سلام من دبیر هستم دانش آموزان درمورداین که چراخدامارا آفرید که الان ماگناه کنیم وبه جهنم برویم سوالات زیادی دارند میگویند مادوست نداریم به سعادت برسیم ویارشد کنیم اگر خلق نمی شدیم بهتر بود که حالا باید عذاب بکشیم خواهش می کنم جواب خوبی برایم بنویسید تادانش آموزان دبیرستانی راوالبته خودم راتوجیه نمایم . باتشکر

این که فردی دوست نداشته باشد خلق شود و دارای حیات باشد، یعنی میل به زندگی دنیا نداشته باشد، در اختیار خودش و کاملا مربوط به خود او ست، اما این امر واقعیت ها را تغییر نمی دهد ، مثلا بنده دوست دارم که زمستان گرم باشد و تابستان سرد، یا اصلا فصل سردی وجود نداشته باشد، یا در برابر ویروس ها بیمار نشوم و ... اما قوانین و قواعدی در عالم برقرار است که بر اساس اصول خود عمل می کند. میل و خواسته های افراد در عملکرد آن ها تاثیری نخواهد داشت.
اصل به دنیا آمدن ما هم از همین قبیل است؛ بر اساس یک رابطه علٌی و معلولی و در نتیجه ازدواج و پیوند والدین مان خلق شده و به دنیا آمدیم، همانند ولادت همه موجودات دیگر و رخ دادن همه حوادث ریز و درشت عالم؛ چنان که نسل های بعدی هم از نتیجه ازدواج ما به وجود خواهند آمد، این یک قانون عام در عالم است که به صورت حتمی و جبری در عالم جریان دارد و خواست ما آن را تغییر نمی دهد .
حقیقت دوست نداشتن خلقت از طرف یک فرد آن است که توقع داشته باشد بعد از ازدواج والدین شان و ایجاد شرایط ایجاد جنین انسان کاملی این امر رخ ندهد .با وجود علت ایجاد یک انسان، معلول آن حاصل نشود . این درخواست همانند آن است که بخواهید با وجود آتش حرارت ایجاد نشود ، یا با وجود حرارت ، انبساط مولکولی رخ ندهد؛ همه این امور یعنی بر هم خوردن قانون علیت که امری ناممکن و نشدنی است حتی یک مورد نقض شدن این قانون مساوی است با از دست رفتن نتایج مهم این قانون در عالم .
یقینا ورود همه ما به دنیا با نوعی جبر همراه است، چون آمدن مان به دنیا را انتخاب نکرده ایم، اما این عدم اختیار به مختار زیستن و با اختیار وضعیت حیات در جهان آخرت را تعیین نمودن ، لطمه ای نمی زند . جبری بودن ورود به عالم بدان جهت است که امکان چنین انتخابی برای ما ممکن نبود، نه اینکه امکان و حق انتخاب وجود داشت. اما خداوند آن را از ما دریغ نمود .
چرا از اساس چنین ساختار و مجموعه ای ایجاد شده و ساختار علی و معلولی در آن نهادینه شده است تا در نتیجه تحقق همه علل و عوامل ما به ناچار و از روی جبر به دنیا بیاییم و در این موقعیت دشوار قرار گیریم ؟
پاسخ : فلسفه آفرینش خداوند و هدف مهم ایجاد همه موجودات است که بحثی جداگانه و مفصل است که می توانید آن را در این آدرس بیابید (1) .
اما به طور کلی می توان گفت عقل در نگاهی کاملا کلان و آزاد درک می کند که اصل آفرینش عالم با این همه عظمت و شکوه از نیافریدن آن ارزشمند تر است و جایگاه خلقت فارغ از دغدغه ها و نگرانی های ما بسیار رفیع و ارزشمند است ؛ در این عالم هم ساختار و قانون معین علت و معلول حقیقتی بسیار لازم و منطقی و مفید است. تحقق معلول بر اثر شکل گیری علت هم امری لازم و منطقی و حکیمانه است.
به هر حال ممکن است فردی از اساس نسبت به این خلقت و قرار گرفتن در این مجموعه آفرینش و مسیری که در برابر اوست، رضایت نداشته باشد و از آن شاکی باشد ، اما این امر تفاوتی در نتیجه ایجاد نمی کند . حکم عقل در مورد رفتارهای درست و نادرست او را متفاوت نمی سازد،همان طور که اگر فردی از جاری شدن سیل در شهرش ناراضی است، نباید بگوید حال که این گونه شد، از آن فرار نمی کنم و جان خود را نجات نمی دهم .
به رغم عدم اختیار ما در آمدن به دنیا یا عدم تمایل ما به دنیا با این خصوصیات، وقتی در این عالم قرار گرفتیم، دیگر دارای حیاتی عقلانی و انسانی هستیم . می توانیم چگونگی و کیفیت زندگی مان را تعیین کنیم. مسیر دلخواه خودمان را بر اساس هدف و غایتی که در این مسیر می طلبیم ،معین کنیم . بر این اساس در می یابیم که دنیا بهترین فرصت برای رسیدن به وضعیت مطلوب، یعنی حیات بدون رنج و سختی در عالم جاودان آخرت است .
تمام دستورات دینی نیز برای این اساس است که انتخاب و تعیین مسیر را به درستی انجام بدهیم. به بهترین سر انجام برسیم؛ تما دعوت انبیاء نیز برای دست یابی به همین حیات پاک و زیبا است چنان که در قرآن آمده :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم (2) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد »
در نتیجه اگر فردی به خاطر اینکه از اصل آمدن خود در عالم ناراضی است، بخواهد ادامه مسیر را که در اختیار خودش است، به بیراهه بکشاند ، بر خلاف عقل و منطق انسانی رفتار نموده است .
اگر از زاویه دیگر بررسی کنیم ،می بینیم اگر موجودی امکان و شرایط به وجود آمدن را داشته باشد، اما خداوند این فرصت را از او دریغ کرده ،او را به وجود نیاورد، قدرت و فیاضیت مطلق خود را زیر سوال برده است.
پس چه در قرار گرفتن در دنیا راضی باشیم و چه نباشیم ، با عقل مان درک می کنیم که وضع آینده ما چه در این دنیا و چه در دنیای دیگر ، مرتبط با نحوه رفتارهای ما در دنیاست. می توانیم با حرکتی حساب شده و عاقلانه وضع مناسبی را برای آینده خود رقم بزنیم . در واقع رسیدن به قرب الهی یا نرسیدن در اختیار ماست. در این امر مجبور نشده ایم، اما خود درک می کنیم که برای درک سعادتی بی همتا و لذتی ابدی و حیاتی در نهایت شکوه و بهجت باید مسیری مشخص را طی نماییم که نهایت آن قرب الهی است .
جمادات، گیاهان، حیوانات و ملائک و انسان هر کدام در مرتبه‏ای از کمال قرار دارند . اشرف مخلوقات انسان می­باشد که تمامی کمالات در وجود او به ظهور رسیده و یا به صورت بالقوه موجود می­باشد. با سعی و اختیار خویش به آن‏ها فعلیّت می بخشد. هر کدام از موجودات به فراخور مرتبه وجودی خویش به وجود آمده‏اند. در نتیجه جماداتی مثل سنگ قابلیت حیوان شدن را ندارند، چنان که برای حیوانات قابلیّت انسان شدن نیست. (3)
خداوند انسان را بر اساس فلسفه خاص آفرینش همه موجودات خلق نموده است؛ اما به مقتضای حکمت خویش برای او سیری معین را نیز ترسیم نموده تا این خلقت، بی هدف و مقصد نباشد . هر آنچه از جانب خداوند به بشر ابلاغ شده، توصیه هایی است که در مسیر رسیدن بشر به مقصد عالی اش به کار می آید. معنا ندارد که خداوند حکیم انسان را خلق کند و برای رسیدن او به کمال نهایی اش، راهکار و مسیر و مقصدی تعیین ننماید.
به نظر ما همه دستورات الهی و قوانین دینی و تهدیدها و تشویق ها در قالب بهشت و دوزخ و ثواب و عذاب و سختی ها و مشکلات و تکالیف و ... ،در مجموع هریک در جای خود ضروری و لازم ، بلکه زیبا و تاثیرگذار در شکل گیری شکوه و عظمت این ساختار عظیم است و به علاوه یک راهکار منطقی و روشن برای رسیدن انسان( که گل سرسبد خلقت و عالم شکوه این نظام آفرینش است) به درجات بالای کمال و حیات باشکوهی که لایق آن است، محسوب می شود .
در این کار عقل کلی و کلان نگر قضاوت می کند که رقم خوردن چنین ساختاری منطقی و معقول و مقبول ،بلکه لازم و ضروری است . اگر چنین مسیر و هدفی برای بشر ترسیم نمی شد، چه بسا اشکال بر حکمت خداوند وارد بود .
بنا بر این انسان مانند هر موجود دیگر در آفرینش خود اختیار نداشت ، اما در چگونگی زندگی اختیار دارد. بهشت و جهنم به انسان دادنی نیست، بلکه بهشت و جهنم ساختنی است. انسان آن را می سازد . اگر پا در عرصه دنیا با مشکلات و سختی ها - هرچند همراه خوشی هاست- نمی گذاشت ،نمی توانست به هدف عالی و مقصود بلند دست یابد.

پی نوشت‏ ها :
1. http://www.pasokhgoo.ir/node/27223
2. انفال (8) آیه 24
3. شهید مطهری، مجموعه آثار، نشر صدرا ، تهران 1378ش ، ج 1، ص 386.