با سلام و تشکر از سایت مفیدتان
اجرتان با رسول الله

سولی داشتم.
بنده خانمی هستم که به تازگی از رشته مهندسی فارغ التحصیل شده ام
در مورد ارتباطم با انسان ها دچار وسواس شده ام. که آیانوع ارتباطم باآنها درست است یا خیر.
در واقع بنا به آیه محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم... و آیات دیگر و احادیثی دیگر به این نتیجه رسیدم که باید آدمهای اطرافمان را به مومن و غیر مومن طبقه بندی کرده راجع به یکی صبورانه از اشتباهاتش بگذریم راجع به یکی کوچکترین اشتباه را هم مدنظر قراردهیم.

صمیمیت ها هم بر اساس این طبقه بندی فرق بایستی کند
ملاک این خودی و غیر خودی بودن در جامعه پیچیده و قروقاطی ما چیست
خواندن نماز
ادعای مومن و تمام
مجموعه رفتارها
رعایت حجاب و عفاف
وفای به عهد
راستگویی
خداترسی

و همینطور افرادی در اطرافم وجود داشته اند که زمانی بسیار مذهبی و متدین بوده و متاسفانه به ناگهان تبدیل به انسانهای غیر مذهبی شده اند. در مورد آنها چگونه بایستی رفتار کنم.

این مشکل را در مورد انتخاب همسر هم دارم.
مثلا شخصی از خیلی جهات به صورت تئوری مناسب با من بود. مثلا از نظر اسلامی و عقاید اسلامی، تحصیلات و نوع تفکر(حرف ها و جهت گیری هایی که داشتیم)و غیره ! اما بنده احساس کردم نوع ارتباطشان با خانم ها را نمی پسندم. در مقابل خانم ها خیلی ضعیف بر خورد می کردند. و من احساس کردم این نشانه ای از این است که تقوی لازم را ندارد.
و بحث های عقیدتی ای که کرده ایم فقط حرف هست.

دوستی دارم که به من می گوید زیاد سخت گیری می کنم...
اما دوست ندارم در روابطم با آدمهای مختلف حقی بر گردنم بماند و خداوند از من ناراضی باشد...

با تشکر

با توجه به اینکه تشخیص وجود اختلال وسواس یا هر چیز دیگری نیاز به حضور فیزیکی و انجام مصاحبه دارد، در این نوشتار نمی توان با قاطعیت اظهار نظر کرد. اما به شما توصیه می کنیم با در نظر گرفتن مطالبی که در ادامه ارائه می کنیم به یک جمعبندی رسیده و در صورت لزوم به یک متخصص مجرب مراجعه نمایید.
وسواس فکری، یک نوع از اختلال وسواس اجبار و به معنای خطور مطالبی بیهوده و گاهی شرم آور و وحشتناک به ذهن، پیاپی و بدون اختیار است که شخص، قادر به قطع آن نیست؛ مانند افکار و تصورات کفر آمیز و توهین آمیز. در هفتاد درصد افراد وسواسی، وسواس فکری و عملی با هم وجود دارد. این گونه بیماری های فکری به دلیل اختلالی که در نظام زندگی ایجاد می کند، باید درمان شوند. شخص مبتلا به وسواس فکری نمی تواند درباره موضوع های مهم و اساسی زندگی بیندیشد و در نتیجه از وظایف اصلی باز می ماند؛ چون نمی تواند تمرکز داشته باشد و حواسش زیاد پرت می شود. نظم فکری چنین شخصی به هم می ریزد؛ درمانده شده، قادر به مطالعه نیست. این گونه وسواس، سطح اضطراب را بالا می برد و شخص مبتلا به آ ن برای رهایی از این تشویش، فکر می کند و به یک دور معیوب دچار می شود؛ بنابراین توصیه این است که در صورتی که احساس می کنید از علائم مذکور بی بهره نیستید، هر چه سریعتر با مراجعه به متخصصین روان شناس بالینی به درمان این مشکل اقدام کنید.
اما در مورد شخصی که به نظر می رسد خواستگار شما بوده و برخورد ضعیفی با نامحرم داشته باید بگوییم:
1. بهتر بود معنای برخورد ضعیف را نامحرم را بیشتر توضیح می دادید. باید توجه داشت که گاهی اوقات کمال گرایی منفی و یا در موارد اندکی بدبینی و سوء برداشت از برخورد یک فرد باعث می شود، آینده های روشنی را از خود سلب کنیم.
2. در زندگی زناشویی اگر یکی از همسران بدگمان شود و دلیل همسرش را بپذیرد و با توضیح او قانع شود، بیماری نیست؛ ولی اگر استدلال پذیر نباشد و نشانه هایی نظیر موارد ذیل در او دیده شود، باید فرد مورد نظر خود را اصلاح کند. برخی از علامت های بیماری بدگمانی چنین است: حساسیت در مورد خنده های عادی همسر، تذکر درباره پوشش و نگاه های معنادار همسر، کنترل دائم و حرض خوردن، حساسیت به دیده بوسی و احوالپرسی با محارمی مانند، خاله، عمه، خواهر زاده و برادر زاده و ...، سوال درباره تماس ها و مزاحم تلفنی. در این صورت شخص به اختلال هذیانی یا هذیان زناشویی مبتلا است که حتما باید قبل از ورود به زندگی زناشویی با مراجعه به روان پزشک درمان شود.
نکاتی در زمینه رابطه با انسان ها
بر اساس بينش ديني و اسلامي ارتباط با همه انسان ها براي مصالح ويژه از قبيل مباحثات علمي، داد و ستد، استاد و شاگردي و مانند آن، كه لازمه زندگي اجتماعي هستند و منافع مادي و معنوي بر آن ها مرتب هستند، اشكال ندارد، ولي اين ارتباطات هم شرايط و قوانيني دارند كه به بعضي از آن ها اشاره مي شود:
1. رعايت حياي فردي و عفّت جمعي: ارتباط با جنس مخالف، كه در شرايط خاصي اتفاق مي افتد، نه تنها مجوّز پرده دري و از بين بردن عفت نيست، بلكه از ابتدا براي حفظ حريم عفت و حيا تأسيس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعي وضع شده است؛ يعني فلسفه وجودي اين ارتباط، حفظ عفّت عمومي و تحكيم حياي فردي و كسب كمالات از طريق مقابل است.
2. هدفدار بودن: بعضی از ارتباطات زنان و مردان هدف جدّي و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جويي لحظه اي مي باشد. از اين رو، اين ارتباطات، كه صرفاً جنبه تفريحي دارند و منفعتي مشروع از آن ها به هيچ كدام از دختر و پسر یا زن و مرد نمي رسد مذموم است. از اين رو، براي جلوگيري از هدر رفتن سن جوانی و سنين نشاط و بالندگي لازم است تا در ارتباطات اهدافي دنبال شود و از اين فرصت براي بهره برداري علمي، اخلاقي، آموزشي و هنري استفاده گردد.
3. تقسیم انسان ها به مومن و غیر مومن می تواند آسیب هایی داشته باشد. مثلا با توجه به گناه سوء ظن احتمال برداشت ها و تفسیرهای ناصحیح از رفتارهای اطرافیان وجود دارد. پس بهتر است در این زمینه دقت بیشتری بفرمایید. به علاوه این آیه ای که فرمودید در مورد کفار است. آنهم کفاری که در حال جنگ با مسلمین هستند ویا در صدد تدارک جنگند. بنابراین اگر احتمال بدهید که کافر باشد ولی قصد ضرر به دین را ندارد هم مجاز به روبرگرداندن یا برخورد نامناسب نیستید.
4. ملاک در برخورد با افراد این است که تا زمانی که به یقین نرسیده ایم که فرد مورد نظر موجب گمراهی ما می شود، او را از خود نرانیم. البته برای رسیدن به چنین بصیرتی لازم است با انجام سیر مطالعاتی کتاب هایی مانند سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری بر دانش خود در این زمینه بیفزایید. قطعا کسب چنین بینشی مستلزم تلاش و کوشش خود شماست.