یعنی اگه عاشق بشی گناه است.
عشق، کليد همه معماها و رازهاي پنهاني است. عده اي عشق را خود حق دانسته و برخي آن را موهبت الهي مي دانند. ابتداي عشق، ابتداي زندگي بشر است.
اما عشق به جنس مخالف تا هنگامی که در حد احساس قلبی است و منجر به ابراز و روابط نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام نیست، اما با دو مشکل مواجه است.
اولاً اشتغال قلبی ، آن هم در حد عشق و علاقه مفرط، باعث سرگرمی فکر و هزینه شدن بسیاری از نیرو و سرمایه مادی و معنوی برای آن می شود که غالباً بی ثمر و حتی مخرب است.
دوم: با توجه به این که چنین عشقی برخاسته از طوفان غریزه جنسی است، به طور طبیعی و غالباً ، پس از اظهار عشق، روابط دیگری شکل میگیرد که خارج از حدود شرع و قانون و هنجارهای اجتماعی و... است. متأسفانه چنین عشق و علاقه های از مسیر معیّن، خارج میگردد و مراحل بعدی قابل کنترل نیست.
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1) انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هر گونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی میشود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر میگذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. پس این که همدیگر را به صورت غیر طبیعی (به حد افراطی) در آغوش کشیده و می بوسید، کاری است که با فطرت انسان سازگاری ندارد و جای تأمل دارد!
ممکن است در ابتدای أمر با القائات شیطان، احساس کنیم که کار غیر شرعی صورت نمی گیرد یا ارتباط از روی عشق و علاقه است، ولی این أمور، مقدمه ای برای ارتباطات نا سالم است. الان که قضیه هنوز خیلی جدی نشده است، کناره گیری کنید تا از فجایع بعد جلوگیری کنید.
خواهر گرامی! بر فرض این که عاشق شدن متضمن هیچ گناهی نباشد(که معمولاً چنین نیست) ، از آن جایی که این گونه عشقها از حالت سلامت که حاصل معرفت است، جدا گشته و به صورت مرضی (افسردگی، اضطراب، وسواس و. . .) درمیآید. از طرفی انگیزههای ناهشیار جنسی نیز سهم به سزایی در تداوم این گونه علایق بیمبنا دارد، از نظر روانشناختی دارای پیامدهای بسیار منفی است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود.
1- دختر به دلایل گوناگون فقط به یک چیز فکر کند و آن هم وصال پسر و به عکس.
2- دختر و پسر در گرداب عاطفی غوطهورتر می گردند، به گونه ای که حتی خواب و خوراک را از یاد می برند، در نتیجه قوای جسمانی آن ها تحلیل می رود. این همه در صورتی است که عشق دو طرفه باشد.
3 - وقتی عشق آمد، عاشق کم کم از عملکرد سابق خود در زمینه تحصیل، روابط خانوادگی، روابط با همسالان و تمرکز بر امور اساسی زندگی فاصله میگیرد. به کاهش عملکرد در زندگی روزمره دچار میگردد. در این بین به بهانه وصال به صورت انفجاری به انجام فعالیتهای ویژه میپردازد.
4- بسیاری از پسران به دلایل متعددی پس از مدتی از ازدواج با دختر معشوق طفره میروند. طبق برخی آمارها 95/0 این گونه روابط خارج از چارچوب، به ازدواج ختم نمیگردد.
5- . این گونه ارتباطها هرچند در ابتدا بسیار دلانگیز است، ولی در ادامه به جنگی فرسایشی مبدل میگردند، آری داستان عشق آغازی دلانگیز و پایانی بس غمانگیز دارد، چنان که امیر المؤمنین (ع) می فرماید: اوّل الشهوة طرب و آخرها عطب (1).
6 -نگاه دختر و پسر به هم ، آتش شهوت را در دل شعله ور می کند، زمینه را برای فتنه انگیزی شیطان فراهم می سازد. امیر المؤمنین (ع)می فرماید : النَّظْرَةُ بَعْدَ النَّظْرَةِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَةً؛(2)
نگاه بعد از نگاه (به نامحرم ) بذر شهوت را در دل کشت می کند، همین برای منحرف ساختن فرد و کشاندنش به سمت فتنه و فساد کافی است.
2)) ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است(3). عشق به جنس مخالف(بدون ضابطه) و روابط نامشروع، عملی بر خلاف فطرت است. هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمیرسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آنها افزوده میشود. البته باید توجه داشت که سن شما در حدی نیست که به طور عادی بتوانید ازدواج کنید در نتیجه فقط دچار مشکل می شوید؛ گرچه می توانید با صحبت با بزرگان در صورت نیاز، عقد بلند مدت داشته باشید تا مشکلات رفع شود و بعد از آن به فکر زندگی کامل بیفتید.
منابعی برای مطالعه بیشتر:
1. ابراهيمي ديناني، غلامحسين، دفتر عقل و آيت عشق، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1380.
2. منصوري لاريجاني، اسماعيل، زمزم عشق، انتشارات مرکز نشر فرهنگي آيه، چاپ اول، 1379.
پي نوشت ها :
1. معجم الفاظ غررالحکم ، ص 563.
2. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج14، ص 18، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413ق.
3. روم (30) آیه 21.






