این که پیامبر دروغ نمی گوید و محال است که دروغ بگوید را باید قبل از قرآن و با برهان و استدلال عقلی ثابت کنیم. زیرا اگر این با استدلال عقلی ثابت نشود و بخواهیم با استناد به قرآن آن را ثابت کنیم، ممکن است به ما گفته شود همین آیاتی که بر راستگویی پیامبر ارائه داده اید، خودشان دروغ هستند و وحی نمی باشند و پیامبر به دروغ خودش را راستگو معرفی کرده است.
پیامبر کسی است که می خواهد واسطه بین خدای بلند مرتبه و مردم باشد و سخن خدای را به مردم برساند. این واسطه اگر امین و راستگو و معصوم از لغزش و خطا و دروغ و ... نباشد، نمی توان به سخنش اعتماد کرد و ادعایش مبنی بر آن که سخنانش، سخن خداست را پذیرفت.
از طرف دیگر خدا هم هیچ گاه فردی را که ممکن است دروغ بگوید، به وساطت بر نمی گزیند. چون می خواهد سخنش بدون کم و کاست به مردم برسد و مردم مطمئن باشند که او دروغ نمی گوید و چون خدا بر همه چیز از جمله بر درون سینه ها آگاه است، می داند که چه کسانی به مرتبه ای از ایمان و باور رسیده اند که دروغ گفتن آنها محال است و چنین کسی را برای رسالت و نبوت بر می گزیند.
این یک استدلال محکم عقلی است که قبل از نزول قرآن و قبل از آمدن پیامبران بر صداقت و راستگویی پیامبران دلالت دارد و کسی را که ممکن است دروغ بگوید یا مرتکب دروغ گویی شده را شایسته نبوت نمی داند.
اما آیات فراوانی از قرآن بر راستگویی پیامبر دلالت صریح دارد از جمله:
1.يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين (1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بپرهيزيد از عذاب خدا و با راستگويان باشيد.
این آیه مردم را به همراهی با راستگویان دعوت می کند و مفهومش دوری گزینی از دروغگویان است و پیامبر اولین کسی است که خدا همراهی مردم را با او خواسته پس او باید در بالاترین درجه صداقت باشد.
2. فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبينَ (2)
پس اطاعت مكن دروغ گویان را.
با توجه به این که در اینجا خداوند از اطاعت دروغگویان نهی می کند و در جاهای فراوان دیگر مردم را به اطاعت از پیامبر فراخوانده است، معلوم می شود که خدا پیامبر را ایمن از دروغگویی می داند که به اطاعت بدون قید و شرط از او فراخوانده است.
3. تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ (3)
بگو به ايشان بياييد تا حاضر نماييم ما پسران و زنان و نزديكان خود را كه به منزله خود ما هستند. و شما هم حاضر كنيد پسران و زنان و نزديكان خود را.
در اینجا پیامبر موظف می شود با آوردن عزیزان خود، لعنت و نفرین خدا را بر خود و محبوبانش در صورت دروغگو بودن قرار دهد و پیامبر هم این کار را می کند و این آیه هم تصدیق راستگویی پیامبر از طرف خدا و هم دلالت بر یقین پیامبر بر صداقت خودش دارد که خود و عزیزانش برای مباهله حاضر می شوند .
4.در سوره نجم آيات 2تا5
مَا ضَلَّ صَاحِبُكمُْ وَ مَا غَوَى*وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى*إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى*عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى
هرگز دوست شما [محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است، *و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد!*آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!*آن كس كه قدرت عظيمى دارد [جبرئيل امين] او را تعليم داده است
آيا دروغ ،سخن گفتن از روي هوي وهوس است يا نه ؟ در حالي كه خداوند مي فرمايد كلام او همه وحي الهي است.
و آیات فراوان دیگر که ذکر آنها وقت و حوصله بسیار می طلبد.
همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی معتقدند که پیامبر هر چه را به عنوان وحی فرموده ، قطعا از جانب خدا بوده و ایشان هیچگاه مطلبی را از خود به خدا نسبت نمی دهد.
و غالب اهل سنت معتقدند که ایشان در مسائل سیاسی - اجتماعی و ... گر چه به رأی و فهم خود سخن گفته است، اما جز حق نمی گفته است و هر چه فرموده دقیقا با حق همراستا است.
ولی بعضی از آنها معتقدند که ایشان در مسائل غیر مربوط به دین و شریعت از مسائل دنیایی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و ... به فهم و رأی خود سخن گفته و چه بسا در اینجا سخن ایشان درست نباشد مثلا روایتی آورده اند [که این روایات جعلی و غیر قابل قبولند] که مدعی است پیامبر افراد مدینه را از گرده افشانی نخل ها نهی کرد و وقتی با محصول بد خرمای آن سال مواجه شد، فرمود:
إذا أتيتكم بشئ من أمر دينكم فاعملوا به وإذا أتيتكم بشئ من أمور دنياكم فأنتم أبصر بدنياكم (4)
هر گاه در مورد دین سخنی گفتم، بدان عمل کنید (که بلا شک حق است) و اگر در امور دنیای شما سختی گفتم ، شما به امور دنیایی از من آگاه تر هستید (و اگر دستور من صحیح نبود، عمل نکنید).
یا در مورد لعن و نفرین های خود گفته:
إني سالت الله أن يجعل لعنتي و دعائي على من لا يستحق من أهلي رحمة لأني بشر أغضب كما تغضب البشر (5)
من هم بشری هستم که خوشحال و عصبانی می شود و (در اثر این انفعال نفسانی و به ناحق) افرادی را مدح یا لعن می کنم و از خدا خواسته ام لعن و نفرین های بیجای من را رحمت برای نفرین شده قرار دهد.
البته این نظریه ها سست هستند و مسائل سیاسی افرادی را به ابداع این نظریات و جعل این احادیث وادار ساخته و غالب اهل سنت هم این اباطیل را باور ندارند.
غالب آنها هم معتقدند پیامبر در دین جز به وحی سخن نمی گوید و در مسائل فردی و سیاسی و اجتماعی گر چه به فهم و رأی خود سخن می گوید ولی جز حق نمی گوید.
متاسفانه در منابع دست اول اهل سنت مانند صحيح بخاري و مسلم (كه بعد از قرآن بهترين كتاب معرفي مي كنند) بدترين توهين ها به خداوند و پيامبر اكرم (ص) و..شده است.
براي اطلاعات بيشترحتما به كتاب سيري در صحيحين تاليف آيت الله نجمي مراجعه بفرماييد.
پی نوشت ها:
1. توبه (9) آیه 119.
2. قلم (68) آیه 8.
3. آل عمران (3) آیه 61.
4. سرخسی، مبسوط ، بیروت، دار المعرفه ، ج 23، ص 110.
5. زیلعی، تخريج الأحاديث والآثار، ریاض ، دار ابن خزیمه ، 1414 ق ، ج 2 ، ص 260.
۱۳۹۰/۱۲/۰۶ ۰۶:۵۷
شناسه مطلب: 62768






