با سلام در قرآن در مورد مسیحیان آمده که آنان حضرت عیسی(ع) و حضرت مریم را دو خدای من دون الله می دانسته اند اما در صورتی که می دانیم که مسیحیان به خدای پدر،پسر و روح القدس معتقدند یا این که قرآن حضرت مریم(س)را خواهر حضرت هارون می دانسته درصورتی که 1100با او اختلاف زمانی دارد،آیا این مسائل با وحی بودن و ناشی از علم مطلق بودن آن تناقض ندارد؟
بله این مطلب به صراحت در قرآن آمده:
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسي وَ لا أَعْلَمُ ما في نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوب (1)
و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مىگويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مىگويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مىدانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! به يقين تو از تمام اسرار و پنهاني ها با خبرى.
البته این آیه و آیات دیگر قرآن دلالت ندارد که اعتقاد به تثلیث و اقانیم سه گانه "پدر ، پسر و روح القدس" یا به الوهیت گرفتن عیسی و مادرش، اعتقاد همه مسیحیان بوده، بلکه از همان ابتدا تا به امروز در بین مسیحیان کسانی بوده اند که موحد بوده و حضرت عیسی و مادرش را بنده خدا می دانسته اند :
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ (2)
از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه (به حق و ايمان) قيام مىكنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مىخوانند در حالى كه سجده مىنمايند. به خدا و روز ديگر ايمان مىآورند امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و در انجام كارهاى نيك، پيشى مىگيرند و آنها از صالحانند.
با نزول قرآن و بیان توحید و نفی الوهیت و ربوبیت خدایان ساخته بشر و توجه عمومی به اعتقاد برهانی توحید و باطل بودن خدایی حضرت عیسی و مریم ، این اعتقاد توسط مسیحیان انکار می شود و می خواهند از تاریخ مسیحیت هم آن را پاک کنند .
ولی تاریخ گواهی می دهد که مسیحیان قائل به تثلیث و خدایان سه گانه یعنى خداى پدر و خداى پسر و روح القدس بوده اند و شکى نیست که روح القدس به پندار آنها، واسطه میان خداى پدر و خداى پسر مى باشد و او غیر از مریم است.
اما در مورد مریم ، درست است که مسیحیان مریم را خدا و در ردیف "پدر ، پسر و روح القدس" نمى دانستند. ولى در عین حال در برابر او و مجسمه اش مراسم عبادت را انجام مى داده اند، همان طور که بت پرستان، بت ها را خدا نمى دانستند ولى شریک خدا در عبادت تصور مى کردند. به عبارت روشن تر فرق است میان الله به معنى خدا و اله به معنى معبود. مسیحیان مریم را اله یعنى معبود مى دانستند، نه خدا.
به تعبیر یکى از مفسران گر چه هیچ یک از فرق مسیحیت کلمه اله و معبود را بر مریم اطلاق نمى کنند، بلکه او را تنها مادر خداوند می دانند ولى عملا مراسم نیایش و پرستش را در برابر او دارند، خواه این نام را بر او بگذارند یا نه. چندى قبل در بیروت در شماره نهم سال هفتم مجله مشرق که متعلق به مسیحیان است، مطالب قابل ملاحظه اى به عنوان یاد بود پنجاهمین سال اعلان پاپ بیوس نهم درباره شخصیت مریم منتشر گردید و در همین شماره تصریح شده بود که کلیساهاى شرقى همانند کلیساهاى غربى مریم را عبادت مى کنند.
در شماره چهاردهم سال پنجم همان مجله ، مقاله اى به قلم انستاس کرملى درج شده که خواسته است در آن براى مساله عبادت مریم حتى ریشه اى از کتب عهد عتیق و تورات پیدا کند. داستان دشمنى مار (شیطان ) و زن (حوا) را به عنوان مریم تفسیر مى نماید. بنابراین پرستش و عبادت مریم در میان آنها وجود دارد. (3)
علامه طباطبایی ذیل این آیه در بیان ایراد مطرح شده و جواب آن می نویسد:
مسيحيان به اين معنا اشكال كرده و گفتهاند: نصارا قائل به الوهيت مريم عذرا نيست و كلام آنان را كه به ظاهر الوهيت مريم را مىرساند به وجهى توجيه نمودهاند. ليكن نكتهاى كه در اين آيه است و اين توجيهات را باطل مىكند و لازم است تذكر داده شود اين است كه در آيه نفرمود: نصارا گفتهاند مريم اله است، تا بتوان آن را توجيه كرد و گفت آرى چنين حرفى مىزدند و ليكن غرضشان چيز ديگرى بوده. بلكه فرمود: نصارا مريم را اله خود اتخاذ كردند، و معلوم است كه اتخاذ اله غير گفتن آن است، گر چه وقتى اتخاذ شد به زبان هم جارى مىشود زيرا اتخاذ اله جز به عبوديت و خضوع بندگى صادق نيست، كما اينكه در قرآن هم فرموده:" أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ- آيا ديدهاى كسانى را كه هواى نفس خود را معبود خود گرفتند؟" علاوه بر اينكه اعتقاد به الوهيت مريم از نياكان مسيحيت به اخلاف آنان رسيده و اينك در ميانشان مشهور است.
آلوسى در روح المعانى مىگويد: ابو جعفر امامى از بعضى از نصارا حكايت كرده كه در قرون گذشته قومى بودند بنام مريميه كه به الوهيت مريم معتقد بودند .
و در تفسير المنار مىنويسد: اين مطلب كه مسيحيان مسيح را اله مىدانند در چند جا از تفسير اين سوره گذشت و اما پرستش مادر مسيح، اين نيز در كليساهاى شرقى و غربى بعد از قسطنطنين متفق عليه بوده. تنها فرقه پروتستان است كه پس از چند قرن بعد از اسلام پيدا شدند و آن را انكار نمودند.
و اين عبادت كه گفتيم نصارا نسبت به مريم مادر عيسى (ع) انجام مىدهند چند قسم است: بعضى از آنها نمازى است مشتمل بر دعا و ثنا و استغاثه و استشفاء، و بعضى از آنها عبارتست از روزهاى كه آن را نسبت مىدهند به خود مريم و به نام وى نيز ناميده مىشود، همه اين عبادات توأم با خضوع و خشوع در برابر صورت و مجسمه و بلكه صورت خيالى مريم انجام مىشود، در حالتى كه معتقدند به اينكه مريم داراى سلطنتى است غيبى كه با داشتن اين قدرت مىتواند (البته به اعتقاد آنان) خودش و بدون وساطت فرزندش نسبت به امور دنيا و آخرت مردم نفع و ضرر برساند. و تصريح كردهاند به اينكه پرستش مريم واجب است، و ليكن در عين حال از هيچ يك از فرق آنها ديده نشده كه كلمه" اله" را بر مريم اطلاق كنند، بلكه همه از مريم تعبير مىكنند به" مادر اله" و بعضى از فرقشان تصريح دارند به اينكه اين اطلاق (مادر اله) اطلاق مجازى و از باب مبالغه در تعظيم نيست. بلكه اطلاقى است حقيقى. (4)
بنا بر این سخن در این آیه از خدا نامیدن حضرت مریم توسط مسیحیان نیست تا انکار شود. بلکه به خدایی گرفتن است که در برابر او خضوعی کنند که مخصوص خداست و او را سجده کنند یا از او به استقلال حاجت بخواهند همچنان که از به ربوبیت گرفتن احبار و راهبان توسط اهل کتاب سخن رفته و منظور اطاعت بدون قید و شرط و رب وار از آنان است که با این که می دانستند فاسقند و حلال را حرام و حرام را حلال می کنند، با این وجود از آنان اطاعت می کردند گویا آنان ارباب می باشند و باید اطاعت شوند(5): اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه (6)
اما این که در قرآن آمده که بنی اسرائیل حضرت مریم را خواهر هارون خواندند؛
اولا مریم تنها فرزند پدر و مادرش بوده و برادر و خواهر نداشته است. عمران و همسرش سالیان طولانی با هم زندگی کردند و فرزندی نداشتند تا این که بعد از مدتی طولانی خداوند به آنان فرزندی عطا کرد. پدر مریم یعنی عمران قبل از تولد فرزند از دنیا رفت.
این که بنی اسرائیل به مریم زمانی که با قنداقه عیسی بر آنان وارد شد، گفتند: " یا اخت هارون ما کان ابوک امرا سوء و ما کانت امک بغیا"(7) در توجیه آن چهار وجه گفته اند:
1.از این جهت بوده که او برادری پدری به نام هارون داشته است.
2.در بنی اسرائیل فردی به نام هارون بود که قداست مشهوری داشت. وقتی می خواستند قداست کسی را فوق العاده بشمرند ، او را "اخت هارون" یا "اخی هارون"[برادر یا خواهر هارون] می نامیدند. بنا بر این تفسیر ، آنان که مریم را مقدس می شمردند ، با دیدن بچه در دامان یک باکره مقدس متعجبانه گفتند: ای خواهر هارون، ای مقدس، تو که نه پدرت آدم بدی بود و نه مادرت فاجره بود؟!
3. هارون نام مردی فاجر و فاسد در بنی اسرائیل بود که در فساد و لاابالی گری شهره شد. آنان که در پی بی آبرو کردن مریم بودند، بعد از منتشر کردن تهمت به مریم و فراری دادن او از معبد و بعد از بازگشتش با یک قنداقه در آغوش، مسخره گرانه او را "اخت هارون" یعنی خواهر آن فاسد معروف و شبیه او شمردند. برای تکمیل سرزنش گفتند که تو با وجود پدر و مادر صالحی که داشتی ،نباید به هیچ وجه شبیه او می شدی.
4.چون او از نسل هارون پیامبر بوده، به این جهت او را "اخت هارون" نامیده اند ،همچنان که یک فرد منسوب به یک طایفه را "برادر آن طایفه" می نامند.(8)
البته به نظر وجه سوم درست تر از همه است، زیرا رجاله های اسرائیلی در صدد منکوب کردن حضرت مریم بودند . وقتی به نظرشان زمینه را مساعد دیدند، او را "اخت هارون" نامیدند و به آن فاسد معروف تشبیه کردند. آن ها قبل از آن به مریم تهمت زده و قداست او را نفی کرده بودند.
هارون برادر مریم نبوده و همه می دانستند یا اگر برادر رضاعی اش یا برادر پدری اش بوده، این را هم می دانستند و از این جهت اشتباهی پیش نمی آمد و نمی آید.
اما در مورد پدر مریم که در قرآن عمران نامیده شده، فاصله طولانی بین مریم و موسی مانع پیدایش زمینه اشتباه می شود . در قرآن نام پدر موسی ذکر نشده است.
با توجه به آنچه آمد، نه امکان اشتباه پیش می آید و نه زمینه فتنه و آزمایش است، زیرا ربطی به تکلیف و فعل و کار ما ندارد. بین مریم و موسی چندین قرن فاصله است. این که نام پدر این دو یا نام برادرشان یا نام پدر و برادرشان مشابه باشد، چه مشکلی برای فهم یا ایمان یا انتخاب ما ایجاد می کند تا آن را از باب فتنه و به مشکل انداختن برای شناسایی معتقدان از بهانه جویان بدانیم؟!
پی نوشت ها:
1. مائده (5) آیه 116.
2. آل عمران (3) آیه 113-114.
3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، اسلامیه، 1374 ش ، جلد 5 ، صفحه 136.
4. طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، قم ، انتشارات اسلامی، 1374 ش، ج 6 ، 349-350.
5. همان .
6. توبه (9) آیه 31.
7. مریم(19)آیه28.
8. طباطبایی، همان، ج14، ص58.






