سلام..چرا خداوند میفرماید کسی زره ای خیر وبدی کند آن دنیا باید حساب دهد درحالی که درجایی دیگر میفرماید هر که توبه کند گناهان به خوبی تبدیل میشود ایا این تناقض نیست؟چرا میفرماید تمامی اعمال محاسبه میشود در حالی که کسی اگر70سال عبادت کند ودر آخر عمر گناه کند تمامی اعمال خیرش از بین میرود با آن عمل این عدالت است؟چرا بخاطر یک عمل خوب تمام بدی پاک میشود....واز طرفی میگویند خدا یسیار سخت گیر وخشن هست در حساب ودر طرفی دیگر میگویند خداوند به رحمانیتش میبخشد وآسان میگیرد وحتی حق الناس مومن را هم جبران میکند وراضی میکند طرف مقابل را این تناقض نیست؟؟؟مگر خدا شخصیتش دو پهلوست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تناقض زمانی روي مي دهد كه شخص از همان اول سخني بگويد. اما بعد آن سخن را اشتباه دانسته و سخني غير آن بگويد و در چنين مواردي مي گوئيم بين سخنان قبلي و بعدي تناقض وجود دارد. اما در اين مورد از همان اول خداوند آثار گناه را براي كسي مي داند كه توبه نكرده باشد. اما به دلائل مختلف، خداوند در مثل آيه "وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ "(1) بحثي از توبه و ... نكرده و آن را به صورت مطلق آورده است آن چنانكه اين امر در موارد ديگر نيز تكرار شده است.
در اينكه خداوند در قيامت اعمال افراد را دقيق محاسبه كرده و عاقبت افراد بر اساس آن سنجيده مي شود، شكي وجود ندارد. اما توجه داشته باشيد كه برخي از آيات قرآن مفسر و مبين برخي ديگر مي باشند. لذا مراد از گناهي كه فرد آن را مي بيند، گناهي است كه شخص با توبه اثر آن را از بين نبرده باشد به عبارت ديگر در چنین مواردی خود توبه، به عنوان يكي از عوامل، آثار گناه را از بين برده و مانع از تاثير آن مي شود.
بنابراين در مورد از بين رفتن عمل 70 ساله و ...نيز دقت داشته باشيد كه اولاً در هيچ جاي قرآن به صورت كلي نيامده كه يك گناه شخص تمامي عبادات و اعمال نيك قبلي را از بين مي برد بلكه در برخي از آيات اشاره شده است كه شخص فقط با كفر اعمال خوب قبلي را از بين مي برد. ثانياً محاسبه كردن تمامي اعمال، منافاتي با اين آيه ندارد. چرا كه به هر حال شخص با گناه مثلاً كفر، تمامي اعمال را از بين مي برد و با اين بيان اصلاً عملي باقي نمي ماند تا مورد محاسبه قرار گيرد مانند انساني كه ساليان دراز زحمت كشيده و با مشقت فراوان سرمايهاى مىاندوزد. ولى با يك ندانم كارى و يا يك هوسبازى مثلاً قمار همه آن را از دست مىدهد. لذا نمي توان آثار تكويني و خارجي اعمال را مربوط به بي عدالتي خداوند دانست و يا به عكس مرتكب اشتباهات و خسارتهاى زيادى شده و با يك عمل عاقلانه و حساب شده همه را جبران مىكند(2) در نتيجه اصلاً گناهي باقي نمي ماند تا مورد محاسبه قرار گيرد. البته تاكيد مي شود كه هر دو مورد مربوط به برخي از اعمال نيك يا بد است نه همه اعمال .
در مورد سخت گيري و رحمانيت نيز همين گونه است يعني براي عده اي سختگير و براي عده اي بخشنده است همانگونه كه در مورد كفار به پيغمبر(ص)دستور به سختگيري و خشونت داده و مي فرمايد"اى پيامبر! با كافران و منافقان ستيز كن و بر آنان سختگير و خشن باش كه جايگاهشان دوزخ است و بد سرنوشتى دارند."(3) اما در برابر مومنين دستور به نرمي و تواضع مي دهد"به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى!..."(4)لذا اگر به صورت مطلق در جايي مي فرمود نسبت به مومنين سختگير است و در جايي ديگر مي فرمود نسبت به آنها سختگير نبوده و بخشنده است، تناقض لازم مي آمد؛ در نتيجه اگر قرآن به صورت كلي بررسي شود هيچ تناقضي در آن وجود ندارد
پي نوشت ها:
1. زلزله(99)آیه 8 .
2. مکارم شیرازی،ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران،1374 ه ش، ج2 ، ص 115 .
3. توبه(9)آيه 73 .
4. آل عمران(3)آيه 159.






