باسلام
چندی پیش دریکی ازبرنامه های تلویزیون گفته شدکه تمامی علمای شیعه بروجوب نمازاتفاق نظرندارند!
این مسئله اصلا برای من قابل هضم نیست خواستم ببینم آیا این گفته حقیقت دارد؟
به فرض ممکن اگرهم چنین مسئله ای وجوددارد آیا مطرح کردن آن دررسانه ملی که هرقشری ازآن استفاده میکنندصحیح است؟
باتشکر

اهمیّت جایگاه و و جوب نماز به عنوان وظیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح شده است و در مجموع بیش از "50" آیه از آیات الهی قرآن درباره نماز است "اَلَّذین یُومِنُونَ بِالغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وِ مِمّا رَزَقْناهُم یُنفِقُونَ"(1)کسانی که به جهان غیب ایمان آرند نماز را به پا می دارند و از هر چه روزیشان کردیم، انفاق می کنند. "َو در برخی از روایات نیز وجوب نماز به صراحت بیان شده است آنچنانکه از حضرت علی(ع) نقل شده است که فرمود"وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِكَ‏ تَبَعٌ‏ لِصَلَاتِك‏"(2) بدان كه هر چيز از كار كه به جاى آرى، پيرو نماز توست كه بر پا مى‏دارى‏" فإن قبلت قبل ما سواها و إن ردت رد ما سواها"(3)اگر نماز مورد قبول واقع شود دیگر اعمال هم قبول می شود و اگر رد شود دیگر اعمال هم رد خواهد شد"
بنابراین وجوب نماز از اموری است که آیات و روایات زیادی بر آن اقامه شده و سیره ائمه نیز آن را تائید می کند لذا حداقل احدی از علماء شناخته شده شیعه را نمی توان یافت که در وجوب اصل نماز شک داشته باشد بلکه وجوب اصل نماز برای همه مسلم است ؛ شاید آنچه که در سوال به آن اشاره کرده اید، ناظر به برخی از نمازها باشد مثلاً در اینکه نماز جمعه در عصر غیر معصوم واجب است یا خیر؟ اتفاق نظر وجود نداشته و یا در وجوب قضاء نماز زنان حائض بین مراجع اختلاف نظر وجود دارد (4) نه آنکه در وجوب اصل نمازهای یومیه اختلاف نظر داشته باشند .
بنابراین اگر چه شاید برخی از فرقه های مسلمان در اجراء وجوب نماز ، دچار سستی شده و به نوعی راه تساهل را در پی گیرند ولی اصل وجوب نماز ، از اموری است که علماء شناخته شده مسلمان و یخصوص شیعه بر آن اتفاق نظر دارند.
در نتيجه اختلاف در وجو ب نماز اصلاقابل قبول نيست وبه اتفاق همه علما ومسلمانها نماز واجب است.
پی نوشتها :
1-بقره(2)آیه 3
2-سيد رضي، نهج البلاغه،نامه 27
3- شيخ صدوق ،امالي، كمره اي، محمد باقر، چ اسلاميه، تهران 1376 ه ش،ص 641
4-ر.ك توضیح المسائل مراجع، تهیه و تنظیم سید محمد حسن بنی هاشمی، پانزدهم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1386 ش، ج 1، مسئله 1506