پیامبر عملا روی کدام احکام مأمور به انجام عمل بود و صرف گفتن کفایت نمی کرد که آن حکم در جامعه نهادینه شود(مانند آیه قبل از واقعه غدیر : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ که در نتیجه آن واقعه غدیر رخ داد)؟
پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) فارغ از رسالت الهي و هدايتي كه بر عهده داشتند و قبل از آن، خودشان به عنوان مطيع ترين و فرمانبردارترين بنده الهي به تمام وظائف و تكاليف الهي عمل مي نمودند و پيش از هر كس ديگري خودشان به احكام الهي عامل بودند لذا به عنوان يك انسان مكلف، در عمل به تكاليف الهي فرقي بين ايشان و ساير بندگان الهي وجود نداشته است.(1)اگر چه به لحاظ خصوصيات فردي و رسالت الهي در برخي موارد تكاليف بيشتر و سخت تري متوجه ايشان بوده است مثل وجوب نماز شب براي ايشان (2)كه با توجه به مشخص بودن اين موارد در ساير اعمال عمل حضرت ملاك مناسبي براي عمل به دين محسوب مي گشته و لذا خداوند متعال پیامبر را به عنوان الگو و اسوه حسنه به مردم معرفی می نماید. (3) و رفتار حضرت همواره ملاکي براي اقتدا و پیروی ديگران واقع مي گشت و طبیعتا در همين راستا رفتار عملی پیامبر نيز در کنار تبیین نظری حضرت راهنمای اصحاب و یاران بود، اما علاوه بر اين الگو برداري هاي طبيعي، با توجه به رسالت الهي كه بر عهده ايشان قرار گرفته بود مبني بر هدايت گري و تعليم و تزكيه ديگر افراد،(4) طبيعتا در مواردي كه مربوط به حوزه اعتقادات و معرفت افراد می گشت و جنبه نظري داشت بیان حضرت کفایت می نمود. اما در خصوص تکالیفی که يا جنبه عملی صرف داشت و یا علاوه بر جنبه معرفتی جنبه عملی نیز داشت و در سرنوشت خود افراد و يا جامعه اهميت فوق العاده اي داشته و عمل شخص پيامبر جهت انتقال اهميت و توجه ويژه افراد به آن مسأله كافي نبود پیامبر نمی توانست به تبیین نظری و گفتاری اکتفا کند و مامور بود كه با ايجاد زمينه هاي مناسب عملي حكم الهي را به جامعه ابلاغ نمايد كه نظير آن را در جريان ابلاغ عمومي امامت و ملايت حضرت علي (ع) به عنوان جانشين و وصي پيامبر مشاهده مي نمائيم.
پي نوشت ها:
1. «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »؛«بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه) به من وحى مىشود كه تنها معبودتان معبود يگانه است. پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند! (110)»(كهف(18) آيه 110).
2. مزمل (73)، آيه 1 الي 8.
3. «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»؛«مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود،»(احزاب(33) آيه 21).
4. «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ »؛«و كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مىآموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند!»(جمعه (62) آيه2) .






