بنام خدا
سلام علیکم و رحمت الله
برادران خسته نباشید
من مدتی به وسواس شیطانی دچار بودم. الان به لطف خدا تا حد زیادی حل شد الحمد لله...
اما باز هم احساس میکنم که دوباره امکان این وجود دارد که در من نفوذ کند!!!
کارهای زیادی انجام دادم اما هیچ یک نتیجه خیلی زیادی برایم نداشت و هنوز در من کمی نفوذ دارد. من دانشجوی بزشکیم و دوست ندارم وقتم به امور الکی صرف شود به علت احساس مسئولیت در برابر شغلم و جون مردم.بس لطفا بهترین راهکار را به من بدهید که کامل این ملعون ازل و ابد را به زمین بزنم و حداقل در امور خیرم توان به هم زدن تمرکزم رو نداشته باشه انشالله...
در این مورد هم اطلاعات زیادی کسب کردم اما باز جواب سوالاتی که میدانم برایم آزار دهنده اند گاها ...
خواهش میکنم بگویید برای اینکه به آرامش کامل برسم و حداقل شیطان را از این گونه آار دهنده از زندگیم بیرون کنم باید چه راهکار هایی را بیش بگیرم؟
برای رسیدن به شادی و آرامش خدایی باید چکار کنم؟
در ضمن خواهش میکنم راه ایجاد محبت الهی رو به من بگویید تا در کارهام بتونم ثابت قدم و مقتدرانه برای خدایم بجنگم انشالله..
در بناه سید و سرورم صاحب زمان موفق و موید و سرزنده باشید انشالله
یا علی
طبق آیات قرآن، شیطان دشمن قسم خورده انسان است. نباید انتظار داشته باشیم به راحتی دست از سر ما بردارد. مهمترین راهِ در امان ماندن از چنین دشمنی، شناختن او است. شیطان، موجودی است که ما را میبیند و ما او را نمیبینیم. کار او فقط وسوسه کردن و زینت دادن به گناهان یا دشوار نشان دادن امور نیک است. برای درامان ماندن از او باید به کسی پناه ببریم که شیطان را میبیند; ولی شیطان او را نمیبیند که خداوند قاهر بیناست. قرآن میفرماید:"وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَـَنِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُو سَمِیعٌ عَلِیم(1) اگر از شیطان وسوسهای به تو رسد، به خدا پناه بر. زیرا او شنوای داناست.
مثل اینکه وقتی آژیر خطر میزنند، فوراً باید به پناهگاه رفت. اگر با زبان بگوید: خدایا !به تو پناه میبرم، ولی عملاً کاری انجام ندهد، فایدهای ندارد. چطور وقتی شیپور خطر را به صدا در میآورند، انسان میلرزد و مضطرب میشود، وقتی شیطان وسوسه میکند، نیز انسان باید بترسد و به پناهگاه برود. شیطان اول وسوسه میکند. بعد به دام میاندازد. سپس سواری میگیرد. بهترین راه برای محفوظ ماندن این است که از مرحله اول به خداوند پناه ببریم، سپس از قدم نهادن در راهی که مقابل ما نهاده خودداری کنیم. خداوند میفرماید: "...وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ َتِ الشَّیْطَـَنِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّ مُّبِین(2)... از پی گامهای شیطان نروید که برای شما دشمن آشکار است".
برای رویارویی با وسوسههای شیطانی، ابتدا باید دشمن و راههای نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس وی را به عقب راند. برخی از راه های مبارزه با وساوس شیطانی و رسیدن به آرامش نسبی عبارتند از:
نگهبانی و مراقبت شامل :تقوا پیشگی(3) واکنش مناسب در برابر هر وساوس شیطان(4) استعاذه به خدا (5) مجهز شدن به تجهیزات در برابر تهاجم وسیع شیطان(6) آشنایی با دامهای شیطان (7)
یکی از مهمترین راه های مبارزه با وسوسه ای شیطان ، پیدا کردن پاسخ سوالاتی است که به ذهن می آید. اگر شبهه و سؤالی منطقی در ذهن خود نسبت به خدا و یا اولیای الهی دارید، بدون واهمه آنها را مطرح نمایید و در پی پاسخ برآیید. براي راهنمايي بيشتر می توانيد با مركز پاسخگويي به شماره(09640) تماس بگيريد.
پاسخ سوال دوم :
به طور خلاصه بدانید:
آرامش مربوط به روح انسان است و آنچه که می تواند شادی و آرامش روح را تأمین کند، مربوط به امور مادی نمی شود،چند نمونه ازعوامل که زندگی شاد و همراه با آرامش رافراهم می آورند، عبارت اند از: ایمان (8) کنار آمدن با مشکلات و رضامندى از مقدرات الهی (9) هدف مندى در زندگى ، مثبت نگرى (10)
پاسخ سوال سوم :
به طور خلاصه بدانید :
تنها راه ایجاد محبت الهی در انسان این است که دل از حب غیر خدا خالی شود.(11) این به معنای آن نیست که محبت الهی فقط دوست داشتن خدا است. مراد بلکه دوستی خدا و هرکس و هر چیز که خدا دوست دارد و در مسیر اوست. پس با پیروی از آن چه خدا دوست دارد و در مسیر اوست به این محبت دست یافته و شیطان را از خویش دور کنید.
توضیحات تکمیلی را در تماس با شماره (09640) جویا شوید.
موفق باشید.
پینوشتها:
1. اعراف (7) آیه 200 .
2. بقره (2) آیه 168.
3. اعراف (7) آیه 26.
4. علامه مجلسی، بحارالانوار، مؤسسه الوفا، بیروت، 1404 ه ق، ج 1، ص 120.
5. اعراف (7) آیه 200.
6. شیخ کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، طهران، 1365 ه ش، ج4، ص 62.
7. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم،انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 ه.ش، ص 138.
8. بحارالانوار، ج 75، ص 201.
9. همان، ج 68، ص 159.
10. اندرو متیوس، آخرین راز شاد زیستن، ترجمه وحید افضلى راد، ص 96.
11. علامه مجلسى، بحار الأنوار،مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق، ج 67، ص 25، حدیث 27.






