سلام همانطور که قبلا گفتم من معلم هستم و در جایی تدریس می کنم که اهل تسنن هستند من خیلی در اینجا معذب هستم البته قبول دارم که اهل تسنن برادران دینی ما هستند و سعی من در این بوده که در این مدت با آنها رفتار مناسبی داشته باشم که در شان یک شیعه و پیرو حضرت علی باشد. اما با این حال سخنانی از جانب اهالی این منطقه به بنده گفته می شود که من را بسیار عذاب می دهد.
به عنوان مثال با اینکه من آنها را برادران دینی خود می خوانم چندین بار از جانب دانش آموزان مطرح شده که پدر و مادر ما گفته اند که معلم شما کافر است. یا مثلا در ایام محرم امسال که من لباس سیاه برای ایام عزاداری آقا به تن داشتم یکی از دانش آموزان گفت که آخوند ما گفته(اینجا به روحانیون خود آخوند می گویند)که شیعیان جهنمی هستند چون سینه می زنند و با هر سینه ای که می زنند یک قدم به جهنم نزدیک می شوند.
البته من برای دفاع از شیعه پاسخ آنها را می دهم چون در این مورد مطالعه دارم و رشته تحصیلی من هم الهیات است.
ولی این حاضرجوابی من باعث کدورت اهالی منطقه از بنده شده است. مثلا دو ماه پیش یکی از آخوند های این ها به مدرسه آمده بود در صحبت هایش جسارت هایی را به شیعه کرد که من پاسخش را دادم این آخوند که انتظار پاسخ های من را نداشت در پایان صحبت هایش از من سوال کرد که اگر شیعه حق است چرا تعداد سنی ها بیشتر است. در پاسخ به این سوال، سعی کردم پاسخ این آخوند را به روش سقراطی بدهم تا جواب سوال خود را خودش بدهد.به همین دلیل از او پرسیدم که چند چاه نفت در جهان وجود دارد؟ ایشان پاسخ داد:چه می دانم 100 تا 200تا به ایشان گفتم چند چاه آب در جهان وجود دارد؟ پاسخ داد:500هزار یک ملیون گفتم فرض کن 500 هزار. تعداد چاه های نفت بیشتر است یا آب؟ پاسخ داد: آب گفتم: پس ارزش مخلوقات خدا به کمیت و تعداد آنها نیست بلکه ارزش هر چیز به کیفیت آن است اگرچه تعداد شیعیان از شما کمتر است اما این دلیل نمی شود که ارزش آنها کمتر از شما باشد.در ادامه به او گفتم فرض می کنیم اهل سنت حق باشد و شیعه نا حق باشد. خوب اگر تعداد شیعه ها را از مسلمانان کم کنیم تعداد مسلمانان از مسیحیان کمتر می شود پس اگر به قول شما تعداد، معیار حق بودن است پس چون تعداد مسیحیان بیشتر است آنها حق می شوند و شما ناحق!؟
البته بعد از این بحث ها ایشان شروع به توهین کرد که پاسخ ندادم
خلاصه اینکه دیگر خسته شده ام و از این که در این منطقه برای این افراد عمرم را تلف می کنم احساس ناخوشایندی دارم.
از وقتی که در این منطقه ساکن شدم نتوانستم در عزاداری ابا عبدالله در محرم شرکت کنم به همین دلیل وقتی محرم می رسد احساس افسردگی می کنم بغض گلویم را می گیرد. هر چند گاهی اوقات که تنها می شدم برای خودم نوحه هایی زمزمه می کردم و نوارهای روضه گوش می دادم اما دلم برای عزاداری در هیئت ها و مساجد تنگ می شد.دوست داشتم در شهر خود بودم و مثل هر سال عزاداری می کردم و یا با افتخار کفشدار عزاداران آقا می شدم نه اینکه به کسانی خدمت کنم که ما را کافر می دانند.
اینجا از دعای ندبه ، توسل ، کمیل و زیارت عاشورا خبری نیست از اعتکاف در مساجد هم خبری نیست . از جشن های شعبانیه هم خبری نیست . گاهی در تنهایی دلم برای دعای ندبه و یا زیارت عاشورا که در شهرمان برگزار کردیم تنگ می شود.
دانش آموزانم که اهل تسنن هستند گاهی با سخنانشان مرا دلسرد می کنند و عذاب می دهند. گاهی اوقات وقتی خوب فکر می کنم از اینکه به این قشر درس می دهم احساس خجالت می کنم کسانی که از شخصی پیروی می کنند که بر صو رت حضرت فاطمه سیلی زد. در خانه حضرت علی را آتش زد محسن شش ماهه را شهید کردو...
دوستان باور بفرمایید خیلی تلاش کردم با این مردم کنار بیایم اما نمی شود. آخر با کسانی که تو را کافر و جهنمی می دانند چگونه کنار بیایم.
خیلی تلاش کردم که بتوانم تصورات این ها را در مورد شیعه عوض کنم اما نشد و حتی وضع بدتر هم شد. نمی دانم همکاران من نسبت به این موارد خیلی بی خیال هستند انگار نه انگار که شیعه اند اما من نمی توانم نسبت به این مسائل بی تفاوت باشم من که تا به این سن تنها افتخارم کفشداری عزاداران امام حسین است چگونه اراجیف این افراد را بشنوم و سکوت کنم. متاسفانه آموزش و پرورش هم به من انتقالی نمی دهد که از این منطقه راحت شوم.
دیگر خسته شده ام شاید شغل معلمی را رها کنم
اینها کارشان به جایی رسیده که حتی نسبت به مراجع ما هم جسارت می کنند
بعضی وقت ها فکر می کنم حتما گناهی انجام داده ام که خدا برای مجازات من را به این منطقه فرستاده است.من از اول هم بدشانس بودم. 99 درصد کشور ما شیعه هستند آن وقت باید من در جایی خدمت کنم که وهابی هستند.
لطفا جواب این سوال من را از آیت الله مکارم شیرازی بپرسید که من چه کار کنم. من تحمل این منطقه را ندارم و دارم سکته می کنم/اجرتان با امام زمان

دوست بزرگوار مطالب شما را به دقت مطالعه نموديم، عشق و علاقه شما به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و پايبنديتان به باورهاي ديني و مذهبي حقيقتا ستودني است، شرايط كنوني كه در آن قرار داريد گر چه به ظاهر برايتان به شدت دردآور و بغرنج است. اما نه تنها اين وضعيت براي شما عذابي الهي نيست. بلكه فرصتي محدود و مغتنم است كه خداوند از روي لطف در اختيار شما قرار داده است كه در سايه آن مي توانيد هم سعادت ابدي خود را تامين نماييد و شايد هم شما واسطه هدايت بنده اي از بندگان خدا قرار گيريد و يا حد اقل زمينه گرايش برخي از دانش آوزان را (ولو يك نفر ) در آينده اي ولو دور را فراهم نمائيد كه در اين صورت خوشا به حال شما كه همين براي شما بهترين توشه آخرت خواهد بود. دوست عزيز فرصتي كه اكنون در اختيار داريد(و يا حد اقل بالاجبار در اختيار شما قرار داده شده است ) نصيب كمتر كسي مي گردد. لذا با دقت در چند نكته قدر آن را بدانيد:
1. غالب افرادي كه از اهل سنت با آنها مواجه هستيد تحت تاثير باور هاي ريشه دار پدران و عالمان ديني گذشته و حال خود نگرشي نادرست و غير واقعي و بسيار متفاوت نسبت به شيعه و اعتقادات پيروان اهل بيت(ع) دارند به حدي كه هر كس را به اسم شيعه مي بينند ناخداگاه همه نسبتهاي ناروائي كه در طول تاريخ از روي بغض و كينه بواسطه برخي از عالمان ديني آنها به آنها القا شده تداعي شده و فرد مخاطب را با چنين پيش داوري هائي مورد توجه قرار مي دهند لذا خيلي از نوع برخورد آنها با خودت دلگير نشوید و بدانید كه غالب اين افراد حقيقتا افراد كينه توزي نيستند، بلكه نسبت به شما و باور هاي ديني شما سوء تفاهم دارند، سوء تفاهمي كه همانند يك حجاب همواره آنها را از شما دور مي كند، اگر كسي موفق گردد به هر وسيله اي و با هر هنري اين حجاب سنگين را كنار بزند و با جلب اعتماد آنها، باورهاي راستين اهل بيت (ع) را به آنها چه در گفتار و چه در رفتار منتقل نمايد، تاثير عميق خود را خواهد گذاشت .
امام رضا (ع) مي فرمايد:« َ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا قُلْتُ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»؛« خدا رحمت كند بنده اي را كه امر ما را (معارف اهل بيت را ) رنده كند. سؤال شد: چگونه امر شما زنده مي گردد. حضرت فرمود: علوم و معارف ما را (خوب و درست) ياد بگيريد و ديگران را با آن تعليم دهيد (و به ديگران خوب منتقل نمائيد)؛ بدرستي كه اگر مردم محاسن كلام ما را درك نمايند از ما تبعيت مي كنند ».(1) لذا دوست بزرگوار اگر به دانش آموزان و اهالي محل خدمت خود به چنين ديدي نگاه كنيد ديگر نه سخن هاي كفر آميز آنها نسبت به اهل بيت (ع) شما را از ادامه كار دلسرد مي كند و نه تلقي اهالي آنجا از كافر خواندن شما باعث تعجبتان مي گردد. ايجاد چنين نگرشي در درون شما انگيزه تلاش و جديت بيشتر براي منتقل نمودن معارف ناب اهل بيت(ع) و كلمات و حكمتهاي شگفت انگيز آنها به دانش آموزان بوجود مي آورد ،مطمئن باشيد كه ولو در آينده انتقال اين معارف اثر معنوي و معرفتي خود را در دانش آموزانتان خواهد گذاشت. لذا از ادامه كار دلسرد نباشيد عدم موفقيت خود براي گرفتن انتقالي را تقديري نيكو از جانب خداوند بدانيد.
2. مهمترين مانعي كه در اين مسير پيش روي شماست و به نظر مي رسد از آن غافل شديد اين است كه شما در مواجهه با اهل سنت و در دفاع از اعتقادات خود وارد مقابله لفظي و بحث و جدال گفتاري خارج از فضاي اعتماد سازي شديد و اين دقيقا همان چيزي است كه آنها انتظار دارند و شما را خواسته و يا ناخواسته به آن سوق مي دهند و باعث خنثي سازي همه زحمات شما مي شوند. لذا در مواجهه با نسبتهاي ناروائي كه به شخص شما (مثل كافر خواندن شما و...) و حتي در مواجهه با بدگوئي آنها نسبت به اهل بيت (ع) سعي نمائيد به جاي جبهه گيري و دفاع جدلي از خود و اهل بيت (ع) بيشتر با رفتاري مؤدبانه و به دور از جبهه گيري با ارجاع دادن و استناد دادن باور هاي خود به كتب اصلي اهل سنت كه در ادامه اشاره مي شود و دفاع عالمانه از باور هاي و معارف اهل بيت سعي نمائيد با نقل فضائل و معارف اهل بيت از كتب مهم اهل سنت اعتماد آنها را در درستي و صداقت خود جلب نمائيد و در ادامه با وارد شدن به عرصه تبليغ عملي و رفتاري با احسان و نيكوئي در حق ضعيفان آنها زمينه اصلاح نگرش آنها را در مورد خود و باور هاي شيعي تغيير دهيد.
3. مطالعه كتب عالمان ديني كه در طول تاريخ با عالمان اهل سنت مناظره نموده اند و توجه به روش محترمانه و مؤدبانه آنها در عين استناد دهي علمي و منطقي و عقلاني به كتب و روايات اهل سنت براي شما بسيار مفيد خواهد بود كه در انتها برخي از اين كتب محضرتان معرفي مي گردد:
شبهاي پيشاور، سلطان الواعظين شيرازي ،
المراجعات ،علامه شرف الدين،
تفسیر موضوعی پیام قرآن جلد نهم، آیه الله مکارم شیرازی،
در آدرس زير روايات زيبائي در فضائل اهل بيت و ديگر موضوعات چالشي مورد نياز شما در منابع اهل سنت به صورت پيوست وجود دارد ،مراجعه فرمائيد:
http://www.askdin.com/thread4777.html
آيت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه در ذيل آيه 125 سوره نحل(16) با توجه به تفسير اين آيه شريفه ،ده دستور مهم اخلاقى در مقابله با مخالفان ارائه مي فرمايند كه مطالعه آن در پاسخ به درخواست شما توصيه مي گردد(آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلامي، 1374ش، ج‏11، ص 455).
پي نوشت:
1. شيخ حر عاملي، وسائل‏الشيعة، مؤسسه آل البيت، قم، 1409ق، ج 27، ص92.