پرسش:
با توجه به پیشرفت های علمی و کشف حقایقی در مورد چگونگی پیدایش زمین، حیات, و تمدن به نظر میرسد داستان قرآنی آدم و حوا واقعیت نداشته و نمادین باشد. همچنین در زمانی که هنوز خط و زبان به وجود نیامده بوده است چگونه کسی میتواند وظیفه ی پیغمبری خود را انجام دهد؟!
پاسخ:
تکامل و پذیرش اجداد حیوانى براى انسان هیچ گونه مخالفتى با اینکه انسانهاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد، يعني هیچ اشکالی ندارد که همه انسان های موجود فرزندان دو انسان به نام آدم و حوا باشند و همه ما نسلی معین از انسان ها باشیم که منشا آن مربوط به چند هزار سال قبل و والدینی مشخص است .
البته در این صورت این سوال پدید مىآید که خود آدم و حوا چگونه خلق شده اند و آیا خلقت آن ها از گل بوده و از هیچ حیوان دیگری نبوده یا از حیواناتی انسان نما به وجود آمده اند؟
ظاهر آیات قرآن موید نظریه اول است، ولى در عین حال این آیات نفى کلى نظریه ترانسفورمیسم را در مورد انسانهاى قبل از این نسل بشر (مانند انسانهاى نئاندرتال) نمىکند. ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل انسان در آمده است. همان گونه که برخی نویسندگان آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق داده اند.
باید به شکلی دقیق تر به بررسی آیات مربوط به خلقت انسان بپردازیم:
بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است. برخی آیات بیانگر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.
دسته دوم، در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کند. دسته سوم: آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. اما در خصوص کیفیت خلقت حضرت آدم علیه السلام باید گفت: آیاتی که در مورد حضرت آدم بحث کرده، دو گونه است:
یک قسم به صراحت کیفیت خلقت حضرت آدم را توضیح داده است. مثل "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب؛ (1) همانا مثال عیسی در نزد خدا همانند آدم است که او را از خاک خلق نمود" .
در قسم دیگر، از سیاق آیات میتوان فهمید که منشأ آفرینش آدم چه بوده است. نظیر داستان شیطان (2) که به خدا میگوید: "آیا به کسی که از خاک آفریدی، سجده کنم؟!" . (3)
در سوره الرحمن می فرماید: "خلق الانسان من صلصالٍ کالفخار ؛ (4) او انسان را از گل خشکیده اى که همچون سفال بود آفرید".
این آیه اختصاص به حضرت آدم دارد، زیرا ما انسان ها، اگر از خاک خلق شده باشیم، از "صلصال کالفخّار" خلق نشدیم، چون مواد خاکی که تبدیل به غذا و سپس تبدیل به نطفه می شود، صلصال نبوده است، چون اگر چنان خشک باشد، گیاه در آن نمی روید. بنابراین آفرینش از صلصال کالفخار ویژه حضرت آدم است و اگر به دیگران نسبت داده می شود، به اعتبار حضرت آدم است. (5)
در سوره سجده آیات 7 و 8 کیفیت و ماده اولیه آفرینش نخستین انسان را از سایر انسان ها به تفکیک بیان کرده : "و بدأ خلق الانسان من طین ثمّ جعل نسله من سلالة من ماءٍ مهین؛ انسان اولیه یا آدم را از "طین" ولی نسل او را از "ماء مهین" یا نطفه آفریده است".
اگر حضرت آدم نیز از نطفه بود، یعنی از انسان تکامل نیافته ای مانند انسان های "نئاندرتال" یا میمون خلق شده بود، ذکر کردن نسل بعد از خود انسان، وجهی نداشت. پس کاملاً روشن است که آیه در مقام تفصیل است. بین خلق انسان اولیه و دیگر انسان ها تفاوت وجود دارد (6) ؛ در هر حال مسلم است و از آیات گوناگون قرآن به دست می آید که حضرت آدم از نوعی خاک آفریده شده است.
تعابیر آیات و روایات در خصوص خلقت ایشان متفاوت و مختلف است . جمع بندی در خصوص آن ها قدری دشوار است ؛ اما در میان آیات قرآن، آیه ای که به روشنی دلالت دارد حضرت آدم(ع) بدون واسطه و به طور مستقیم از خاک آفریده شده، آیه ای است که برخی افراد جهت رد نظریه داروین و ترانسفورمیسم به آن تمسک جسته اند، یعنی آیه 59 از سورة آل عمران:
"انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب".
این آیه نشان می دهد که اگر فرض کنیم حضرت آدم از چیزهایی آفریده شده که منتهی به خاک می شود، این استدلال نمی تواند استدلال کاملی باشد، زیرا اگر بپذیریم آدم از نسل میانی و واسطه ای بین خاک و خود، مثلاً از انسان های نئاندرتال به وجود آمده، حضرت آدم از نطفه حیوانی به وجود آمده است، بنابراین چگونه می توان آفرینش بدون پدر عیسی را به آفرینش آدم تشبیه نمود؟! چه بسا اگر ما این استدلال را تمام بدانیم، ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم از نسل موجود دیگری به وجود نیامده است.
در مجموع می توان گفت تئوری خلقت دفعی حضرت آدم از خاک بیش تر مورد تایید و توافق آیات و روایات است. اما کیفیت این تبدیل و تغییر ماهیتی برای ما روشن نیست.
اتفاقا داستان فسیل های انسانی کشف شده که قدمت آن ها در بعضی موارد به چند صد هزار سال می رسد، هم منافاتی با این جریان ندارد؛ زیرا یقینا نمی توان گفت این فسیل ها فسیل های انسانی است، بلکه فسیل هایی مربوط به موجوداتی انسان نماست که انطباق کامل ساختاری با انسان کنونی ندارد، بر همین اساس گفته می شود این ها مربوط به انسان های اولیه و نسل اجداد ماست.
در هر حال هیچ منعی وجود ندارد که قبل از نسل کنونی بشر که به حضرت آدم و حوا علیهما السلام منتهی می گردد ،نسل هایی از موجوداتی شبیه انسان های کنونی هم وجود داشته اند که آثار به جای مانده از آن ها هر از گاهی به دست می آید. اما نسل آن ها قبل از آغاز نسل کنونی بشر منقرض شده باشد ؛
آنچه می توان به یقین گفت آن است که نسل کنونی بشر ناشی از خلقت اعجازگونه یک زن و مرد و توالد و تناسل آن دو است، اما قبل از این نسل موجودات دیگری همچون انسان روی زمین می زیستند که از کیفیت خلقت و زندگی آن ها اطلاع چندانی نداریم . چه بسا خلقت آن ها نتیجه تطور انواع و تکامل و فرگشت موجودات باشد. در نتیجه با این فرض هم می توان نظریه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعی آدم و حوا(فیکسیسم) را .
اتفاقا ممکن است از بعضى آیات قرآن هم استفاده کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسانهایى دیگر در زمین زندگى مىکردهاند؛ مانند آیه « و اذ قال ربک للملئکة انى جاعل فى الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء... (7)؛ زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مىخواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مىگذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند» که از آن برمىآید قبل از آفرینش بنى آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است که فرشتگان از نتیجه اعمال و رفتار آن ها ناراحت بودند. همچنین در بعضى از روایات وارده از ائمه (ع) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مىکند.
امام صادق به راوى فرمود: شاید گمان مىکنید که خدا غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آن ها هستید. (8)
اما در باره ضرورت نبوت حضرت آدم بايد دانست كه بر اساس دليل هايى كه ضرورت وجود نبى (يا وصى نبى) را در هر زمان و مكانى اثبات مى كند، نبوت اولين بشر روى زمين، يعنى حضرت آدم(ع)، نيز اثبات مى شود؛ به اين معنى كه هدف از خلقت انسان ها تحقق نمى يابد، مگر آن كه راهنمايانى از جانب پروردگار فرستاده شوند، حتى اگر يك اجتماع كوچك دو نفرى روى زمين زندگى كنند، لازم است براى تحقق اين هدف، يكى از آن دو داراى مقام نبوت باشد؛ بر اين اساس براى خانواده ى حضرت آدم(ع) و آن جامعه كوچك نيز وجود پيامبر ضرورى خواهد بود و او حضرت آدم(ع) است؛ زيرا شخص ديگرى غير از او براى جامعه آن روز مطرح نيست.
پی نوشت ها :
1. آل عمران (3)، آیه 59.
2. آیات 76 ص (48) و 12 اعراف (7) و 26 و 28 و 33 حجر(15).
3. اسراء (17)، آیه61.
4. الرحمن (55)، آیه14.
5. معارف قرآن، ج 3 - 1، محمد تقی مصباح یزدی ، انتشارات موسسه امام خميني، قم .
6. همان، ص 237.
7. بقره (2) ، آیه 30 .
8 . شيخ صدوق ، توحید، ج 1، ص 277 ، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق.






