سلام
متولد 64 هستم دوستم متولد68 . ایشون 1 سال منو زیر نظر داشتن وقتی حرف دل با من گفتن تنها دلیلی که برای رد کردن ایشون داشتم فقط سنوش بوده-رابطه ی ما فراتر از روابط معمولی نبوده ما به داشتن رابطه سالم و پاک اعتقاد داریم
الان بعداز گذشت 3سال هیچ دلیلی برای رد کردنشون ندارم حتی سنشون نه به خاطر علاقه شدیدی که بهشون دارم نه به خاطر شناختی که ازشون دارم
مومن وفادار با ادب با وقار
پدرشان وضع مالی مناسبی دارن که بتوانند کمک کنن برای ازدواج
ایا درست است اصرار کنیم تا ایشون برای شروع کمک مالی کنن
به هر حال ایشون پیر خواهند شد و ما کمکشون میکنیم
مشکل دیگه اینه که برادرشون نمیخان ازدواج کنن با اینکه بزرگتر از ایشون هستند
اما ما میخایم
اینکه فقط بهخاطر مسئله مالی جدا بشیم اینم در نظر بگیرید که من نمی تونم
چی کار کنیم ؟

با سلام و سپاس از ارتباط تان با مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامی بنده نمی توانم با مطالبی اندکی که شما مطرح کرده اید به شما پیشنهادی بکنم. زیرا این امر بسیار خطیر و حساس است و باید با دقت فراوان و سنجش همه جوانب در موردش تصمیم گیری شود خواهر گرامی ازدواج امری است بسیار پسندیده است بشرطی که در موردش جانب احتیاطات مختلف رعایت شود و نباید فقط از روی احساسات انتخاب کرد. زیرا اگر ملاک انتخاب صرف احساسات و هیجانات خاص باشد مدتی بعد از ازدواج این احساسات و هیجانات افت می کند و اگر سایر ملاکها و معیارها در نظر گرفته نشده باشد تعارضا روی می آید و اختلافات دامنه دار شروع می شود. اگر چه در ازدواج انتخاب قلبی مهم است. اما باید با عقل تصمیم گرفت. مراقب باشید تا این دو به جای یکدیگر عمل نکنند و کارکردشان با هم اشتباه گرفته نشود. از نظر من بهترین توصیه به شما این است که ابتدا مراسمی خانوادگی تشکیل دهید که خانواده ها با هم آشنا شوند و شما و طرفتان بتوانید زیر نظر خانواده ها چند جلسه ای گفتگو کنید. البته قبل از گفتگوهای طرحی برای پرسش از مسایل مختلف داشته باشید و بدانید که می خواهید در مورد چه مساله ای از ایشان سوال کنید و همینطور ایشان از شما. مثلاً در مورد توقعات و انتظاراتتان از یکدیگر، مسایل اقتصادی، تحصیلی، اعتقادات مذهبی خود و خانواده اتان، رسم و رسوم ها، برنامه هایتان برای آینده، حساسیت ها و ... از یکدیگر سوال کنید و در نظر داشته باشید که آشنایی شما با هم و پیش فرض هایتان باعث نشود که شما برخی سوال ها را از یکدیگر نپرسید. زیرا ممکن است سوالی که جوابش برایتان بسیار بدیهی است تنها از پیش فرض هایتان نشات گرفته باشد و ساخته و پرداخته ذهنتان باشد. هنگام گفتگو با یکدیگر به سوالات یکدیگر به صورت کلی و مبهم پاسخ ندهید و سعی کنید پاسخ هایتان روشن و بدون ابهام باشد. پس از اینکه این جلسات گفتگو خصوصی شما تمام شد، شما باید نزد یک مشاور قبل از ازدواج بروید و مراحل مشاوره قبل از ازدواج را انجام دهید و در این جلسات است که مشاور ریسک ازدواج شما دو نفر را تعیین می کند و در مواقعی ممکن است به شما پیشنهاد کند به دلایلی با هم ازدواج نکنید و یا اینکه با دادن رهنمودهایی و انجام شرایطی ازدواج شما را بلا مانع اعلام می کند.
حال بعد از اینکه از کانالهای تعیین شده در عرف و شرع و قانون برای ازدواج اقدام نمودید، و ازدواج شما سرگرفت این مسئله مطرح می شود که آیا شوهرتان از پدرش تقاضای کمک بکند یا نه؟ البته با توجه به فرهنگ ما معمولا اگر پدر توان مالی داشته باشد به پسرش کمک می نماید، اما بحث در این است که چون بعد از ازدواج خانواده ای جدید شکل می گیرد و این سیستم جدید قوانین خاص خود را دارد و برای پایدار و پابرجا ماندن باید آنها را رعایت کند، که یکی از این قوانین، عدم اجازه دخالت به افراد خارج از سیستم در داخل سیستم است، حال اگر پدر ایشان و یا کسی دیگر بشرط دخالت در زندگی شما به شما کمک مالی نماید، نباید آنرا بپذیرید زیرا در اینصورت اصل سیستم با خطر مواجه می شود و ممکن است با آسیبها و ناپایداریها روبرو شود.