بسم الله الرحمن الرحیم
هو العالم
با سلام و عرض ادب سوالی در مورد چند شبهه در مورد توسل و زیارت شیعیان به قبور متبرک امامان معصومین علیهم السلام داشتم.لطفا پاسخ خود را بیشتر با اسناد قرآنی که مورد قبول اهل تسنن می باشد بدهید وکمتر از احادیثی که فقط مورد قبول شیعه می باشد استفاده کنید.
آیا هنگامی که شیعه به زیارت حرم امامان معصوم علیه السلام می رود واز آنها درخواست کمک و حاجت می کند خدا به او نزدیکتر است یا امام؟ خوب مسلما پاسخ مثبت است چرا که خداوند از رگ گردن انسان به او نزدیکتر است
آیا در آن لحظه امام مهربانتر است یا خدا؟!هو ارحم الراحمین آیا امام شنواتر است یا خدا ؟هوالسمیع پس چرا باید انسان مسلمان برای ارتباط با خدا وسیله قرار دهد چرا نباید انسان مستقیما از خود خدا حاجت طلب کند؟مگر ما در نماز نمی گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین؟

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
چنان که اشاره فرمودید به تصریح قرآن، خداوند مي فرمايد:
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُه‏ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ (1) انسان را آفریدیم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیک تریم‏ » .
چنان كه مشابه همين مضمون و با صراحت بيشتر خداوند فرموده : « وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ (2) پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم‏ » .
حال سئوال اين است كه:
آیا این قبیل آیات با زيارت يا درخواست از معصومین و امام زادگان و توسل به آنان منافات دارد ؟
براي پاسخ ابتدا لازم است تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معنای مدد جستن از وسیله اي برای نزدیک شدن به مقصود است (3) ؛ پس توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدفی خاص است ؛ خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است.
هر چند خداوند توانا است که مستقیم تمام عالم را اداره کند و نیاز به واسطه های فیض ندارد، اما در عین حال سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد و فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق (ع) می فرماید:
"ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (4) خداوند امور و اشیاء را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی (مادی یا معنوی) به اسباب و وسایل توسل می جوید.
خداوند برای اعطای فیض خویش ، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نیکی به یتیم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک‌، آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
چنان كه در گذشته اشاره شد، ریشه اصلی توسل در قرآن کریم آمده :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ (5) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید ».
با توجه به این که کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی می‌شود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک می‌کند، بنا بر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل می‌شویم، به ارواح مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز می‌توان متوسل شد . آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
این عمومیت معنای وسیله حتی مود تصریح عالمان اهل سنت هم قرار گرفته است چنان که مفسر بزرگ اهل سنت زمخشری در تفسیر وسیله می نویسد :
« الوسيلة: كل ما يتوسل به أى يتقرّب من قرابة أو صنيعة أو غير ذلك (6) وسیله هر چیزی است که بدان نزدیکی و تقرب حاصل گردد از نسبت و خویشی گرفته تا رفتاری خاص یا غیر آن »
در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم و تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست و خود به صراحت از زبان مومنان در قرآن فرموده « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ (7) تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم » ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي استعانت و رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(8) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
به علاوه اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تاثير و نتيجه قائل است ؟ در قران آمده است :
« ِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً . (9) اگـر آنـان هنگام ستم بر خویشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى کردند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند».
در داستان برادران حضرت يوسف ، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتا از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند :
« يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئين؛ (10) اى پدر ! براى ما استغفار کن که ما خطا کار بودیم ».
حضرت یعقوب نیز این تقاضا را نه تنها انکار نکرد و نفرمود که خود خداوند به شما نزدیک تر است و درخواست خود را از وی بطلبید و .... ، بلکه به آنها قول مساعد داد و فرمود: « به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏کنم ».
از اين قبيل آيات به خوبي روشن مي شود كه:
1- توجه و كمك خواستن از واسطه هاي آبرومند در درگاه خداوند همانند استفاده از ابزارهاي تاثيرگذار در نتيجه گيري براي امور مورد نظر است. اين امر هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي هم ندارد ، همان گونه كه همه موحدان براي بهبود از بيماري دست به دامان درمان و دارو مي شوند . اين امر را هم در تنافي با قدرت خداوند و شفا بخش بودن او نمي دانند .
بر این اساس همه مسلمانان - به غیر از اقلیت وهابی - و به خصوص شیعیان به توسل به اولیای خداوند و توجه به مزار آنان در طول تاریخ توجه داشتند . در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر مزار بزرگان دین به خصوص فرزندان و نوادگان پیامبر اسلام مزار خاص و عام و محل دعا و درخواست حاجت از خداوند است . وجود بارگاه برای امام زادگان برای گرامیداشت آنان است، نه برای ایجاد محلی جهت طلب حاجت .
2- اظهار توسل نسبت به ائمه و بزرگان دین راه کاری برای تقرب بیشتر به خداوند و به جهت حصول نتیجه است و در واقع در موقعیت تشرف به حرم امامان ، انسان مومنی که به قصد تجلیل و تکریم این ولی خدا آمده و عمل خود را مصداق بندگی و تسلیم در برابر خواست و دستورات الهی می بیند ، بیش از هر زمانی خود را به خدا نزدیک می بیند و در نتیجه در آن موقعیت از خداوند طلب رحمت و مغفرت می کند و یا آن ولی خدا را واسطه ارائه درخواست و مطالبه خویش قرار می دهد .
در زیارت امام رضا علیه السلام وارد شده که فرد زائر بعد از سلام و عرض ارادت به امام خطاب به خداوند عرضه می دارد :
« ُ اللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضِي وَ قَطَعْتُ الْبِلَادَ رَجَاءَ رَحْمَتِكَ فَلَا تُخَيِّبْنِي وَ لَا تَرُدَّنِي بِغَيْرِ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ ارْحَمْ تَقَلُّبِي عَلَى قَبْرِ ابْنِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِه‏ (11) خداوندا من از سرزمین خود به سوی تو قصد نموم و شهرها را پشت سرگذاشتم به امید آنکه به رحمت تو دست یابم ، پس مرا ناامید نگردان و بدون برآوردن حاجاتم برنگردان ، و نسبت به این روی آوردن به سمت قبر فرزند برادر رسولت بر من ترحم نما » .
آنگاه خطاب به امام عرضه می دارد :
« بِأَبِي وَ أُمِّي أَتَيْتُكَ زَائِراً وَافِداً عَائِذاً مِمَّا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي وَ احْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِي فَكُنْ لِي شَافِعاً إِلَى اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ حَاجَتِي وَ فَقْرِي وَ فَاقَتِي فَلَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاماً مَحْمُوداً وَ أَنْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيه‏ (12) پدرو مادرم به فدای شما باد ! به نزد تو آمدم در حالی که زائر و پناهنده نسبت به گناهان خویش به تو هستم ، پس شفیع من به نزد خدا در روز حاجت و نیاز و نداری ام (قیامت) باش که برای تو در نزد خدا مقامی ارزنده است و در نزد خداوند دارای آبرویی »
از این عبارات که در اکثر ادعیه و زیارات وجود دارد به خوبی روشن می شود که ماهیت توسل و درخواست از امامان همان چیزی است که در آیات قبل بدان اشاره شد و شیعه در این عرض حاجت و توسل و توجه به حرم امامان چیز دیگری را نمی جوید .
در پایان باید گفت بر اساس منابع اصیل اهل سنت اين نوع عمل کرد و توجه به قبور بزرگان یا توسل به افرادی برای تقرب بیشتر به خداوند نه تنها نادرست نبوده بلکه عملی مقبول و مشهور نیز بوده است ؛ در این خصوص به نمونه هایی اشاره می شود :
1- ابن حجر عسقلانى مى‏گويد: در زمان عمر، مردم گرفتار قحطى و خشكسالى شدند. يكى از اصحاب پيامبر به قبر پيامبر متوسل شد و گفت: «يا رسول‏اللَّه‏ استسق لأمّتك فانّهم قد هلكو؛ ای رسول خدا برای امتت طلب باران بنما که امتت هلاک شدند ». (13)
2- در تاریخ ثبت شده که دانشمندانى چون: ابن حيان، ابن خزيمه، ابو على خلال و یا شيخ الحنابله، در زمان گرفتارى، به قبور اهل‏ بيت پيامبر متوسل مى‏شدند. (14)
3- « روزى مروان حكم ديد كه شخصى صورت خود را بر قبر پيامبر گذاشته است. با شتاب به ‏سوى او آمد و گردن او را گرفت، از جاى بلند كرد و گفت: مى‏دانى چه مى‏كنى؟ منظور وى اين بود كه چرا به زيارت قبر آمده‏اى! زائر كه ابو ايوب انصارى، از صحابه پيامبر بود، گفت: آرى، خوب مى‏دانم كه چه مى‏كنم. من هرگز به زيارت سنگ نيامده‏ام؛ بلكه به زيارت پيامبر آمده‏ام. از رسول‏اللَّه - صلى الله عليه و آله - شنيدم كه فرمود: بر دين خدا گريه نكنيد، اگر متوليانش اهل بودند. آن گاه كه نا اهلان بر آن حكم راندند، برايش بگرييد». حاكم و ذهبى، این حديث را صحيح مى‏دانند. (15)

پی نوشت ها :
1. ق (50)، آیه 16.
2. غافر (40)، آیه 60.
3. المصباح المنیر ، فيومى احمد بن محمد ، انتشارات المکتبه العلمیه ، بیروت ، ج 2 ص 660 .
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج1، ص 183 ،
5. مائده ، آیه 35.
6. زمخشرى محمود ،الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل ، انتشارات دار الكتاب العربي‏ ، بيروت‏ ، 1407 ق‏ ، ج 1 ص 628 .
7. فاتحه (1) آیه 5
8. بقره (2)، آيه 153.
9. نساء (4)، آيه 64 .
10. يوسف (12)، آيه 97 .
11. شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا (ع)، انتشارات جهان، 1378 هجرى قمرى ، ج 2 ص 270
12. همان
13. ابن حجر عسقلانی، فتح البارى، دار المعرفة، بيروت، 1379 هـ.ق، ج 2، ص 557.
14. ابن حبان، الثقات، دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، 1393 هـ.ق، ج 8، ص 456
15. حاكم نيشابورى، المستدرك علی الصحیحین، دار المعرفه، بیروت، ج 4، ص 560.