باسلام من سه سوال در مورد معاد داشتم . سوال اولم اینکه اگر دنیا مزرعه آخرت هست و هرمقدار انسان توی دنیا تلاش کنه به همون اندازه آخرت برداشت خواهد کرد پس چرا عمر انسانها محدود است و اینطور نیست که بتوانند تا قیامت توشه برای آخرت جمع کنند اگر همه انسان ها رو در نظر نگیریم حداقل انسانهای خوب وبندگان شایسته خدا رو در نظر بگیریم که قطعا این هدف رو دنبال میکنند. سوال دوم : تکلیف انسانهایی که با فاصله زمانی خیلی زیاد تا قیامت از دنیا میروند با انسانهایی که همان لحظه برپا شدن قیامت ودمیده شدن صور اول از دنیا میرن از نظر داشتن فرصت کافی برای تکامل بندگی به عنوان هدف غایی خلقت چه میشود،آیا مصداق آیه" لا یکلف الله نفساً الا وسعها" قرار میگیرند یا موضوع دیگری مطرح است؟ و سوال سوم: عدالت خداوند در مورد انسانهایی که با فاصله زمانی بسیار زیاد از دنیا رفته اند با انسانهایی که در لحظه برپا شدن قیامت از دنیا میروند از نظر طول و شدت ثواب و عقاب الهی در این مدت و در عالم برزخ چگونه محقق میشود، آیا هنگام قیامت هم برزخ همچنان وجود دارد وهمه انسانها قبل از قیامت پاداش عقاب برزخی را میچشند؟ باتشکر

پرسش: معاد
شرح : 1- باسلام من سه سوال در مورد معاد داشتم . سوال اولم اینکه اگر دنیا مزرعه آخرت هست و هرمقدار انسان توی دنیا تلاش کنه به همون اندازه آخرت برداشت خواهد کرد پس چرا عمر انسانها محدود است و اینطور نیست که بتوانند تا قیامت توشه برای آخرت جمع کنند اگر همه انسان ها رو در نظر نگیریم حداقل انسانهای خوب وبندگان شایسته خدا رو در نظر بگیریم که قطعا این هدف رو دنبال میکنند .سوال دوم : تکلیف انسانهایی که با فاصله زمانی خیلی زیاد تا قیامت از دنیا میروند با انسانهایی که همان لحظه برپا شدن قیامت ودمیده شدن صور اول از دنیا میرن از نظر داشتن فرصت کافی برای تکامل بندگی به عنوان هدف غایی خلقت چه میشود،آیا مصداق آیه" لا یکلف الله نفساً الا وسعها" قرار میگیرند یا موضوع دیگری مطرح است ؟

پاسخ:

در اينكه دنيا به عنوان مزرعه اي براي آخرت در نظر گرفته شده كه همه انسانها نتيجه اعمال خود را آخرت مي بينند شكي وجود ندارد. آن چنانكه از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود"الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة"(1)دنيا كشتزار آخرت است‏."اما توجه داشته باشيد كه معيار براي محاسبه و نتيجه اخروي، كيفيت اعمال بر اساس تكليف و شرائطي است كه خداوند در اختيار افراد قرار مي دهد به عبارت ديگر نتيجه نهايي براي هر انساني وابسته به امكاناتي كه خداوند در اختيار افراد قرار مي دهد به عنوان مثال كسي كه پنجاه سال در دنيا زندگي كرده است،انتظار آن است كه پنجاه سال در مسير اطاعت و بندگي بوده و كسي كه بيست سال در دنيا زندگي كرده، انتظار آن است كه بيست سال در مسير بندگي باشد.
بنابراين مهم آن است كه شخص در طول عمر خود به طور كامل در مسير اطاعت و بندگي باشد. لذا ملاك، كيفيت عمل انجام شده است و كميت اثر چنداني در سرنوشت و كمال نهايي شخص ندارد و چه بسا شخص در طول اين بيست سال اعمال و وظائف خود را به گونه اي انجام دهد كه در نهايت اثرش با اعمال فردي كه پنجاه سال عبادت انجام داده بيشتر باشد. مثلاً اگر معيار، نمره بيست باشد، به فرد پنجاه ساله زماني در آخرت نمره بيست و مقامي عالي داده مي شود كه وي پنجاه سال در مسير اطاعت و بندگي باشد،اما به فرد بيست ساله،زماني اين مقام داده مي شود كه بيست سال در مسير اطاعت و بندگي باشد لذا در منابع تاريخي نقل شده است كه شخصي به نام عمرو بن ثابت در لحظه خروج مسلمانان براي جنگ احد، مسلمان شده و با شهادت بهشتي شد.(2)
در نتيجه خداوند به هر فرد بر اساس فرصت و تمکنات زمانی و محیطی و استعدادی و .... تکلیف وضع می کند. در همین ظرف محدود یا طولانی از او توقع کمال مناسب از جمله توبه و جبران خطا را دارد و کم یا زیاد بودن زمان حیات، دخالتي در نتيجه نهائي ندارد به علاوه آنكه تفاوت و مشخص نبودن مدت عمر براي افراد، خود مي تواند زمينه اي براي تكامل بهتر افراد را فراهم نمايد. چرا كه اگر فرض آن باشد كه تمامي انسانهاي خوب، به عمر طولاني اميدوار باشند، بسياري از افراد به طمع عمر طولاني دنيوي، اعمال خوب انجام مي دهند و اين با فلسفه تكليف كه به نوعي امتحان افراد است،در تعارض است .
حال فارغ از آنچه بيان شده، اگر بنا باشد افراد نيكوكار به جهت تكامل، تا قيامت باقي باشند، به چه دليل افراد بدكار تا قيامت زنده نمانند و چه بسا در اواخر عمر، توبه كرده و به كمالات عالي برسند و با اين توجيه بايد تمامي انسانها تا قيامت زنده مانده و نتيجه اش آن است كه هيچ انساني حداقل در اوائل عمر،انگيزه اي براي رشد و تكامل خود نداشته باشد. لذا خداوند براي هر انساني فرصتي محدود داده تا در نهايت در آن فرصت محدود به كمال نهايي برسند.
اما در پاسخ به سوال دوم بايد گفت: عقل انسان حكم مي كند كه تكاليف خداوند بر اساس امكاناتي باشد كه خداوند در اختيار افراد قرار مي دهد چرا كه غير اين، ظلم و تبعيض است كه اجراء آن با توجه به عدالت و كمال مطلق خداوند، محال است به عبارت ديگر عقلي كه عدالت خداوند را ثابت و لازم مي داند، حكم مي كند كه نتيجه و كمال نهايي، مطابق امكانات موجود براي افراد لحاظ شود كه البته اين اصل عقلي با آيات قرآن نيز تائيد مي شود آنچنانكه خداوند در سوره بقره مي فرمايد "لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها..."(3)خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند."
بنابراين آنچه اين مطلب را اثبات مي كند همان عقل است و در حقيقت آيه بيان شده اشاره و تائيد همان اصل عقلي است.(4)
براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه مطالعه كتاب حكمت عبادت اثر استاد جوادي آملي پيشنهاد مي گردد.
پي نوشت ها:
1. ورام ابن ابى فراس‏، مجموعة ورام، چ مكتبه فقيه، ‏قم، بي تا، ج 1، ص 183.
2. آيتي، محمد ابراهيم، تاريخ پيامبر اسلام، چ دانشگاه تهران، بي تا،ص 327
3. بقره(2)آيه 286.
4. ر.ك مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چ دارالکتب الاسلامیه،تهران 1374 ه ش، ج 2، ص 401.

پرسش:

2- و سوال سوم: عدالت خداوند در مورد انسانهایی که با فاصله زمانی بسیار زیاد از دنیا رفته اند با انسانهایی که در لحظه برپا شدن قیامت از دنیا میروند از نظر طول و شدت ثواب و عقاب الهی در این مدت و در عالم برزخ چگونه محقق میشود، آیا هنگام قیامت هم برزخ همچنان وجود دارد وهمه انسانها قبل از قیامت پاداش عقاب برزخی را میچشند؟ باتشکر

پاسخ:

ذهن ما به پدیده های هستی، از دریچه زمان و مکان می‌نگرد. چیزی که دارای زمان و مکان نباشد یا زمان و مکانی متفاوت از زمان و مکان دنیوی داشته باشد، درک نمی کند و یا دیرتر درک می‌کند.
اگر این سؤال پیش می‌آید که عالم برزخ برای بعضی طولانی یا کوتاه است ،بدین خاطر است که ما با ذهن خویش به آن نگاه می‌نگریم. معمولاً هنگامی که عالم آخرت را با ویژگی‌ها و خصوصیات عالم مادی می‌سنجیم و ارزیابی می‌کنیم، در مورد آن دچار شبهه و اشکال می‌شویم. از این نظر تصور می‌کنیم که زمان در عالم برزخ همان تعریف را دارد که در عالم ماده دارد و در آن منزل چنان جریان دارد که در دنیا در جریان است.
اما باید توجه داشته باشیم که اولاً زمان به مفهومی که در دنیا تصور و تحقق دارد، در عالم برزخ وجود ندارد، زیرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئون ماده می‌باشد، و حال آنکه عالم برزخ، عالم غیر مادی و مجرد از ماده است و موجودات آن در عین اینکه حقایق و موجودات مقداری هستند، حقایق ثابت و غیر متغیرند.(1)
به همین جهت ممکن است از نظر زمان دنیوی شخصی زودتر از دنیا برود، اما نسبت به کسی که دیرتر به عالم برزخ وارد شده، برزخش کوتاه‌تر باشد، مانند حالت خواب که یکی شاید صد سال بخوابد، اما تنها چند دقیقه را حس کند، ولی کسی چند دقیقه به خواب رود و هزاران حادثه و جریان برای او اتفاق افتد و خواب خود را طولانی تصور کند.
ثانياً جایگاه افراد در برزخ از حیث خوب یا بد بودن تابع اعمال آنها در دنیا است. نه طولانی یا کوتاه بودن مدت برزخ، لذا حیات انسان ها پس از مرگ طبق اعمال و افکار آنها رقم می خورد. بنابراین اگر کسانی زودتر یا دیرتر از دنیا بروند، تنها بر اساس همان اعمالی که انجام داده اند، زندگی خواهند کرد. زود و دیر رفتن انسان ها تأثیری در کم یا بیش بودن عذاب نخواهد داشت. هنگاهی که با براهین عقلی عدالت خداوند را اثبات نمودیم ، چون عقل ما از جزئیات برزخ کاملا آگاه نیست، نمی توانیم دیر یا زود رفتن را بر خلاف اصل ثابت شده «عدل» تصور نماییم.
ثالثاً انسان پس از مرگ دو مرحله زندگی دارد: زندگی برزخی و زندگی در عالم آخرت؛ پس زندگی بعد از مرگ، منحصر در برزخ نیست و عذاب و نعمت نیز منحصر در آن نیست، تا هر کسی پاداش و جزای تمام اعمال خود را ببیند. زندگی حقیقی و دائمی در جهان آخرت است. حتی اگر کسانی با زود رفتن در عالم برزخ در عالم برزخ بیشتر عذاب دیده‌اند، این مسئله موجب پاکی و طهارت آنها از گناه شده و در قیامت وارد بهشت شده یا زودتر وارد بهشت می‌شوند. در هر صورت محاسبه اصلی تمام افراد در روز قیامت خواهد بود و بر اساس نحوه زندگی و مقدار عذاب یا تنعم در برزخ ، زندگی آنها در عالم قیامت نیز متفاوت خواهد بود.
اما در مورد برزخ زمان قيامت بايد گفت واژه" برزخ" در اصل به معنى چيزى است كه در ميان دو شى‏ء، حائل مى‏شود. سپس به هر چيزى كه ميان دو امر قرار گيرد" برزخ" گفته شده است. و در اصطلاح به عالمى كه ميان دنيا و عالم آخرت قرار گرفته،" برزخ" گفته مى‏شود.(2) لذا هنگام قيامت برزخ وجود نداشته و همگي به عالم آخرت وارد مي شوند.
اما در مورد برزخ و درك ثواب عقاب براي همه افراد بايد گفت: از بعضى آيات قرآن استفاده مى‏شود كه جهان برزخ مخصوص گروه خاصي از افراد است. اما عده اي در يك نوع حالت بيخبرى، عالم برزخ را طى مى‏كنند (3) آن چنانكه در سوره روم آمده است "گروهى از مجرمان بعد از بر پا شدن قيامت سوگند ياد مى‏كنند كه ساعتى بيشتر در جهان برزخ نبودند. ولى بزودى مؤمنان آگاه به آنها مى‏گويند شما به فرمان خدا مدتى طولانى تا روز قيامت، مكث كرده‏ايد و هم اكنون روز قيامت است."(4) لذا در برخي از روايات انسانها را به سه دسته تقسيم كرده اند گروهى مؤمنان خالص، گروهى كافران خالص، و گروهى متوسط و مستضعفند.جهان برزخ مخصوص گروه اول و دوم است. اما گروه سوم در يك نوع حالت بي خبرى، عالم برزخ را طى مى‏كنند آن چنانكه از امام باقر (ع) پرسيده شد چه کساني در قبر مورد سوال و پرس و جو قرار مي‌گيرند؟ حضرت فرمود:"من محض الايمان و من محض الکفر"کساني که ايمان خالص يا کفر خالص دارند.بعد از حضرت سوال شد ساير مردم چه مي‌شوند؟ حضرت فرمود" با ديگران كارى ندارند(5) حال ظاهراين حديث حكايت از آن دارد كه برخي از افراد عذاب برزخي را درك نمي كنند.
پي نوشت ها:
1. ر.ك. الهی قمشه‌ای، حکمت الهی، چ انتشارات اسلامي،تهران 1360، ص 298.
2. ر. ك مكارم شيرازی و دیگران، تفسیر نمونه، چ دارالکتب الاسلامیه، تهران 1374 ه ش، تفسیر نمونه، ج 14، ص 315 .
3. همان، ج 14، ص 325 .
4. روم()آيات 55 - 56 .
5. مرحوم کلینی ،الكافي، چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش، ج 3، ص 237.