با سلام خدمت شما . من پسری مسلمان هستم با اعتقاداتی
مذهبی می خواهم ازدواج کنم با دختری که پدر و مادرش چند سالی است به دین
مسیحیت رو آوردن ولی دخترشون مسلمان است و دوست دارد به هر طریقی از
خانوادشون به خاطر مسیحی بودنشون جدا بشه من می خواهم برای رضای خدا این
دختر رو نجات بدم ولی پدر و مادرم با من مخالفت می کنند . از یک طرف من
هم میدانم بعد از ازدواج نمی توانم با خانواده آنها رفن و آمد داشته باشم
و از طرف دیگر حرف مردم و آشنایان را چه کنم از شما خواهشمندم مرا یاری
بکنید وبگوید آیا کار من درست است یا نه ؟ با تشکر فراوان از شما

از جمله ملاک هایى که در زندگى سعادتمندانه انسان نقش دارد، هم کفو بودن و شرافت و اصالت خانوادگى است.
منظور از شرافت خانوادگی، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه منظور نجابت و پاکی و تدین خانوادگی طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و ایجاد و یک نسل. لذا در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: من می‏خواهم با خود این فرد زندگی کنم و کاری به کار خانواده‏اش ندارم. پیامبر (ص) فرمود:
"انظر فی أی شی تضع ولدک فان العرق دساس؛ نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار می‏دهی، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثی، خواه ناخواه منتقل می‏شود و تأثیر می‏گذارد".(1)
بنابراین خانواده کسی که او را به عنوان شریک زندگی انتخاب می کنیم ، از اهمیت به سزایی برخوردار است.
با توجه به این نکته، هر چند اصل عمل از نظر شرعی اشکالی ندارد و شما می توانید با ایشان به شرط دارا بودن سایر ملاک های انتخاب برتر، ازدواج کنید. اما از آن جایی که رفتارهای والدین ایشان به جهت تغییر مذهب والدین، قطعا در آینده مشکلاتی را برای شما ایجاد خواهد کرد، توصیه می کنیم با فرد دیگری که تدین خانوادگی را دارا است، ازدواج کنید. شاید علت مخالفت والدینتان نیز همین باشد که به جهت تجربه خود، شما را از آن منع می کنند.
فراموش نکنید:
به دو دلیل، در بیشتر مواقع پدر و مادر بهترین مشاور و پشتیبان تان هستند:
1. تجربه بسیار زیادی در زندگی دارند و انسان باید از تجارب همه و از جمله پدر و مادر بهره مند شود.
2. خیر خواه نسبت به فرزند خود هستند و هیچ وقت بدی را برای آنان نمی خواهند، اگر چه گاهی در مصداق خیر و خوبی اشتباه می کنند و چیزی را می خواهند که در واقع خیر فرزند نیست.
پی نوشت:
1. ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغة، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى قم، 1404 ه.ق، ج12، ص 116.