این مطلبی که نوشته اید مشهور است. گر چه ما به جهت در دست نبودن عباراتی از حدیث، نتوانستیم اصل آن را پیدا کنیم. ولی روایاتی مشابه یافتیم که مؤید این مطلب است.
امامان مظهر رحمت خدایند و خداوند انسان ها را آفریده تا به خلافت اللهی برسند و معدودی به این درجه می رسند و بسیاری کافر و معاند می شوند و خدا بر کافران عذاب نازل نمی کند و مهلت می دهد تا مؤمنانی که در صلب آنانند، متولد شوند.
ما در جریان قوم نوح می بینیم که خداوند به نوح (ع) خبر از غرق شدن قوم می دهد و حضرت نوح در مقام دفاع از آنان برآمده و خواستار به تأخیر افتادن عذاب می گردد و خداوند به او می فرماید:
وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلاَّ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْني فِي الَّذينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ (1)
به نوح وحى شد كه: «جز آنها كه (تا كنون) ايمان آوردهاند، ديگر هيچ كس از قوم تو ايمان نخواهد آورد! پس، از كارهايى كه مىكردند، غمگين مباش! و (اكنون) در حضور ما و طبق وحى ما، كشتى بساز! و درباره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن، كه (همه) آنها غرق شدنى هستند!»
این آیه صراحت دارد که حضرت نوح در باره آن قوم شفاعت کرده و خداوند خبر داده که این شفاعت دیگر فایده ندارد و پذیرفتنی نیست زیرا آن قوم به درجه ای از لجاحت و عناد رسیده اند که دیگر خود و نسلشان ایمان آوردنی نیستند و با توجه به این خبر خداست که از آن به بعد حضرت نوح نه تنها در باره قوم شفاعت نمی کند بلکه نابودی آنان را از خدا می خواهد:
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً (2)
نوح گفت: «پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مىكنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند.
در آیه زیر آمده:
لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَليماً (3)
و اگر مؤمنان و كفّار (در مكه) از هم جدا مىشدند، كافران را عذاب دردناكى مىكرديم!
در ذیل این آیه روایت شده از امام صادق (ع) سؤال شد:
ما بال أمير المؤمنين (ع) لم يقاتل فلانا و فلانا ؟ قال: «لآية في كتاب الله عز و جل: لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً» قال: قلت: و ما يعني بتزايلهم؟ قال: «ودائع مؤمنون في أصلاب قوم كافرين، و كذلك القائم (عليه السلام) لن يظهر أبدا حتى تخرج ودائع الله عز و جل، فإذا خرجت ظهر على من ظهر من أعداء الله عز و جل فقتلهم».(4)
چرا امیر مؤمنان با فلانی و فلانی جنگ نکرد؟ امام فرمود: آیه بالا که در کتاب خدا آمده است. راوی گوید : "منظور از "تزایل آنان" چیست؟ حضرت فرمود: مؤمنانی که در اصلاب کافران ودیعه و امانت است. حضرت قائم هم تا زمانی که همه مؤمنانی که در اصلاب کافران هستند، متولد نشده اند، ظهور نمی کند و وقتی همه این ودایع ایمانی خارج شدند، امام ظهور می کند و دشمنان خدا را از بین می برد.
در روایت دیگر آمده که فردی به امام صادق عرض کرد:
ألم يكن علي قويا في بدنه، قويا بأمر الله؟ قال أبو عبد الله (ع): «بلى». قال: فما معه أن يدفع أو يمتنع؟ قال: «سألت فافهم الجواب، منع عليا من ذلك آية من كتاب الله». فقال: و أي آية؟ فقرأ: «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً، إنه كان لله ودائع مؤمنون في أصلاب قوم كافرين و منافقين، فلم يكن علي (ع) ليقتل الآباء حتى تخرج الودائع، فلما خرجت، ظهر على من ظهر و قتله، و كذلك قائمنا أهل البيت لم يظهر أبدا حتى تخرج ودائع الله، فإذا خرجت يظهر على من يظهر فيقتله».(5)
آیا علی بر اجرای امر خدا قوت بدنی نداشت؟ امام فرمود: آری داشت. سؤال کننده پرسید: پس چرا دشمنانش را دفع نکرد و مانع غلبه آنان نگردید؟
امام فرمود: سؤال کردی پس جواب را بفهم. علی را از کشتن دشمنانش یک آیه از کتاب خدا بازداشت. آیه "لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً" خدا را بندگان مؤمنی بود که در صلب کافران و منافقان به ودیعه نهاده بود و علی پدران کافر و منافق را نمی کشت تا آن مؤمنان متولد شوند و قائم ما هم تا این ودایع خارج نشوند ، ظهور نمی کند و بعد از تولد همه این ودایع، ظهور کرده و مافران را نابود می کند.
در معالی السبطین آمده:
امام حسین در جنگ با کوفیان، بعضی را بلافاصله از دم تیغ می گذراند و بعضی را نمی کشت. بلکه مجروح می کرد و رد می نمود. از امام در مورد این رفتار سؤال شد و حضرت فرمود :
ان الذي لا اقتله أرى في صلبه من أهل الايمان (6)
کسی که نمي کشم ، فردی است که از نسل او مؤمنی به دنیا خواهد آمد.
این که امام حسن، امام علی و پیامبران (علیهم السلام) مظهر چنین رحمتی باشند که به کافری اجازه حیات بدهند تا مؤمنی که در پشت اوست، متولد گردد، هیچ بعدی ندارد. زیرا آنان مظهر رحمت واسعه الهی هستند.
پی نوشت ها:
1. هود (11) آیه 36-37.
2. نوح (72) آیه 26-27.
3. فتح (48) آیه 25.
4. بحرانی، البرهان فى تفسير القرآن، تهران، بنیاد بعثت ، 1416 ق ، ج 5 ، ص 90.
5. همان، ص 91.
6. محمد مهدی حائری، معالی السبطین، ج 2، ص 31.
۱۳۹۰/۱۲/۱۰ ۱۹:۱۱
شناسه مطلب: 63171






