با سلام
ميخواهم بدانم خدا كيست و چه كسي او را خلق كرده؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و مذهبی
لفظ خدا در زبان فارسی مخفف «خودآ» یعنی خود به وجود آمده و تقریباً مرادف با واجب الوجود است، یعنی موجودی که وجود برای او ضرورت دارد و "عدم "برای وی محال است . موجود دیگری به او وجود نداده است، ولی با توجه به مشابهات آن مانند ناخدا (ناو خدا) و "کد خدا "میتوان گفت معنای لغوی آن شبیه به معنای صاحب و مالک و معنایی که در عرف از آن فهمیده میشود، نظیر خالق و آفریدگار است. (1) بر همین اساس در زبان فارسی به جای مفاهیم واجب الوجود، «خدا» گفته میشود .
پس مهم ترین حقیقت وجودی خداوند از اسم او درک می شود و آن این که هیچ موجودی به او وجود نبخشیده و خداوند معلول هیچ علتی نیست، پس کلمه «خدا »کاملا متناسب با حقیقت وجود خداوند است.
در مورد حقیقت وجود او باید توجه داشت که آگاهی از ماهیت خدا ناممکن است ؛ مشکل اصلی در درک حقیقت و چگونگی خداوند آن است که حقیقت ذات نامحدود الهی برای ما که موجودات محدود هستیم ،قابل درک نیست . عقل نیز به ذات الهی راه نمییابد چون لازمه آن، احاطه قوه محدود مدرکه ما برحقیقت نامتناهی خداوند است .خدای نامحدود در احاطه موجود محدود و عقل ناقص داخل نمیشود.
در نتیجه رهیافت به درک ذات الهی برای ما ممکن نیست . تنها در خصوص او می دانیم که موجودی است در نهایت کمال؛ یعنی هرگونه کمال وجودی که به تصور درآید ،در ذات او به کامل ترین وجه و بالاترین درجه موجود است. هر نوع نقص و زشتی و نادرستی در کوچک ترین حدود و پایین ترین درجات از ذات او به دور است؛ از همین روست که می توانیم به شناختی اجمالی از صفات خداوند که عین ذات او هستند برسیم و تصور خود را ازخداوند در مراتب نازل تر شکل بدهیم.
به علاوه نشانه هایی از صفت و حقایق وجودی او در قرآن و روایات بیان شده که تا حدی به کامل تر شدن این ادراک اجمالی کمک می کند؛ البته در قرآن تاکید شده: «لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ؛ (2) هیچ چیز مانند خدا نیست» و خدا همانند موجودات دیگر نیست ؛ زیرا هر موجودی غیر از خدا، محدود و نیازمند است. اگر خدا بخواهد مانند مخلوقات خود باشد، یکی از آن ها خواهد بود. اما در عین حال صفات متعدد و کمالات مختلفی را از خداوند برای ما بیان کرده که این آیات بخش اعظم قرآن کریم را در بر گرفته است.
اما در مورد خالق خداوند باید گفت این سؤال از یک فرض اشتباه ناشی شده است و آن این که تصور میشود که هر موجودی نیاز به علت يا خالق دارد، در حالی که مطلب صحیح این است که: هر پدیده ای به علت نیاز دارد، یعنی چیزی که نبوده و وجود یافته است، وجودش نیاز به علت دارد. پس هر موجودی نیاز به آفریدگار ندارد تا بگوییم خدا هم یکی از موجودات است، پس آفریدگار او کیست؟ بلکه هر آفریدهای آفریدگار میخواهد و خدا آفریده شده نیست تا به حکم این قانون آفریدگار بخواهد.
کاملاً روشن است که اگر موجودی فرض شود که همیشه بوده و هیچ گاه معدوم نبوده تا به وجود آید، نیاز به آفریننده و علت نیز نخواهد داشت. سؤال ازکجا آمده هم، در موردش بی معنی است. مثلا اگر کسی از ما بپرسد، رطوبت هر چیز از آب است، رطوبت آب از چیست و از کجا است؟ یا چربی همه غذاها از روغن است، چربی روغن از چه و از کجا است؟ و یا شوری همه چیز از نمک است، شوری نمک از چیست؟ چه پاسخی می دهیم ؟
مسلما پاسخ می دهیم که رطوبت آب، چربی روغن و شوری نمک از چیز دیگری نیست. این خاصیت طبیعی و ذاتی آنها است. آب ذاتاً مرطوب است. روغن ذاتاً چرب است و نمک ذاتاً شور است. هم چنین هنگامی که سؤال شود هستی هر موجودی از خدا است، پس هستی خدا از کیست، پاسخ میدهیم: هستی خدا ذاتی او و از خود او است و از جای دیگر نیست .
البته این مثالها برای نزدیک کردن مطلب به ذهن زده میشود؛ وگرنه بین این مثالها و موضوع مورد بحث، تفاوت زیادی است، زیرا وقتی میگوییم روشنایی همه چیز از نور است و روشنایی نور از خود او است، معنایش این نیست که نور آفریدگاری ندارد، بلکه معنایش این است که آفریدگار جهان نور را این طور آفریده است که روشنایی جزء ذات او باشد و روشنائی از نور جدا نیست، همان گونه که وجود و هستی از خداوند جدا نیست.
براي توضيح بيش تر مي توانيد به كتاب: «پاسخ به پرسش هاي مذهبي» نوشته آية الله مكارم شيرازي و آية الله سبحاني، چاپ انتشارات نسل جوان، بخش اول، مراجعه نماييد .
پینوشتها:
1. محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 1380 ش ، ص21.
2. شوری (42) آیه 11.






