با سلام و خسته نباشی
دختری هستم 22 ساله دانشجوی اقتصاد از تبریز
نزدیک به 2 سال پیش با پسری نامزد کردم که خیلی زود فهمیدم از دوران کودکی دچار مشکلات عصبی میباشد به طوری که روانشناسان به صراحت به من اعلام کردن که در صورت ادامه زندگی با وی امنیت جانی نخواهم داشت من بعد از 7 ماه نامزدی با بخشیدن مهریه و هدایا طلاق گرفتم.خواستگاران زیادی دارم دلم نمیخواهداز آنها پنهان کنم یا بدروغ حرفی بزنم اما بخاطر رفتار غیر منطقی بیشترآنها با این قضیه گاهی میخواهم قید ازدواج را بزنم اما بدلیل مشکلات خانوادگی و بیماری قلبی مادرم این کار را هم نمیتوانم.
حال من مانده ام با کلی ناامیدی وغم.حتی دلم نمیخواهد خواستگاری را ببینم تا ابن مسئله را مطرح کنم.
بنظر شما با این مسئله چطور کنار بیایم؟
در ابتدا باید خدا قادر متعال را شاکر باشید که خطر را از بیخ گوش شما برگردانده و شما را در همین ابتدای کار و قبل از این که به صورت رسمی وارد زندگی مشترک شوید. متوجه مشکل به این مهمی کرده است و باعث شده که شما از هزاران مشکل بزرگتر رهایی یابید.
اگر قضیه جدای و طلاق شما در موقعی جاری شده است که شما در ارتباط با شوهر سابق تان آسیبی ندیده اید. یعنی این که دوشیزه بودن شما همچنان محفوظ است در این صورت، مشکل چندانی برای ازدواج بعدی نخواهید داشت. چرا که امروزه همانند گذشته و برخی تفکرات در حال انقراض، مسئله بکارت و عدم بکارت چندان پیچیدگی خاصی ندارد و با یک معاینه پزشکی ساده قابل اثبات است به همین جهت، هرگاه خواستگاران تان در هنگام بیان وقایع گذشته، در انگیزه خویش تردید پیدا کردند، می توانید به آنها اطمینان دهید که با شوهر سابق تان رابطه ای نداشته اید و بکارت شما محفوظ مانده است. یقیناً اگر خواستگاران تان افراد منطقی و با درایتی باشند با این موضوع کنار می آیند و آن را می پذیرند. اما اگر در ارتباط با شوهر سابق تان بکارت شما از بین رفته است در این صورت، چاره ای ندارید که تنها با کسی ازدواج کنید که شرایط شما را کاملاً بپذیرد و تمایل به ازدواج با شما داشته باشد و یا این که وضعیت مشابه ای با شما داشته باشد. در هر صورت، مجاز به پنهان کاری و کتمان موضوع نیستید چرا که با پنهان کاری، دیر یا زود عدم صداقت شما آشکار می شود و در صورت ازدواج مجدد، در زندگی آینده بی مشکل نخواهید بود پس بهتر است این واقعیت را در حد خودش بپذیرد ولی هرگز نباید با بزرگ نمایی و تعمیم آن به سایر ابعاد زندگی، تمام زندگی را بر خود تیره و تار سازید و خود را افسرده و ناامید گردانید و بی جهت فکر و ذهن تان را مشغول سازید و یا قید ازدواج را بزنید. مسلماً در این صورت، خسارت بی شماری نصیب خود و خانواده تان گردانیده اید و به نوعی به خود ظلم کرده اید.
از طرف دیگر، این را بدانید که این گونه مسائل مشکل منحصر به فردی نیست. بلکه روزانه هزاران مورد در کشور رخ می دهد، اگر قرار باشد که همه آنها همانند شما بیندیشند که در این صورت، اختلالات روانی در کشور سر به فلک می گذارد به همین خاطر، به شما توصیه می کنیم به جای تمرکز ذهنی به این موضوع و اظهار ناراحتی و ناامیدی، بیشتر به این فکر کنید که خیلی ها هستند که در سن و سال شما و حتی بالاتر هنوز موقعیت ازدواج پیدا نکرده اند و هیچ خواستگاری مناسبی ندارند و در تب و تاب بی همسری می سوزند و یا این که خواسته و ناخواسته ازدواج ناموفقی داشته اند و با هزاران مشکلات آن دست و پنجه نرم می کنند و هیچ راه برگشتی مطمئنی هم ندارند و یا این که ازدواج موفقی داشته اند و زندگی شادی هم داشته اند ولی دست تقدیر باعث شده که شوهرشان فوت کند و الان بیوه گشته اند و گرفتار مشکلات خاص خود گردیده اند. این ها مواردی است که ما در مشاوره های خود هر روز شاهد آن هستیم، پس چه بهتر که نگرش خود را نسبت به موقعیت خود اصلاح کنید و راضی به تقدیر الهی باشید و فعال تر و با نشاط تر و قوی تر از گذشته به زندگی خود ادامه دهید. توصیه می شود خواستگاران تان را بپذیرد و موضوع را صادقانه با آنها مطرح کنید و از این جهت هراسی به دل راه ندهید. این حادثه اگر هیچ نقطه مثبتی نداشته باشد، لااقل در آزمودن خواستگاران تان می تواند مفید باشد و شما می توانید با این موضوع، میزان عقل و سازگاری آنها را بسنجید و مناسب ترین و شایسته ترین آنها را به همسری برگزینید.






