سلام. ما ميدانيم آنچه كه وجود داره تمامي آفرينش خداوند حكيم و توانا و از روي هدف بوده است و ما بايد به همه آنها احترام و شكر كنيم. سوال من اينست كه چرا درمورد حيوان سگ اين همه روايات و حديث اين چنيني است؟ مثلا در خانه اي كه سگ باشد ملائك نمي آيند و يا اينكه از داشتن سگ نهي شده و همينطور نجس بودن و مسائلي از اين دست...
مگر نه اينكه حيواناتي چون سگ، خوك، جغد، كلاغ و برخي ديگر نيز جزو آفرينش هدفمند الهي هستند؟ پس چرا در نگاه مردم و گاها برخي احاديث نگاه منفي به آنان وجود دارد؟ لطفا توضيح بفرماييد. باتشكر
اينكه حيواناتي مانند جغد، كلاغ، سگ مانند حيوانات ديگر از مخلوقات خداوند و خلق آن داراي اهداف خاصي بوده ، شكي وجود ندارد. لذا خداوند در خلقت سگ نيز اهداف خاصي مانند نگهباني گوسفندان،منازل و...قرار داده است. اما بايد توجه داشته باشيد كه هدف دار بودن مخلوقاتي مانند سگ و...لزوماً به معناي پاكي همه آنها نيست. آنچنانكه خون، مني و...داراي فوائد زيادي براي انسانها هستنند. اما در عين حال نجس اند. لذا نهايت چيزي كه موجودي مثل سگ وجود دارد. آن است كه مانند همه حيوانات ديگر، داراي احترام بوده و آزار و اذيت بي دليل حرام است. آن چنانكه از شخصي به نام نجيح نقل شده حسن بن على(ع) را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگى روبروى او قرار گرفته بود، هر لقمه اى که مى خورد یک لقمه هم به آن سگ مى داد. عرض کردم: یابن رسول اللّه! این سگ را از سفره غذای شما دور کنم؟ حضرت فرمود: رهایش کن زیرا من از خداوند حیا مى کنم که جاندارى به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم.(1)
بنابراين اسلام، حقوق حيوانات ديگر از جمله سگ را به عنوان یک حیوان به رسمیّت می شناسد، هیچ کس نباید بدون دلیل، به این حیوان آسیبی برساند،به عبارتی دیگر سگ نیز یکی از مخلوقات خداوند و قابل احترام است. لذا وجود او به تنهايي خير است آن چنانكه وجود حيوانات ديگر مانند كلاغ، جغد و...نيز اينگونه است و آنچه درباره برخي از حيوانات از جمله كلاغ،جغدو... گفته مي شود، خرافاتي است كه در بين مردم رائج شده و ريشه ديني ندارد.
بنابراين برخي از همين موجودات كه في حد نفسه خير محسوب مي شوند، ممكن است در مواجهه با انسان داراي مضررات و جهات قبحي باشند و بدان جهت اسلام برخي از آن ها را نجس دانسته و از ورود به حريم انسانها منع كرده است، مثلاً گفته شده است در مدفوع يا بزاق سگ ميكروبهايي وجود دارد كه به سرعت منتشر شده و انتقال آن براي انسان به شدت ضرر دارد.
و در برخي از موارد براي نجاست آن جهات غير مادي از جمله جلوگيري از از انس گرفتن انسان به سگ، و غفلت از اطرافیان و...بيان شده است آنچنانكه امروزه شاهديم چگونه سگ به عنوان عاملي براي پر كردن خلاء عاطفي و...براي عده اي تبديل شده است و خرج هزینه های سنگین برای آرایش وتغذیه سگها و پرداختن عده ای به فن آرایش سگها به خاطر داشتن درآمد زیاد و نیز احداث قبرستانهای مخصوص سگها و مشغول شدن عده ای به کفن و دفن آنها به خاطر بازار کفن و دفن و بدست آوردن درآمد کلان از این راه، نشانه وابستگی عاطفی زیاد بین انسان و سگ در دنیای غرب است.(2)
البته ما هیچ گاه به علت اصلی حکم مطرح شده دسترسی نداریم و آنچه بيان شد، بخشي از فلسفه حكم است كه با عقل محدود خود به آن دسترسی پیدا کرده و به صورت حدس و گمان برای حکمت این حکم بیان کردیم. اما به هیچ وجه ادعا نمی کنیم. فلسفه حكم، فقط به همین دلائل ختم می شود، چرا که شاید اين دلائل به هيچ عنوان فلسفه حكم نبوده و خداوند در آن ده ها دلیل ديگر قرار داده که ما بی خبریم.در نتيجه اگر چه سگ از مخلوقات خداوند است. اما در عين حال خود خداوند دستور به نهي داده و به دلائل مختلف آنها را از نگهداري اين حيوان در منزل نهي كرده است.
اما در مورد نگهداري سگ در منزل توجه داشته باشيد كه اولاً نگهداري همه سگها در روايات نهي نشده است. بلكه آنچه نهي شده سگهايي كه نگهداري آن براي نوع عقلاء منفعت خاصي نداشته باشد لذا از امير المومينن علي(ع) نقل شده است كه فرمود"لَا خَیْرَ فِی الْکَلْبِ إِلَّا کَلْبَ الصَّیْدِ أَوْ کَلْبَ مَاشِیَة.(3)خیری در نگهداری سگ نیست، به جز سگ شکاری و سگ گلّه. لذا رواياتي كه نگهداري سگ را مانع ورود ملائكه مي دانند ناظر به نگهداري غير اين دسته از سگها است ثانياً در مورد اين دسته از سگها نيز تاكيد شده است كه حدالمقدور بين انسانها و بين آنها فاصله باشد تا احياناً مضرات بيان شده به انسانها سرايت نكند لذا از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود"لَا تُمْسِکْ کَلْبَ الصَّیْدِ فِی الدَّارِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ بَابٌ"(4)سگ شکاری را در خانهات نگهداری مکن مگر اینکه بین تو و او دربی باشد.(محل زندگی او جدا باشد) .
پي نوشت ها:
1. مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار، چ الوفاء، بیروت1404 ه ق، ج 43، ص 352.
4. ر.ك جمعي از نويسندگان ،جامعه ایدهآل اسلامی و مبانی تمدن غرب، چ دبیرخانه دایمی اجلاس دوسالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی(عج)،بي تا، ص 60.
5. مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،چ الوفاء،بیروت1404 ه ق. ج 62، ص 53 .
6. همان.






