سلامُ عليكم و رحمة الله و بركاته
چند مورد برام ابهام پيش اومده
انچه كه ما مطالعه كرديم و از بعضي روحايون عزيز شنيديم اينه كه ميگن كار براي غير خدا انجام بدي منظور رياست پذيرفته
نيست اگه يه لحظه به اينكه فلاني از من خوشش بياد فكر كني عمل شما با ريا قاطي شده خالص نيست اين عمل پذيرفته نيست باختي
خوب من جلوي زبان رو ميتونم بگيرم كه هر چيزي نگم و جلوي گوش و چشم رو هم تا حدودي ميتونم بگيرم كه هر چيزي رو نشنوه يا نبينه ولي ديگه جلوي فكرمو كه نميتونم بگيرم كه به موضوعات ممنوعه فكر نكنه
كلا افكار پروازي دارم
مثلا گاهي دارم كار خيري ميكنم ذكر ميگم صلوات ميفرستم يا نماز شب ميخونم از گوشه كنار ميشنوم كه ميگن ببين چه ادم خوبيه بعضيام ديگه پارو فراتر گذاشتن ميگن شما نسبت به جووناي امروز پيغمبر هستيد
ميگم بابا چه خبره مگه ما چيكار كرديم شما اينارو ميگيد
حالا يه دليلشم اينه كه مذهبيها در اقليت قرار گرفتن كه به ما كه كف دينم رعايت نميكنيم ميگن ايت الله عظمي
حالا من گاهي اين تعاريف و ميشنوم خوشحال ميشم اين يعني عمل من بدرد نميخوره كه با تعريف مردم خوشحال ميشم برا خدا نيست
برا به به و چه چه مردمه
و غير از اين من چرا برم اين همه زحمت بكشم كار خير بكنم وقتي ميدونم يه ثانيه به اين فكر كنم كه فلاني خوشش بياد يا فلاني چشماش از حدقه ميزنه بيرون ( به قول بعضی جوونا
كف ميكنه) وقتي ببينه من اين كارو كردم
ديگه عملمو باطل كردم غیر از اون وقت و انرژي و هزينمو هدر دادم، البته نیتی هم ندارم اینا همش تو چند ثانیه از ذهنم رد میشه) پس ديگه فقط من نماز روزه و واجبات انجام ميدم كه هرچند اونارم با حواس پرتي و بي دقتي انجام ميديم ديگه چه لزومي داره كار خير كنيم من كه ميدونم وقتي ميرم دو ساعت تو هيئت سينه ميزنم دعا میخونم پا سخنراني می شینم 10 ثانيه حواسم پرت ميشه كه ببين فلاني داره ميبينه فلانيم كيف ميكنه ديگه، پس من ریاکارم، چرا وقتمو هدر بدم
وقتي صدقه میدم پولممم هدر دادم
مثلا اگه یه روز برم دو ساعت تو اسباب كشي همسايمون كمكش كنم
وقتي ميدونم كه تو اين دو ساعت يه ثانيه به اين فكر میکنم فلاني حالا چه كيفي ميكنه من بهش كمك كردم حالا همه ميگن چه ادمه خوبيه پس معلومه كارم برا خدا نيست كه از حرف مردم سر شوق ميام نمكش و بيشتر ميكنم چون منو ميبينن شدتشو بيشتر ميكنم و ازین گونه موارد...
خب به جاي هدر دادن پولم واسه صدقه ميرم تو يكي از شيك ترين رستورانهاي بالاشهر ميشينم يه غذایی ميخورم به جاي سينه زني هم يه اهنگ ارامش بخش حين غذا خوردن گوش ميدم.
نمیدونم گاهی احساس میکنم شیطون داره منو اذیت میکنه که کار خیر نکنم، نمیدونم
شما لطفا راهنمايي كنيد اينقدر خودخوري نكنم
ممنونم

پرسشگر گرامی با مطالعه سوال شما می توان جمله ای که در سطر آخر نوشته اید را تایید کرد :( احساس می کنم شیطون داره منو اذیت می کنه که کار خیر نکنم،)افکاری که در ذهن شما می آید وسوسه های شیطانی است، چرا که گاهی شیطان با القاء این تفکرات به ذهن انسان ،سعی می کند انسان را از این طریق از کارهای خیر باز دارد و به انسان می گوید الان فلانی دارد کار تو را می بیند و از تو خوشش می آید ، پس کار تو با ریا مخلوط شده است. درحالی که این وسوسه شیطان و یکی از راه های او برای جلوگیری از انجام کار های خیر است. همانطور که خودتان گفتید(البته نیتی هم ندارم اینا همش تو چند ثانیه از ذهنم رد میشه) این افکار به صورت آنی از ذهن تان می گذرد و در اختیار شما نیست. و به این ریا نمی گویند. بله اگر این افکار به سراغ شما آمد و شما آنها را قبول کردید و یا در عمل به خاطر نشان دادن به مردم کاری را انجام دادید ویا به خاطر خوشایند مردم بر کیفیت و یا کمیت کاری افزودید، ریا می شود. کار را برای رضای خدا انجام دهید و این افکاری هم که به سراغتان آمد اعتنا نکنید و بدانید، مهم نیت شماست طوری که مردم چه ببینند وچه نبینند و یا خوششان بیاید و یا خوششان نیاید من کار را برای خدا انجام می دهم.
به طور کلی به فرموده امیرالمومنین ریا کار سه نشانه دارد: ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأَى النَّاسَ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ(1)
1. اگر مردم او را ببینند با نشاط می شود(یعنی اعمال را باکیفیت بهتر انجام می دهد. چون برای مردم کار می کند)
2. وقتی تنها شود کسالت او را فرا می گیرد (یعنی نسبت به اعمال بی رغبت می شود چون دیگر مردمی که به خاطر آنها این کار را انجام می داد، نمی بینند).
3. دوست دارد در تمام کار ها ستایش شود.
ولی از توضیحی که دادید معلوم می شود این موارد در شما نیست و گاها دچار تفکراتی می شوید که تصور می کنید ریا است. و مرحوم شبر در کتاب اخلاق خود در جواب این سوال که اگر خوشحال شدن از اعمال خیر بعد از اطلاع مردم ، ریا است، پس همه مردم دنیا ریاکارند، می فرماید: خوشحال شدن از اعمال چند قسم دارد:
1. گاهی بعد از اطلاع مردم خوشحال می شود، از این جهت که می داند عملش با خواست خدا اشکار شده و خدا به او نظر لطف و مرحمت داشته است
2. گاهی خوشحال می شود، چون استدلالش این است که همانطور که خدا در دنیا کارهای خوبش را اشکار کرده و بدی هایش را پنهان ساخته، معلوم است در اخرت هم چنین معامله ای با او می کند، همانطور که رسول اکرم (ص) فرمود:ماستر الله علی عبد فی الدنیا الا ستر علیه فی الاخره
هربنده ای که خدا در دنیا بر او پرده پوشی کند در آخرت نیز بر زشتی هایش پرده خواهد پوشاند.
3. گاهی خوشحالی اش از این جهت است که هر کس از این عمل اگاه شود، از او پیروی می کند و بدین جهت اجرش چند برابر می شود.
4. گاهی خوشحال می شود، چون از این که انها یک نفر عابد و مطیع را دوست دارند، علم پیدا می کند که خود مطیع هستند و قلبا میل به اطاعت دارند.
که هیچ کدام از این خوشحالی ها اشکال ندارد. ولی خوشحالی برای این که در بین مردم مقام و منزلتی پیدا کرده است و مردم اورا می ستایند و به او رجوع خواهند کرد، و به این قصد از ابتدا، کارهایش را انجام داده، ریا و نکوهیده است.(2)
در ضمن اگر بر فرض شما مبتلا به ریا هم بودید باز نباید به خاطر ریا کارهای خیر تان را ترک کنید، بلکه باید با مبارزه با ریا و اخلاص در کار ها به جنگ شیطان بروید، نه این که عرصه را خالی کنید و شیطان را به خاطر ترک کارهای خیر خوشحال نمایید.
امید واریم با استقامت بر سر کارهای خیر و ارتباط با خدا و ذکر(مخصوصا در خلوت)، بتوانید کارهای خیری که ذکر کردید را خالصانه تر انجام دهید.برای توضیحات بیشتر می توانید با شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشت ها :
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي،دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسى؛ ج 2؛ ص 295.
2. سید عبدالله شبر، اخلاق شبر، مترجم محمد رضا جباران ، سال1378 ه ش ،انتشارات هجرت، ص 270 و 271.