سوال اول: در پاراگراف اول پاسخ شما نوشته شده دین اسلام برای تعدد زوجات قید و شرایط سنگین قرار داده . آیا این شامل ازدواج همزمان موقت مرد با میلیاردها زن می شود و یا اینکه با خواندن یک صیغه توسط آن ها کار تمام می شود و آن ها زن و شوهرند؟ آیا خواندن یک جمله صیغه از نظر شما قید و شرایط سنگین است؟
سوال دوم: در پاراگراف دوم شما ذکر کرده اید قوانین اسلام بر اساس نیازهای واقعی بشر است. آیا نیازهای بشر از انسان های اولیه تا به الان تغییر نکرده است ( منظور نیازهای غیر بنیادین) در کتاب مردم شناسی ذکر شده است در جایی از دنیا به دلیل شرایط زندگیشان زنان چند همسر دارند. پس اگر نیاز زندگی برای این افراد ایجاب می کند که چند مرد داشته باشند آیا این برخلاف اسلام مورد نظر شماست که قوانین آن بر اساس نیاز بشر است؟
سوال سوم: در پاراگراف دوم ذکر شده (( هيچ کس نميتواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگي، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگها و حوادث ديگر، قربانيان اصلي را آنها تشکيل ميدهند.))
این عبارت خود تأیید کننده نیاز به چند مرد برای یک زن است!؟ اینطور نیست؟
سوال چهارم: در یکی از پاراگراف ها ذکر شده است(( از همه گذشته زناني هستند که به علل گوناگوني همسران خود را از دست ميدهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها بايد براي هميشه بدون همسر باقي بمانند.)) پس تکلیف این همه زنی که بعد از طلاق یا مرگ همسر ازدواج مجدد با یک مرد مجرد و یا شاید مرد بیوه می کنند چیست آیا آنها (((باید))) برای همیشه بدون همسر باقی بمانند یا این دو راه حل را هم دارند؟
سوال پنجم: در عبارت((
أ) مردان تنها به يک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقي بمانند و تمام نيازهاي فطري و خواستههاي دروني و احساسي خود را سرکوب کنند.)) قناعت یک صفت نامطلوب معرفی شده که اقدام به آن از طرف مرد اشتباه ولی از طرف زن صحیح است.
به دلیل طولانی بودن سوالات ادامه سوالات در پست بعدی ارسال می شود.
ظاهرا شما این پرسش و پاسخ را در سایت ما خوانده اید. زیرا در آرشیو ما نامه قبلی در این خصوص از شما وجود نداشت؛ در هر حال در خصوص نکت مورد اشاره تان مطالبی بیان می شود:
1- اگر در همان پاسخ ها تامل بیشتری می نمودید مساله شرائط صحت ازدواج مجدد تنها منحصر در خواندن صیغه نبود، بلکه هر عقد ازدواجی علاوه بر انواع و اقسام شرائط و جزییات صحت عقد اول در موارد بعد نیازمند رعایت یک اصل مهم و آن وجود عدالت در برخورد با همسران است که این امر به روشنی در قرآن مود اشاره قرار گرفته است (1) در واقع همین شرط ساده بسیاری از افراد را از دائره تمکن برای تعدد زوجات خارج می سازد و این امر را منحصر در بخش خاصی از افراد جامعه می نماید.
بر این اساس صرف احساس نیاز دلیلی موجه برای امکان ازدواج مجدد نخواهد بود و لازم است فرد دارای قدرت اداره و مدیریت دو خانواده باشد و زمینه برقراری عدالت بین آنان را داشته باشد؛ در عین حال مراد شما از ازدواج با میلیادها زن را درنیافتیم، زیرا به صراحت آیه مورد اشاره تعدد زوجات تنها محدود در ازدواج با 4 زن خواهد بود (2) نه بیشتر و این محدودیت کمی امری مسلم و قطعی است.
2- در مورد نیازهای بشر و امکان ورود تغییر و تبدیل دراین نیازها هم نگاه اسلام کاملا منطقی و روشن است و تغییر و تحول در نیازهای بشری و تنوع و تجدد این نیازها حقیقتی پذیرفته شده در اسلام است که راه کارها و دستورات مشخصی در این خصوص وارد شده و در این زمینه می توانید به منبع ذیل مراجعه نمایید. (3) اما در عین حال نمی توان انکار نمود که نیازهای مبنایی و اساسی روح و جسم انسان حقیقتی غیر قابل انکار است و آنچه تبدل و تغییر می پذیرد نوع پاسخگویی به این نیازها بر اساس زمان و مکان و شرائط گوناگون است.
در نتیجه ارائه یک نظام مشخص و یک قانون فراگیر برای همپوشانی همه ضرورت ها در همه زمان ها و مکان ها از ارزش ها و کمالات یک سیستم قانون گذاری است نه از نقاط ضعف آن؛ در نتیجه امکان تعدد زوجات و یا ازدواج موقت هرچند در مواردی هیچ نیازی بدان نباشد از کمالات قانون اسلامی و ازنقاط برجسته احکام اجتماعی اسلام است . در عین حال محدودیت هایی که برای زنان در خصوص چند شوهری در نظر گرفته شده هم در همین راستا تبیین می گردد؛ یعنی از منظر اسلام نیاز خاص فرد یا افراد خاص در زمان های محدود احتمالی به تعدد شوهر به حدی عمومیت و شمول نداشته که اسلام برای آن قانون تجویز نماید و صدمات و پیامدهای سنگین روحی و فردی و اجتماعی آن را بپذیرد؛ در نتیجه آن موارد را دراندازه های جعل یک قانون خاص ندانسته و برای زنان امکان این امر را فراهم ننموده است .
اتفاقا این امر با فطرت بشری و با نظام طبیعی زندگی انسان ها هماهنگی داشته زیرا به تصریح مورخان بزرگ چند همسری در ابتدائی ترین جوامع بشری وجود داشته و همه اقوام گذشته به نوعی چند همسری داشتند(4)، اما گزارشات چند شوهری و تعلق یک زن به چند مرد بسیار محدود و نادر و مربوط به برخی قبائل خاص بوده است (5).
3- در مورد مرگ و میر مردان نتیجه گیری شما عجیب است. زیرا مرگ و میر مردان نیاز به برخورداری از چند شوهر به طور متناوب را نشان می دهد که در ازدواج مجدد هم به همین مساله اشاره شده نه به چند شوهری همزمان که بر اساس کمتر بودن آمار مردان نسبت به زنان منطقی و شدنی نیست.
اما در مورد سوال چهارم، نکته مورد نظر بر اساس امور واقعی تبیین شد یعنی بر این اساس که بسیاری از زنان دچار فقدان همسر می شوند و امکان ازدواج با مردان مجرد را ندارند و تعداد مردان بی همسر همواره کمتر از زنان بی شوهر است، نتیجه ذکر شده اتفاق می افتد و ازدواج با مردان مجرد اگر برای زنی فراهم شود شامل زنان محدودی است نه اکثریت زنان مطلقه یا بیوه.
و درمورد سوال آخر هم بدیهی است که قناعت در مقام ضرورت و نیاز امری نامطلوب و ضد ارزش است نه فضیلت و کمال، همان گونه که بیماری در زمینه بهبود خود به همان داروهای در منزل قناعت کند و از مراجعه به پزشک و تهیه داروهای مناسب و ضروری خود داری ورزد.
پی نوشت ها :
1. نساء (4) آیه 3.
2. همان .
3. شهید مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش.
4. ویل دورانت، تاريخ تمدن، مترجمان، احمد آرام و ...، سازمان انتشارات آموزش و پرورش،1370 ش، ص50.
5. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374ش ، ج 19، ص 300 .






