باسلام وتشکر پیرو سوال قبلی من درخصوص استردادطلاجات که درپاسخ فرموده بودید اگر زوجین ازاقوام یکدیگرباشندهبه طلاجات قابل رجوع نیست میخواستم بدانم استدلال و مبنای فقهی یاقانونی این پاسخ چیست زیرا درماده803قانون مدنی فقط رابطه پدرمادری و فرزندی واهب و متهب را ازموارد غیر قابل رجوع دانستن هبه ذکرکرده است سوال دیگراینکه آیا میتوان هبه طلا توسط زوج به زوجه را هبه معوض دانست که عوض آن جلب محبت و استحکام خانواده است که درنتیجه این هبه قابل رجوع نیست ضمنا بنده قاضی دادگستری هستم و استدلال بعضی ازقضات همین است باتشکر
باسلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مبنای استدلال فقها در مورد عدم قابلیت رجوع هبه ذی رحم، روایات متعددی است که در این زمینه در منابع روایی ذکر شده است مثلا :
عن ابی جعفر (ع): قَالَ الْهِبَةُ وَ النِّحْلَةُ يَرْجِعُ فِيهَا إِنْ شَاءَ حِيزَتْ أَوْ لَمْ تُحَزْ إِلَّا لِذِي رَحِمٍ فَإِنَّهُ لَا يَرْجِعُ فِيهِ (1)
اما جدای از روایات آن چیزی که مبنای قوانین جمهوری اسلامی است ، فقه شیعه است خصوصا فتاوای حضرت امام خمینی ره که در موارد اختلافی، حجت بوده است.
حضرت امام (ره) در تحریر الوسیله در شمارش ارحامی که قابلیت رجوع هبه در آنها منتفی است، فرموده اند:
إذا تمت الهبة بالقبض فان كانت لذي رحم أبا كان أو أما أو ولدا أو غيرهم
لم يكن للواهب الرجوع في هبته.(2)
طبق نص فتوای حضرت امام ذی رحم به والدین و فرزندان محدود نمی شود.
در مورد سئوال دوم نیز عوض هبه شرعا نمی تواند جلب محبت و استحکام خانواده باشد و چنین هبه ای معوضه محسوب نمی شود (3)
پی نوشت:
1. کلینی، الکافی، ج 7، ص 31 .
2. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 2، ص 58، م 8 .
3. سئوال از دفتر آیت الله مکارم شیرازی در قم (7840001-0251).






