سینه زدن و زنجیر زدن و مداحی ها و... چه پایه ی اعتقادی دارد و چرا باید عزاداری کرد؟
پاسخ را ابتدا از پرسش دوم شما آغاز می کنیم:
عزاداری برای اهل بیت، به ویژه سید شهیدان حسین بن علی (ع) و یاران مظلومش از آثار و فواید اجتماعی فراوانی بهره مند است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
ا) محبت و دوستى:
قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم(ص) و اهلبیت(ع) را بر مسلمانان واجب کرده، دوستى لوازمى دارد. دوستدار صادق، کسى است که شرط دوستى را - چنان که باید و شاید - به جا آورد. یکى از مهمترین لوازم دوستى، همدردى و همدلى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادی در شادى آنان است. (1) از این رو در احادیث، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادى اهلبیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوان شده است.
امام صادق(ع) فرمود: «شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا؛(2) شیعیان ما پارهاى از وجود ما هستند. از زیادى گل ما آفریده شدهاند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوشحال مىسازد، آنان را بدحال و خوشحال مىگرداند.»
بر این اساس وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مىکند که در ایام عزادارى اهلبیت، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ یعنى، با اشک، آه و ناله و زارى،، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده اظهار نماییم ؛ طبق فرموده امام صادق(ع) : عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جویند تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد، آن گاه به جامی از آب بسنده می کنند. (3) از نظر پوشاک، با پوشیدن لباسى که از حیث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایتگر اندوه و ناراحتى است، آشکار می سازیم.
در روایت دیگر امام رضا (ع) به ریان بن شبیب، که روز اول محرم به محضر حضرت شرفیاب شد، فرمود :
« ان کنت باکیا لشیئ فابک علی الحسین؛(4) اگر بر مصیبتی گریه می کنی، بر حسین بن علی گریه کن »
سپس فرمود: «. . . فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛(5)اگر خوشحال می شوی از این که در درجات عالی بهشت با ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش. »
ب) انسانسازى:
از آن جا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزیزان، یادآور فضایل، مناقب و آرمانهاى آنان است. بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مىدهد.
فردى که با معرفت در مجالس عزادارى، شرکت مىکند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مىآمیزد. در پرتو آن، انگیزهاى قوى در او پدیدار می گردد. هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مىشود که فعّال و شتابان به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
ج)جامعهسازى:
هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مىشود. آدمى مىکوشد تا آرمانهاى اهلبیت(ع) را در جامعه حکمفرما کند.
عزادارى بر اهلبیت با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمانهاى آنان و پیاده کردن آن ها فراهم مىسازد. به همین دلیل مىتوان گفت: یکى از حکمتهاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
احیا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربیت کننده و پرورش دهنده روح حماسه و ایثار است. گریه بر مصائب سالار شهیدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسینی است.
با توجه به این نکات روشن می شود که مبنای اعتقادی شیعه در انجام عزاداری یا اظهار سوگواری در مصیبت آن بزرگواران یا مرثیه خوانی و مداحی در ایام شهادت ائمه علیهم السلام مبنایی کاملا دینی و مشروع دارد و چنان که در روایات گذشت این عمل مورد تایید ائمه، بلکه لازمه تشیع دانسته شده است؛ به علاوه خود ائمه با عبارت گوناگون نسبت به این عمل تشویق و ترغیب داشتند و به شیعیان خود توصیه یه این عمل می نمودند (6)
اما در خصوص شکل این عزاداری ها باید گفت:
وقتی اصل عملی دارای فلسفه و هدف خاص و معیار معقول و مشروع شناخته شد شکل انجام آن چندانی تفاوتی نمی کند به شرطی که از اصل هدف اصلی و ضوابط عقلانی و شرعی فاصله نگیرد؛ مداحی و سینه زنی و زنجیر زنی اعمالی است که برای تعظیم شعائر الهی و شرکت در غم و اندوه مصیبت سید الشهدا(ع) صورتی میگیرد. اصل این سنت به ویژه درمیان عرب ها رواج داشته و بعدها به صورت موجود در آمده است. این امر در دوران صفویه توسعه یافت و در عصر قاجاریه بیشتر رواج پیدا کرد.(7) و اكنون نيز به اين شيوه اجرا مي شود.
در هر حال این اعمال دارای فلسفه و هدف و منطق روشنی است و به هیچ وجه نمی توان این امور را در زمره خرافات دانست، زیرا واژه" خرافه" به معنای هر سخن عجیب و غیرقابل پذیرش، که از عالمی غیر از عالم بشری و انسانی خبر می دهد (8) گفته می شود یعنی امری بدون منطق و ضابطه عقلانی و بشری، حال آنکه چنان که گفتیم عزدارای برای اولیاء دین دارای ضوابط معقول و مشروع و با اهداف معین و مقبول است .
پی نوشت ها:
1. شهید مرتضی مطهری، شهید(ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) نشر صدرا، 1387 ش، ص 117- 118.
2. ری شهری، میزانالحکمه، موسسه حدیث، قم، 1378 ش، ج 2، ص 236.
3. محمد محمدی ری شهری، المحبه فى الکتاب و السنه، موسسه حدیث قم، 1378 ش، ص 169- 170 و 181 - 182.
4. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج44، ص 287.
5. همان، ج65، ص 24.
6. شيخ صدوق، الأمالي، يك جلد، انتشارات كتابخانه اسلاميه، 1362 ه ش ، ص 130 .
7. جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، قم، 1389ش، ص 237.
8. علی بن موسی بن طاووس، الملاحم و الفتن، تهران، اسلامیه، ۱۳۷۰،ص ۳۶۰.






