چرا وقتی نماز شب میخوانم حال معنوی خوشی را که انتظار دارم به من دست نمیدهد
در پاسخ به چند نکته توجه کنید:
1. عبادت و راز و نیاز با خدا، همراه با لذات معنوی غیر قابل توصیف است. اما نه برای همه، بلکه برای شخصی که رابطه اش با معبود، رابطه محبّ (دوستدار) با محبوب باشد، تا جایی که عاشق خدا، خود محبوب و معشوق خدا شود که تمام وجود فرد، جلوه و صبغه الهی پیدا میکند. بنابراین لذت معنوی عبادت را تنها کسانی درک می کنند که بر پروردگار جهان ایمان واقعی دارند. برای رشد معرفت به خدا و رسیدن به ایمان حقیقی ، مطالعه کتاب های زیر مناسب است:
بهترین راه خدا شناسی: محمد محمدی ری شهری، همه باید بدانند: ابراهیم امینی، جهان بینی توحیدی: شهید مطهری، آفریدگار جهان: مکارم شیرازی، خدا را چگونه بشناسیم: مکارم شیرازی، درجستجوی خدا: مکارم شیرازی.
2. خواهر گرامی فردی شبیه سوال شما را از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: «گناهانت این توفیق را از تو گرفته و تو را گرفتار و در قید قرار داده است». (1)
آری حقیقیت آن است که گناه مانع درک لذت عبادت و احساس نشاط ازآن است. عابد تا ادب عبادت را نیاموزد و عمل نکند و در زمره عشاق معبود در نیاید، اسرارآموز احکام و عبادات نخواهد گشت و لذت عبادت را نخواهد چشید.
امام سجاد(ع) عواملی را که مانع رؤیت ملکوت و درک باطن عبادت میشود، سه عامل معرفی کرده است. حضرت در مناجات خویش میگوید:
«خداوندا! آن هنگام که به سوی تو سر بر میدارم و دست نیاز دراز می کنم و به راز و نیاز می پردازم، سه چیز حجاب و مانع میشود که نتوانم ملکوت اعلای تو را مشاهده کنم و این سه پرده را خود با دست خویشتن بر آویخته ام. نخستین پرده ای که نگذارد دیده به دیدار تو بگشایم، عصیان من از فرمان توست.
پردة دوم، پرده ای است که از ارتکاب منهیات و معاصی به روی خویش کشیده ام و خود را از عنایت و مرحمت توبه دور داشته ام.
پردة سوم: غفلت من است؛ غفلتی که در ادای شکر و سپاس تو ورزیده ام. نعمت ها به من داده ای، ولی شکر (قولی و عملی) نعمت به جای نیاورده ام». (2)
بنابراین یکی از اسباب سلب توفیق در عبادات از جمله نماز در وقت، و راز و نیاز با معبود ، گناه است . با مرور گذشته خود شاید بتوانید عامل این سلب را پیدا و از آن توبه کنید تا علاوه بر توفیق عبادت ، از آن لذت ببرید.
3. انسان حالات گوناگونی دارد. در نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «ان للقلوب شهوه واقبالا و ادبارا»(3) قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت میکند. لذا در هنگام اقبال دل بیشتر به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفا کنید.
نکته آخر، گاهی به خاطر اینکه انسان دچار عجب نشود و از خودش راضی نشود و در نتیجه در طی عبادت روز به روز پیشرفت کند، و متوقف نشود، خودش را با دیگران مقایسه نکند و احساس نکند از دیگران بهتر است، دچار چنین حالی می شود که کاملا برایش مفید است. برای توضیحات بیشتر با شماره (09640) تماس بگیرید
پی نوشت ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش ، ج 3، ص 450 .
2. صحیفه سجادیه، دعای شماره 12.
3. امام على بن ابى طالب (ع)، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم ،ص 530، قصار 312.






