خدا در قرآن زنان پیغمبر و زنان مومنات رو خطاب قرار داده و نه تمام زنان.پس چرا در مملکت ما حجاب برای تمامی زنان بدون استثنا اجبار و تحمیل شده؟

در پاسخ به اين سوال دو نكته را بايد مورد توجه قرار داد :
1- در مورد پوشش و حجاب آیاتی داریم ،از جمله در سوره نور:
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... )
به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند، دامان خويش را حفظ كنند. زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند. (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهران شان،.... "(1)
مخاطب این آیه زنان مؤمن هستند، نه بدین خاطر که پوشش تنها بر زنان مؤمن لازم و واجب است، بلکه از این رو که ایمان است که آنان را به اجابت امر خدا فرا می خواند، زیرا احکام بر عموم انسان ها اعم از مؤمن و کافر واجب است، ولی کافران را که خدا و نبوت پیامبر را قبول ندارند، به انجام احکام فراخواندن، فایده ندارد و لغو است. از این رو مخاطب احکام مؤمنان می باشند. مانند این است که گفته شود هر مومنی باید در امانت خیانت نکند. معنی این سخن این نیست که غیر مومن می تواند در امانت خیانت کند و اگر این کار را انجام دهد عقابی بر او نخواهد بود. بلکه به این معنا است که مومن به خاطر ایمانی که دارد اهلیت بیشتری در عمل کردن به این دستور را دارد.
بنا بر این بر خلاف گمان شما حکم حجاب فقط خطاب به همسران پیامبر و زنان مومن نیست.
2- آنچه كه در يك جامعه به عنوان قانون اجتماعي وضع مي شود براي همه افراد آن جامعه قابل توجه و لازم الاتباع است. افراد جامعه با هر گرايش و عقيده اي كه باشند، در مقابل قانون جامعه بايد تسليم و تابع باشند.
در رابطه با قانون حجاب در جامعه اسلامي ايران نيز وضع به همين گونه است.
گاهي حجاب بعنوان یک امر عقلائی یا یک امر ایمانی و دینی مطرح است؛ یعنی من می خواهم به طرف مقابلم مسئله حجاب را یا بعنوان یک فکر و اندیشه جدید و برتر معرفی کنم که او هم آن را بپذیرد، یا بعنوان امری ایمانی و الهی ابلاغ کنم که به آن ایمان بیاورد؛ بدیهی است که ابزار اجبار در این دو محدوده اساسا بی معنا است؛ نه اجبار در اندیشه و فکر؛ و نه اجبار در ایمان و باور، هیچ کدام معنا ندارد و امکان پذیر نیست تا بگوئیم شما با آن مخالفید یا موافق؟!
و گاهي حجاب بعنوان یک قانون اجتماعی در نظر گرفته می شود؛ یعنی اینکه جدای از بحث اندیشه و ایمان، وارد جامعه ای می شویم که تحت قوانین خاصی اداره می شود و فرض ما بر این است که رعایت حجاب بعنوان یکی از قوانین اجتماعی در این جامعه تعریف شده و به تصویب رسیده است؛ در اینجا نیز سوال از اینکه آیا با حجاب اجباری موافقید یا مخالف سوال صحیحی نیست. زیرا اجبار در اینجا به معنای پایبندی و اصرار بر اجرای قانون است و مخالفت با اجرای قانون، نظری نیست که در میان افراد عاقل و فهمیده طرفدار داشته باشد.
مثال عرفی آن که مورد قبول و فهم همگان باشد را در قوانین راهنمائی و رانندگی می توان مشاهده کرد؛ مثلا در ایران قانون اینگونه وضع شده که اتومبیل ها از سمت راست حرکت می کنند؛ به هر دلیلی - خواه درست یا غلط - قانونگذار این سیستم را وضع کرده و به مرحله اجرا گذاشته است و پلیس راهنمائی و رانندگی ضامن اجرای آن بوده و با متخلفین برخورد می کند. اکنون تصور کنید گروهی بیایند و بگویند ما در انگلستان دیده ایم که اتومبیلها از سمت چپ حرکت می کنند، چرا ما را اجبار می کنید؟ اگرنتیجه این بشود که باید هرکس آزاد باشد هر که خواست از راست حرکت کند و هر که خواست از چپ ! هرگز به نتیجه مطلوبی دست نمیابیم. تا زمانی که قانون این کشور حرکت از سمت راست است، اجبار در اجرای آن درست است و موافقت یا مخالفت گروه های اجتماعی نمی تواند در آن نقشی داشته باشد.
در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باورها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛ مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد - خواه درست یا غلط - وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است. حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.
اگر بحث حجاب را در این مرحله نگاه کنیم که بعنوان یک قانون در حکومت اسلامی تصویب و ابلاغ شده است، اجبار در اجرای آن امری معقول بلکه لازم است. اینجا بحث اندیشه و ایمان نیست. قانون حجاب نيز مانند قوانين اجتماعي ديگر جامعه اسلامي براي همه افراد از مسلمان و غير مسلمان به صورت يكسان شامل است و همه افراد با عقيده يا بدون عقيده در سطح عمومي جامعه بايد اين قانون را رعايت كنند.(2)
بله در حريم شخصي خود افراد ، حكومت حق دخالت ندارد و آنجا كسي كه عقيده دارد حجاب خود را در مقابل نامحرم نگاه مي دارد و كسي كه مسلمان نيست و عقيده به حجاب ندارد ، در مقابل نامحرم حجابي نگاه نخواهد داشت.
پی نوشت :
1. نور(24) ، آیه 31.
2. ر.ك : قانون اساسي جمهوري اسلامي، اصل 3،‌ بند 14.