با سلام ما شیعیان معتقدیم که آیاتی از جمله آیه تطهیر و آیه اکمال دین و تبلیغ با توجه به تحلیل های متنی و اصول بلاغی و معنایی در جای اصلیی که باید می بوده نیست (و هم چنین به صورت سربسته و کلی به مسائل پرداخته) تا قرآن را از گزند تحریف مخالفین اهل بیت(ع)و حضرت علی(ع)دور نگه دارد،آیا این امر که در آیه اکمال دین به وضوح مشهود است (زیرا در بین موضوع حکم فقهی حرام بودن بعضی ازگوشت ها،شکار و ...ناگهان بحثی اعتقادی-سیاسی به میان می آید که کاملا بی ربط بوده و مجددا به همان فضا برگشته و استثنائات همان حکم اول را می گوید،که درصورت برداشتن بخش اکمال دین نه تنها به آیه خللی وارد نمی شود بلکه آن را از لحاظ ساختار و محتوا موجه تر نیز می کند،آیا این مسأله موجب از اعجاز خارج کردن قرآن و این که هیچ متنی به پای آن نمی رسد و هم چنین تحدید آن را زیر سؤال نمی برد؟
در اینجا پاسخ های گوناگونی می توان بیان نمود که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:
اولا: چنانکه علامه طباطبایی در المیزان بيان نموده (1) می توان گفت که ما هيچ دليلى در دست نداريم كه جملاتی مانند « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ...» (2) همراه آیاتی که اکنون در ضمن آنها نوشته شده اند نازل شده است، بلكه از روايات به خوبى استفاده مىشود كه اين قسمت ها جداگانه نازل گرديده اند اما به هنگام جمع آورى آيات قرآن در عصر پيامبر يا بعد از آن در كنار اين آيات قرار داده شده اند و آنچه ممکن است با اعجاز قرآن ناسازگار به نظر آید این است که این آیات در هنگام نزول وحی در ضمن جملات دیگر نازل شده باشند.
ثانیا: بر فرض که بگوییم این آیات در ضمن آیات کنونی نازل شده و نزول جداگانه نداشته اند می توان این بیان مجمع البیان را نقل کرد که رسم فصيحان و شاعران و اديبان عرب اين بوده كه در لابلاى مطالب معمولى حرف جديد و مهمّى مطرح مىكنند تا تأثيرش بيشتر باشد.(3) چنان كه در ميان اخبار صدا و سيما، اگر گوينده يك مرتبه بگويد: به خبرى كه هم اكنون به دستم رسيد توجّه فرماييد، اين گونه سخن گفتن يك شوك روانى و تبليغاتى ايجاد مىكند.
پی نوشت ها:
1. علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، ج16، ص311.
2. «خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند...» (أحزاب(33) آیه 33.
3. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372 ش، ج8، ص560.






