وقتی دو انسان خوشبختی و کمال خود را در رابطه با یک همجنس میبینند و در واقع نیمه ی گمشده ی خود را پیدا میکنند، چرا باید از این رابطه منع شوند؟

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی!
روشن است که مورد بحث رابطه جنسی یا ازدواج با همجنس است و الا روابط اجتماعی و عاطفی متعارف و مشروع که به کمال و سعادت افراد نیز کاملا مرتبط است نه تنها در منابع دینی مذموم و مطرود نیست بلکه کاملا مقبول و مورد تاکید و سفارش است و در اسلام بر روابط اجتماعی سازنده و برادرانه همواره تاکید شده است تا جایی که اسلام همه مسلمانان را برادر هم دانسته می فرماید:
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (1) مؤمنان برادر يكديگرند » و تلاش می کند نهایت قرابت و نزدیکی را در بین آنان ایجاد نماید؛ به علاوه در مسیر رشد و تعالی و تکامل و رسیدن به سعادت نیز مومنان را سفارش به همراهی و همدلی کرده می فرماید:
« انسانها همه در زيانند * مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند! » (2)
بر این اساس پاسخ اول به اشکال شما آن است که مگر تکامل و خوشبختی و سعادت همه جانبه انسان تنها در گرو روابط جنسی با همجنس است؟ چرا نمی توان از همه ظرفیت های روحی و عقیدتی و عاطفی امام مشروع یکدیگر برای سعادت و خوشبختی بهره برد. اما روابط جنسی خود را محدود در حریمی که شرع بیان کرده نمود ؟
اما فارغ از این اصل کلی باید گفت:
چنان که می دانید گرایشات جنسی به جنس موافق انواع و اقسام مختلفی دارد و نوع نگاه و تمایل آنان به همجنس ماهیت های بعضا متفاوتی دارد که اسلام به طور کامل و صد درصد همه آن ها را مطرود و مذموم ندانسته است؛ زیرا بسیاری از این گونه افراد در حقیقت دچار اختلال هویت جنسی بوده و در واقع در تمایل به فردی به ظاهر همجنس ، واقعا به همجنس خود علاقه ندارند، بلکه چون هویت اصلی جنسی شان برخلاف جنس کنونی و ظاهر فعلی شان است و در واقع در زمره افراد خنثی ویا اصطلاحا "ترنسکشوال" هستند که با عمل های معین و مجوزهای قانونی می توانند جنسیت واقعی خود را بیابند و در واقع با فرد مورد علاقه خود که از جنس مخالف شان است ازدواج نمایند .
در این گونه افراد حقیقتا تعلق خاطر به همجنس اتفاق نمی افتد. بلکه تمایل به جنس مخالف است. اما این تمایل طبیعی به اشتباه همجنس خواهی تلقی می گردد .
اما در خصوص افرادی که اصلا در این قسم قرار ندارند و واقعا با حفظ هویت جنسی معینشان خواهان رابطه جنسی با فردی همجنس خود هستند باید گفت:
اولا اگر معیار و مبنای تعیین خوشبختی افراد بر اساس تمایلات و خواسته های خودشان بود که دیگر نیازی به انبیاء و وحی و دین نبود و کافی یود گفته شود که هر فرد بر اساس خواسته ها و تشخیص خود از خوشبختی و کمال رفتای را که مطلوب می بیند انجام دهد ؛ هر عقل سلیمی حکم می کند که این حرف بی معناست و جدای از نامعقول و غیر واقعی بودن آن حتی در مقام عمل هم آن قدر با تمایلات و خواسته های محتلف و متضاد مواجه می شدیم که امکان رسیدن به خوشبختی برای هیچ فردی ممکن نبود .
داستان رسالت و نبوت و ابلاغ وحی به همین جهت است که به انسان نشان دهد راهکار رسیدن به خوشبختی و کمال واقعی چیست و این دستورالعمل تنها از جانب خالق انسان که آگاه به همه رموز وجودی او و به همه جزییات عالم هستی و دنیا و آخرت است ممکن و متصور است .
ثانیا : به دلیل آنکه خداوند مسیر کمال انسان را می داند و رقم می زند این قبیل محدودیت ها نه تنها برای همجنس گرایان ، بلکه برای همه افراد دیگر هم در شکل انواع و اقسام قوانین وضع شده و به هیچ وجه معیار و میزان کشف خوشبختی و کمال خواست و میل خود افراد نبوده و نخواهد بود ؛ مثلا هر انسانی یا لااقل اکثر افراد از دگر جنس گرایان (heterosexual) ، میل به برقراری نامحدود روابط جنسی با افراد متعدد ( از جنس مخالف) دارند . معمولا در این زمینه فارغ از بحث شدت و ضعف تمایلات ، شهوت جنسی در اصل تمایل تفاوتی بین محرم و نامحرم و زن شوهر دار و غیر شوهر دار و .... نمی گذارد، در حالی که همه ادیان محدودیت های زیادی در این باره دارند و مجازات های سنگینی برای آن وضع کرده اند .
در شریعت اسلام نیز در مورد برخی تمایلات جنسی محدودیت های مطلق و غیر قابل چشم پوشی وجود دارد . به هیچ وجه این تمالات تایید و تجویز نشده مانند روابط جنسی با محارم (3) یا با زنان شوهر دار یا ازدواج با خواهر زن (4). دلیل این امر آن است که انسان در زندگی دنیا موظف به طی کردن موفق آزمایش های الهی است که در برابر امیال درونی و خواسته های نفسانی او واقع می شود . بنا نیست که تجویز اسلام در برابر تمایلات درونی جنبه ای مطلق و بدون محدودیت داشته باشد .
اگر بنا بر تایید و تجویز هر نوع تمایل و گرایش در افراد باشد، نظام و ساختار و ضابطه ای در مسیر زندگی بشر قابل تعریف نیست. باید جلوی همه قوانین که به نوعی محدودیت آورند ،گرفته شود. روشن است که در این فرض زمینه آزمون بشر و رشد و تکامل وی نیز وجود نخواهد داشت؛ بماند که اصولا اسلام در وضع این قوانین مصلحت های پیدا و پنهان بشر در دنیا و آخرت را مورد ملاحظه قرار می دهد. در بسیاری از این محدودیت ها مصالح شخصی و همین طور عمومی بشر به دقت مورد ملاحظه قرار می گیرد.
ممنوعیت همجنس گرایی را نیز باید در همین راستا تبیین نمود . این نوع گرایش را به دلیل پیامدهای خطرناک و مضری که برای بشر دارد ، باید در زمره موارد استثنایی و خارج از چارچوب های قانونی تصور نمود ؛ در نتیجه افرادی مانند گروه خاص همجنس گرایان که مورد سخن ما هستند نیز در طول زندگی برابر آزمایش الهی باید مقاومت کنند . از راه شرعی و متعارف به دفع متعارف نیاز جنسی خود بپردازند و به این تمایل درونی همانند بسیاری از تمایلات دیگر افراد نسبت به محدودیت های شرعی و قانونی شان که از آن ها پرهیز می کنند، بنگرند .
پی نوشت ها :
1. حجرات (49) آیه 10.
2. عصر (103) آیات 2-3.
3. نساء (4) آیه 23.
4. همان.