با سلام. لطفا" شک و ابهام مرا برطرف کنید.حدود دوسال قبل یک قطره نجاست در کناره های فرش ریخت. در ان لحظه ان را تطهیر کردم و فکر کردم پاک شد. ولی الان شک سراسر وجودم رو گرفته که کیفیت تطهیر چگونه بوده و شاید پاک نشده است.حال اگر ان را نجس فرض کنیم مادرم شامپو فرش را هر سال روی فرش می کشد و احتمال انتقال نجاست به برخی نقاط فرش وجود دارد.بعد از پرسش و پاسخ از مادرم متوجه شدم که او به گونه ای دستمال می کشیده که در انتها به نجس می رسیده پس با این تفاصیر ان را پخش نمی کرده است.بعد از این من جایی که یقین داشتم شستم و از پاک شدن جاهایی که یقین داشتم نجس بود مطمئن شدم.البته در جای نجاست هم ابهام داشتم ولی جاهایی که به ظن قوی نجس بود را شستم.ایا این عملکرد مرا تایید میکنید؟ البته من ادم نیمه وسواسی هم هستم من وقتی از شستن کل فرش صحبت به میان اوردم مادرم مرا وسواسی خواند. و گفت نباید به یقین وسواسی هم اعتنا کرد. لطفا مرا کمک کنید.این شک شب و روز فکر من را مشغول میکند.اطرافیانم به من می گویند شیطان تو را وسوسه می کند و از طریق تو می خواهد در ما رسوخ کند.این اخرین باری است که از کسی این سوال را می پرسم اگر مورد تایید شما باشد دیگر با یقین به طهارت به زندگی ادامه مید هم.
مشکلی که شما با آن مواجه هستید در روانشناسی با عنوان ترس از آلودگی یا نجاست شناخته می شود. البته در موارد شدیدتر می تواند نشانه شروع اختلال وسواس باشد. برای تشخیص وسواسی بودن شما، وجود علائمی ضروی و لازم می نماید. اگر مشکل شما فقط در رابطه با همین یک مورد است، قطعا نمی توان آن را وسواس نامید. اما اگر مشکل شما به یک رویه کلی در تمام امور زندگی تبدیل شده، لازم است با مراجعه به روانشناسان بالینی به درمان مشکل خود بپردازید.
به طور کلی، معمولا اختلال وسواس در سنین اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی، بیشتر در 25 سالگی و اغلب طی دوره ای پر استرس آغاز می شود. اما یافتن علت یا علل اصلی این اختلال بهترین راه درمان آن است. عده ای از روانشناسان معتقدند که این بیماری تا اندازه ای ارثی است و عده ای دیگر، والدین این مبتلایان را درایجاد این بیماری مقصر می دانند. زیرا بر این باورند که مشکل بیمار، نتیجه آموزش سخت گیرانه آنها در خصوص آداب تخلیه مثانه و روده است.
عامل ایجاد کننده اختلال وسواس هر چه باشد، مهم تر آن است که بتوانیم علائم اختلال وسواس را با درمان های رفتاری شناختی و داروئی کنترل کنیم. درصورتی که این اختلال درمان نشود، اکثر مبتلایان علایم آن را تا حدی در زندگی خود همراه خواهند داشت. اگرچه دوره هایی نیز وجود دارند که علایم این اختلال تخفیف می یابند و عملکرد مبتلایان بهنجار می شود، با این حال هیچ گاه علائم کاملا از بین نمی رود. بعضی از افراد دوره هایی فاقد هرگونه علائم را پشت سر می گذارند، اما پس از مدتی، علائم دوباره پیدا می شوند. و در تعداد کمی از افراد، علائم شدیدتر می شود. اما به خاطر داشته باشید که این دورنمای ناخوشایند تنها نشان دهنده وضعیت درمان نشده اختلال وسواس است. بنابراین اگر با این توصیفات احساس می کنید مبتلا به وسواس هستید، در صدد حل ریشه ای این اختلال باشید.
همانطور که گفتیم مشکل شما با توصیفی که کردید نمی تواند نشانه وسواس باشد، اما می تواند زمینه ساز شروع این اختلال گردد. در این صورت به نکات ذیل توجه فرمایید
1. این بیمارى از یک طرف ناشى از اشتباه در فهم احکام دینى و در واقع اصل دین اسلام مىباشد و به عبارت دقیق تر: ناشى از انحراف فکرى است، از طرف دیگر، اعمال و رفتارهایى به این فکر غلط و اندیشه باطل دامن زده و آن را به صورت یک عادت در می آورد.
2. براى درمان این بیمارى ابتدا باید فکر اشتباه و غلط خود را اصلاح نمایید و رفتارهاى متضاد و مخالف با آنچه تاکنون انجام مىدادید، انجام بدهید. این بیمارى در سایه تلقینات شیطانى ایجاد شده و برخى از عوامل دیگر آن را تشدید نموده، حتى ذهن و فکر شما را در تسخیر خود قرار داده و مفهوم غلطى را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن شما قرار داده است. امام صادق (ع) فرمود: «شیطان با وسوسه نمىتواند علیه آدمى اقدامى کند، مگر آن که آدمى از یاد خدا روى برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهى وى را بى اهمیت بنگارد.(1)
3. انسان وسواسى برخلاف حکم خدا و پیامبر و حتى آنچه در رسالهها آمده است، عمل مىکند. در حکم دین اسلام آمده است که باید به نجاست یقین داشته باشد تا حکم به نجاست شود، اما او هنگامى که شک در نجاست مىکند، حکم به نجاست مىدهد، در حالى که دین اسلام، در شک به نجاست حکم به طهارت داده است (علاوه بر اینکه شما چند بار به یقین پیدا کردن از پاکی فرش منزلتان اشاره کرده اید). با کمک شیطان براى خود احکامى درست مىکند و به آنها عمل مىنماید و از حکم خدا و پیامبر دورى مىکند، و این متابعت از شیطان و هواى نفس (دلچسب بودن براى خودش) و روى گردانى از خدا و حکم الهى است. در حالى که انسان وسواسى براى اجراى حکم الهى، خود را به مشقت و دردسر مىاندازد و حتى تا مرز جنون و بیمارى کشیده مىشود.
4. توجه داشته باشید که در زمان رسول خدا، پاکترین و بهترین انسانها زندگى مىکردند. آب لوله کشى و امکانات امروز نبود، در حالى که حضرت فرمود: «بهترین امت من آن است که با یک مد (750 گرم) آب، وضو گرفته و با یک من آب، غسل نماید». امت پیامبر، فقط کسانى نبودند که آن زمان زندگى مىکردند. حال فکر کنید که چقدر از خوبها فاصله گرفتهاید و عمل خویش را تباه مىکنید ! به شما مؤکداً توصیه مىکنیم که باید از این بیماری جلوگیری کنید. بهترین راه جلوگیری از آن بى اعتنایى است. اینکه فکر می کنید پاک کردن فرش را اشتباه انجام داده اید و به دلتان نمی چسبد و یا چیزهایی ازاین قبیل را رها کرده و همان یک بار شستن آن قسمت از فرش را کافی بدانید، تا به تدریج از این مخمصه نجات یابید.
5. آیت الله مکارم شیرازی در جایی می فرمایند: آنچه بر یک انسان وسواسی به عنوان یک وظیفه شرعى لازم است، این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید و به همان قناعت کنید، هر چند شک در غسل و طهارت داشته باشید و ما مسئولیت شرعى این حکم را مىپذیریم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید و هیچ اشکالى هم ندارد و نماز و روزه شما کاملاً صحیح است و ما به این وسیله بر شما و تمام افراد وسواسى اتمام حجت مىکنیم و مخالفت با آن گناه است(2).
پی نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 72، ص 124، ح 2.
2.استفتائات جدید، آیت الله مکارم شیرازى، ص 38 ،سؤال 37).






