ما اعتقاد داریم که اسلام کاملترین دین است و به هر مسئله ای بیشترین اهمیت را نسبت به سایر ادیان داده و قبول داریم که آیات و روایات متعددی درمورد توجه به علم آموزی آمده اما اگر یک مسیحی زرتشتی یا حتی یهودی ادعا کند که دین خود و کتابشان بیش از اسلام و قرآن به دانشجو و علم اهمیت داده چه گونه خلاف حرف او را برایش ثابت کنیم

به طور طبيعي هر دين الهي و يا حتي غير الهي بر آموختن علم و استفاده از دانش براي پيشبرد زندگي انسانها تاكيد دارد، چرا كه بسياري از امور روزمره زندگي بدون بهره گيري از دانش بشري امكان پذير نيست. همانند پزشكي، مهندسي و ... در اين ميان همان گونه كه خودتان هم اشاره كرده ايد. دين اسلام، کامل ترين دين در ميان اديان الهي است که به همه جوانب زندگي انسان نگاهي ويژه دارد و برنامه اي کامل براي اين منظور در نظر گرفته تا انسان ها با عمل به اين برنامه به تکامل برسند.
سفارش و تأکيد بسيار اسلام بر علم آموزي،تا جايي است که نخستين آياتي که بر پيامبر بزرگوار اسلام نازل شد، سفارش به خواندن بود:«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ يَعْلَم؛ بخوان به نام پروردگارت که [جهان را]آفريد. [همان کسي که] انسان را از خون بسته اي خلق کرد. بخوان که پروردگارت بزرگوار است؛ همان کسي به وسيله قلم تعليم کرد و به انسان آنچه را نمي دانست،ياد داد».(1)
خداوند در قرآن کريم با صراحت تعليم را يکي از اهداف برانگيخته شدن پيامبر اکرم(ص) دانسته وفرموده است:«هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبين؛ او کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده ،رسولي از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنان مي خواند وآنان را تزکيه مي کند و به آنان کتاب (قرآن )و حکمت مي آموزد».(2)
با توجه به اينکه يکي از اهداف بعثت پيامبر گرامي اسلام نيز تعليم وتعلم است، در گفتار و رفتار خود بارها به اهميت علم، آموختن و نقش آن درتکامل زندگي انسان تأکيد و سفارش کرده است. نقل است پيامبر اکرم(ص) دو گروه را در مسجد ديد؛ گروهي مشغول عبادت بودندو گروهي سرگرم مذاکره و بحث علمي. پس آن حضرت رفتن به نزد گروه دوم را بر پيوستن به جمع عبادت کنندگان ترجيح داد و درباره اين رفتار خود فرمود:«من براي تعليم فرستاده شده ام».(3)
تحصيل علم از نظر اسلام يک ضرورت مطلق است و هيچ قيد و شرطي ندارد. «نه قيد زماني نه قيد مکاني وفردي ونه هيچ قيد ومحدوديت ديگري. از حديث معروف «اطلبوا العلم و لو بالصين؛علم را طلب کنيد؛ اگر درچين باشد»(4)، در مي يابيم که از نظر اسلام، طلب علم فريضه اي است که جا و مکان خاصي نمي شناسد و محدوديت مکاني ندارد.
همچنين، اين حديث معروف را بارها شنيده ايم که «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد؛زگهوراه تا گور دانش بجوي!»(5) که نشان مي دهد علم آموزي، محدوديت زماني ندارد و نيز حديث بسيار معروف و مشهور پيامبر(ص) را که فرمود: «طلب العلم فريضه علي کل مسلم و مسلمه؛علم آموزي برهرمسلماني واجب است.»(6)و احاديث معروف ديگري که هر کدام دليل ونشانه محکمي است براثبات وجوب و ضرورت آموزش و تعليم و تعلم در اسلام و قطعا چنين آموزه ها و سفارش هايي را در اديان ديگر نخواهيد يافت.
اما در نقطه تقابل با افراد متدين به اديان ديگر در اين زمينه بايد به آنها گفت كه به راحتي در اين زمينه نمي توان اظهار نظر نمود. براي فهميدن درستي يا نادرستي اين ادعا بررسي ميداني منابع اديان كنوني در اين زمينه لازم است تا بتوان اظهار نظر درستي در مورد اين ادعا نمود.
اما به صورت مختصر مي توان اين مساله را عنوان كرد كه مثلا مسيحيت تحريف شده امروزي اين عقيده را ترويج مي دهد كه خداوند نمي خواست انسان علم و معرفت پيدا كند و لذا او را از خوردن ميوه آن درخت نهي نمود اما انسان عصيان كرده و ميوه را خورد و معرفت پيدا كرد و نيك و بد را تشخيص داد. آن گاه كه براي خدا آشكار شد كه آدم از آن شجره خورده است گفت حال ديگر آدم نيز مانند ما شده، خوب و بد و زشت و زيبا را شناخته است و ممكن است هم اكنون دستش را دراز كند و از درخت حيات و زندگي نيز بخورد و براي هميشه زنده بماند و مثل ما باشد اين بود كه خدا او را از بهشت راند و ميان آدم و درخت حيات حائلي قرار داد.(7)
يعني اينكه خدا هم با علم و معرفت يافتن انسان مخالف است و هم با جاودانگي او. در حالي كه نگاه اسلام به اين مطلب كاملا متفاوت است. طبق فرمايش قرآن خداوند آدم را از خوردن از ميوه آن درخت منع كرد و شيطان اغواگر هم كه سوگند ياد كرده بود. دست از گمراه كردن آدم و فرزندانش برندارد به وسوسه گري مشغول شد. چنان كه از ساير آيات قرآن استفاده مي شود شيطان به آدم اطمينان داد كه اگر از اين درخت بخورد او و همسرش فرشتگاني خواهند شد و جاويدان در بهشت زندگي خواهند نمود و حتّي قسم ياد كرد كه من خير خواه شما هستم.(8) همانطور كه مي بينيد اسلام بحث علم و معرفت يافتن حضرت آدم را مطرح نكرده و علت رانده شدن ايشان را ترك اولي او در عدم توجه به نهي خداوند و نيز ميل او به كمال يافتن مي داند.
اصولا مسيحيت امروز يك دين عقل گريز واقعي است و اكثر آموزه هاي آن مثل تثليث بر ايمان بدون عقل تاكيد دارد. اين جمله معروف ترتوليان از مسيحيان نخستين كه «آتن را با اورشليم چه كار؟» دليل بر همين نظر است.(9) يعني دين مسيحيت كه خاستگاه آن اورشليم است ارتباطي با مسايل عقلي و فلسفه كه منشا آن يونان و آتن است، ندارد. به علاوه بسياري از مسايل و موضوعات جديد كلامي نظير علم و دين و عقل و وحي در اثر همين موضع خاص كليسا در برابر علم بوجود آمده است.(10) در مسيحيت داستاني از خلقت آدم و حوا و خوردن آنها از ميوه ممنوعه نقل مي شود كه خود نشانگر نگاه آنها به مساله معرفت مي باشد.
يهوديت امروزي هم مملو از آموزه و حكايتهايي است كه با هيچ عقل سليمي قابل باور نيست. ولي در عين حال آنها اصرار بر درست بودن آنها دارند. به عنوان مثال در تورات،‌ خدا به صورتی ذکر شده که مانند انسان دارای جسم است و مکان دارد و کارهایی همانند انسان ها انجام می دهد؛ مثلا با یعقوب پیامبر کشتی می‌گیرد و حتی مغلوب می‌شود.(11) در «سِفر اعداد» آمده که موسی و هارون و ناداب و ابهو و هفتاد نفر از شیوخ بنی اسرائیل، خدای اسرائیل را دیدند. (12) و ... .
پي نوشت ها:
1. علق(96) آيات1-5.
2. جمعه(62) آيه2.
3. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج1، ص26.
4. همان، ج1، ص177.
5. پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه، تهران، دنیای دانش، 1382ش، ص281.
6. بحارالانوار، همان، ج2، ص31.
7. هاكس، جيمز، قاموس کتاب مقدس، اساطير، تهران، 1383ش، سفر پيدايش، 3/1-24.
8. اعراف(7) آيات 20 و 21.
9. پترسون، مايكل و ...، عقل و اعتقاد ديني، ترجمۀ احمد نراقي و ابراهيم سلطاني، تهران، طرح نو، 1376ش ، ص 70.
10. ر.ك: عقل و اعتقاد ديني، همان، فصل عقل و دين و علم و وحي.
11. قاموس کتاب مقدس، همان، 24/9.
12. قاموس کتاب مقدس، همان، سفر پیدایش، 32/25 ـ 32.