می دهد که مناسب خدای برتر از ماده و مکان و زمان باشد.
پس چون بیان حقایق متعالی مربوط به مبدأ و معاد در قالب الفاظ وضع شده برای معانی مادی و محسوس و پست، غلط انداز است، برای منصرف ساختن ذهن ها از معانی پست و سوق آن ها به سوی معانی بلند، آیات محکم نازل شده اند تا راهنما به سوی تعالی و مانع از غلطیدن در معانی پست مادی باشند. (6)
پی نوشت ها:
1. انعام(6) آیه50.
2. هود(11) آیه31.
3. انعام(6) آیه103.
4. انشقاق(84) آیه6.
5. قیامت(75) آیه23.
6. برای اطلاع بیش تر به ترجمه المیزان، ج3، ص33 به بعد مراجعه کنید.






