طبق آیه مبارکه زیر از سوره بقره بعد از اختلاف در امت پیامبران یک گروه حق و یک گروه باطل است:
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253﴾ برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عيسى پسر مريم دلايل آشكار داديم و او را به وسيله روح القدس تاييد كرديم و اگر خدا مى‏خواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلايل روشن كه برايشان آمد به كشتار يكديگر نمى‏پرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ايمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزيدند و اگر خدا مى‏خواست با يكديگر جنگ نمى‏كردند ولى خداوند آنچه را مى‏خواهد انجام مى‏دهد (253)
وحدتی بین شیعه و سنی وجود ندارد چون اصلا بین حق و باطل نمیتوان جمع کرد الا اینکه حق را کتمان کنی که در این صورت مشمول این ایه قران میشوید :

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿سوره بقره ایه 42﴾
و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد (42)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿سوره بقره ایه 159 )
كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم نهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند (159)
پیامبر اکرم صلی¬الله¬علیه¬و¬آله که می¬فرمایند : هر کس گناه بشمارد لعن کردن کسی را که خدا او را لعنت نموده ، لعنت خدا بر او باد )الاثنا عشریه,شیخ حر عاملی,فصل 9,ص195 ( و (رجال الکشی . میرداماد ج ۲ ص ۸۱۱(
امام صـادق عـليـه السـلام فرمودند كه رسول خدا (ص ) فرموده است : هـرگـاه پـس از مـن اهـل ريـب و بـدعـت را ديديد بيزارى خود را از آنها آشكار كنيد، و بسيار بـه آنـهـا دشـنـام دهـيـد، و دربـاره آنـها بـد گـوئيـد، و آنـهـا را بـا بـرهـان و دليـل خـفـه كـنـيـد كه نتوانند در دل مردم القاء شبهه كنند و نتوانند بفساد در اسلام طمع كـنـنـد، و در نـتـيـجـه مـردم از آنـهـا دورى كـنند و بدعتهاى آنها را ياد نگيرند، و خداوند در بـرابـر ايـن كـار بـراى شما حسنات و درجات بنويسد و درجات شما را در آخرت بالا برد. (اصول كافى جلد 4 صفحه :83 روایت 4)
با این وجود آیا کتمان حقیقتی مثل شهادت بیبی فاطمه یا ... به بهانه وحدت خیانت در حق امام زمان نیست؟

پرسشگر گرامی همان گونه که نوشته اید و قرآن و روایات صراحت دارد ، کتمان حقایق از بزرگترین گناهان است و باید حقایق دین و اعلام و نشانه های آن را بیان کرد و نگذاشت دشمنان آنها را کتمان کنند یا تحریف نمایند و ...
مظلوم واقع شدن اهل بیت بعد از پیامبر و غصب حقوق آنان از جمله کنار زدن امام علی از خلافت و گرفتن فدک از حضرت زهرا به زور و منع او از ارث پیامبر و انکار ارث بری او و ...، از حقایقی است که اتفاق افتاده و باید بیان شود و نباید اجازه داد این ظلم ها انکار شود و فراموش گردد و ...
ظلم های بی حدی که به حضرت زهرا شد و ضربات روحی و جسمی شدیدی که بر ایشان وارد شد و باعث گردید آن بانو در عنفوان جوانی در اثر این مصیبت های جانکاه، جوانمرگ شود و شهید گردد ، از این جمله است.
در این هم که ظالمان به اهل بیت و حضرت زهرا به زبان خدا و پیامبر و امامان لعن شده و مستحق لعن هستند ، شک نیست و نیز کسی که لعن ظالمان به اهل بیت را گناه بشمارد ، با این کار خود مستحق لعن می گردد .
همه این ها درست و حق، اما این که ما ظالمان را لعن کنیم. بدون این که مصداق ها را نام ببریم، یک نوع لعن کردن است و این که افرادی را به نام ظالم بشمریم و لعن کنیم، یک نوع دیگر.
این که ما بین خود و خدا و در خلوت با خدا از این ظالمان با نام بردن اظهار برائت کنیم یک مطلب است و این که در ملأ عام و جلوی چشم کسانی که این افراد را ظالم به اهل بیت نمی دانند. بلکه به برداشت خود محب و خادم اهل بیت می دانند، آنها را لعن کنیم و احساسات این افراد را که مسلمان هستند و نسبت به این حقیقت علم و یقین ندارند، جریحه دار سازیم و آب به آسیاب دشمنان اسلام بریزیم ، یک مطلب دیگر.
شما هر چه می توانید با استدلال و منطق و با بیان محترمانه و بدون توهین و لعن آشکار و ... به اثبات این حقیقت _مظلوم بودن اهل بیت و ظالم بودن دیگران _ بکوشید که ارزشمند است. ولی از کارهایی که باعث جریحه دار شدن احساسات مسلمانان دیگر می شود و آنها را بر جهالتشان مصر می سازد، خودداری ورزید که این کار نه خدمت به اسلام است و نه خدمت به اهل بیت .
کسانی که منادی وحدت هستند، نمی گویند که شیعه و سنی از عقیده خود دست بکشند یا از آن دفاع نکنند. بلکه سخنشان این است که در عین حفظ عقیده خود و در عین دفاع منطقی و معقول از عقیده خود از توهین به طرف مقابل و تحریک احساسات و شعله ور کردن دشمنی ها و ... دست بکشیم.
ما در برائت از ظالمان به اهل بیت باید به خود امامان اقتدا کنیم. امامان هیچ گاه در ملاء عام و با نام بردن صریح از افراد مورد نظر، آنان را لعن و نفرین نکرده اند. در زیارت عاشورا و در جاهای دیگر با اشاره و کنایه آنان را لعن کرده اند. علاوه بر آن خود با اهل سنت برادرانه رفتار کرده و به رفتار برادرانه با آنها دعوت نموده اند از جمله خطاب به شیعیان فرموده اند:
وعودوا مرضاهم، واشهدوا جنائزهم، وصلوا معهم في مساجدهم (1)
مریض هایشان را عیادات کنید و در تشییع جنازه هایشان شرکت کنید و در مساجدشان با آنان نماز بخوانید.
صلوا في عشائرهم، وعودوا مرضاهم، واشهدوا جنائزهم ، ولا يسبقونكم إلى شيء من الخير فأنتم أولى به منهم، والله ما عبد الله بشيء أحب إليه من الخباء، قلت: وما الخباء ؟ قال: التقية(2)
در جمع آنان نماز بخوانید و مریضهایشان را عیادت کنید و جنازه هایشان را تشییع کنید و مبادا در خیرها بر شما سبقت بگیرید که شما به انجام خیر سزاوارترید و خداوند به چیزی بهتر از تقیه و مدارا با مخالفان پرستیده نشده است.
بنا بر این ما حق نداریم حقایق را کتمان کنیم و دشمنان حق را دوست بگیریم بلکه باید به بیان صحیح و منطقی حقایق همت گماریم و از دشمنان حق بیزاری بجوییم. اما این بیان حقایق و اظهار تبری باید به گونه ای باشد که سبب آگاه شدن و هدایت جاهلان گردد نه این که آنها را بر جهل خود مصر و متعصب سازد و آتش کینه ها و دشمنی ها را شعله ور ساخته و آب به آسیاب دشمنان مشترک بریزد.
خلاصه آن كه وحدت در مكتب و عقيده يك بحث است و وحدت در مناسبات اجتماعي بحث ديگر. آري وحدت درمكتب و عقيده ميان شيعه و سني ممكن نيست.
پی نوشت ها:
1. محدث نوری، مستدرک الوسائل، بروت، آل البیت، 1408 ق، ج 8 ، ص 314.
2. خمینی، رسائل، قم، اسماعیلیان، 1385 ق، ج 2، ص 195.