با سلام.امیدوارم خداوند به شما اجر و پاداش مضاعف عطا کند.که این قدر به انسان روحیه ی زندگی می دهید.من سوالی قبلا" پرسیده بودم ان هم این بود که اگر یه قطره نجاست روی فرش بیفتد و بعد ان فرش توسط شامپو فرش طی یکسال چندین بار تمیز شود ایا کل فرش نجس می شود؟البته این امکان وجود دارد اول قسمت های غیر نجس تمیز شود و در اخر قسمت نجس که در این صورت نجاست پخش نمی شود.آیا این نوع شک کردن به فرش حکم به نجاست کل ان می دهد؟
آیا در مورد نجاست پرسش و پاسخ و تجسس لازم است؟
آیا شستن همان مقدار از فرش که نجس شده بعد از چن سال کافی است؟
در تطهیر بااب قلیل باید دوبار ریخته شود اگر شک کنیم که یک بار ریختیم یا دوباروظیفه چیست؟
لطفا" راهکاری ارائه دهید تا من از این تفکرات شیطانی (وسوسه )که کل زندگی ام رو به جهنم تبدیل کرده رها بشم؟
البته بهتر شدم حدود یک سال قبل من روزی چهار بار غسل می کردم!ولی باز هم این تفکرات در من وجود دارد.

با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
در فرض سئوال اگر یقین به نجاست اولیه فرش دارید. بعد از زدن شامپو فرش کل فرش نجس می شود. مگر اینکه شامپو فرش به اندازه ای فرش را خیس نکند که نجاست سرایت پیدا کند. مثل حالت نم که نجاست با نم سرایت پیدا نمی کند.
در مورد نجاست پرسش و پاسخ و تجسس لازم نیست.
شستن کل فرش یا همان قسمتی که یقین به نجاستش دارید بعد از چند سال، کافی است.
در هنگام شک در تطهیر با آب قلیل باید یک بار دیگر بشویید تا به دو بار شستن مطمئن شوید. (1)
این بیماری در سایه تلقینات شیطانی ایجاد شده و برخی از عوامل دیگر آن را تشدید نموده، حتی ذهن و فکر را در تسخیر خود قرار داده و مفهوم غلطی را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن ایجاد می‌کند.
امام صادق (ع) فرمود:«شیطان با وسوسه نمی‏تواند علیه آدمی اقدامی کند، مگر آن که آدمی از یاد خدا روی برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهی وی را بی اهمیت بنگارد».(2)
در روایت دیگر از عبدالله بن سنان آمده است: به امام صادق (ع) قضیه مردی را گفتم که در وضو وسواس دارد، آن گاه افزودم: او مردی عاقل است، امام فرمود: چگونه عاقل است، در حالی که از شیطان پیروی می‏کند؟!(3)
بنابراین انسان وسواسی قبل از آن که پیرو خدا و عقل باشد، تابع شیطان و هوای نفس خود است و به جای آن که از حکم خدا و پیامبر تبعیت کند، از هوای نفس خود پیروی می‏کند؛ زیرا خداوند در قرآن می‏فرماید که: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند خواسته است که بر شما آسان بگیرد و نمی‏خواهد به کسی سخت بگیرد». همان گونه که در روایات آمده، اسلام دین سهله و سمحه است، معنایش این است که احکام الهی، راحت و آسان است و خداوند هیچ گاه بر انسان‏ها سخت نمی‏گیرد، به همین جهت در هیچ حکمی سخت‏گیری نکرده است. اگر روزه گرفتن برای انسان مشقت دارد، نباید روزه بگیرد و به جای آن باید طعام و غذا بدهد.
با نگاهی گذرا به مسائل و احکام در رساله‌های علمیة مراجع معظم تقلید این آسان گیری به وضوح مشخص است.
ایمان، دین داری و تسلیم بودن در برابر دستورات الهی، عوامل وسواس را از بین می‌برد. اگر انسان در مسائل دینی افراط و تفریط کند، مرتکب حرام شده است، مثلا در وضو، شستن صورت و دست ها، مرتبة اول واجب و مرتبة دوم جایز و مرتبة سوم و بیش تر از آن حرام می‌باشد. و اگر با یک مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یک مرتبه حساب می‌شود. حال اگر کسی سه مرتبه یا بیش تر بشوید، کار حرامی انجام داده است.
امام امت (قدس سره ) در هواپیمای خارجی به دستشویی رفت، وضو گرفت و با دست تر دستگیرة دستشویی هواپیما را لمس کرد. سپس شروع به نماز خواندن نمود.
امام در نوفل لوشاتو خانه ای کرایه کردند که موکت داشت. امام رفت، وضو گرفت و پاهای خود را شست و روی موکت راه رفت و در گوشه ای نماز خواند. با این که حضرت امام اهل کتاب را نجس می‌دانست این گونه رفتار می‌کند.
این که فردی می‌گوید: «به دلم نمی‌چسبد»، وسوسة شیطان است. نباید خواستة دل را بر دستورات دین مقدم کرد. اعمال وسواسی بازتاب بدی برای دیگران دارد و آنان را نسبت به دین و ایمان بدبین می‌کند و این گناه شخص را مضاعف می‌کند. چنین شخصی تنها برای خود مشکل ایجاد نمی‌کند، بلکه دیگران را نیز اسیر وسواسی خود می‌سازد. بیماری وسواسی به تدریج حلاوت ایمان را در سایة تکرار این گناه از بین می‌برد و فرد را به جایی می‌رساند که مرتکب گناهان بزرگ می‌شود وحتی به ذات اقدس خداوند متعال هم جسارت می‌کند.
اصولا عمل وسواس یک نوع مخالفت با خدا و رسول است.
ورد زبان و حالت درون وسواسی این است که به من نمی‏چسبد و عملی را که خدا صحیح دانسته است، او صحیح نمی‏داند! دراحکام دینی آمده است که باید به نجاست یقین داشته باشد تا حکم به نجاست شود، اما او هنگامی که شک در نجاست می‏کند، حکم به نجاست می‏دهد، در حالی که دین اسلام، در شک به نجاست حکم به طهارت داده است. پس شخص وسواس بر خلاف حکم خدا، خودش حکم صادر می‌کند، یا بهتر بگوییم شیطان برای او حکم صادر می‌کند. با کمک شیطان برای خود احکامی درست می‏کند و به آنها عمل می‏نماید و از حکم خدا و پیامبر (ص ) دوری می‏کند، و این متابعت از شیطان و هوای نفس (دلچسب بودن برای خودش) و روی گردانی از خدا و حکم الهی است.
توجه داشته باشید که در زمان رسول خدا، پاک‏ترین و بهترین انسان‏ها زندگی می‏کردند. آب لوله کشی و امکانات امروز نبود، در حالی که حضرت فرمود: «بهترین امت من آن است که با یک مد (750 گرم) آب، وضو گرفته و با یک صاع(سه لیتر) آب، غسل نماید». امت پیامبر، فقط کسانی نبودند که آن زمان زندگی می‏کردند.
علمای اسلامی می‏گویند: وسوسه یک حالت نفسانی و تخیل شیطانی است وعمل به آن حرام است.
امام خمینی(ره) می‏فرماید: «وسوسه از شیطان است و جایز نیست شخص به آن اعتنا نماید، بلکه باید در طهارت و نجاست و غسل و وضو، مثل متعارف مردم عمل کند».(4)
درجایی دیگر می‏فرماید: «وسواسی نباید به شک‏های خود اعتنا کند و اگر اعتنا کند، کار حرامی کرده است و هر عملی را بیش از یک بار نباید انجام دهد و اگر انجام دهد، حرام است».(5)
برخی از علما می‏گویند: حرام است انسان خود را در معرض وسواس قرار دهد، چون در معرض وسواس قرار دادن، اطاعت از شیطان است و اطاعت از شیطان، مبغوض خداوند متعال است.(6)
آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ شخصی که از بیماری وسواسی رنج می‏برد و به دعا و توسلات روی آورده بود، فرمود: «مشکل شما در واقع از خود شما است و مقصر اصلی خودتان هستید و به همین دلیل دعای شما مستجات نمی‏شود و علت اصلی آن ندانستن مسئله است. مسئله اصلی این است که بر شما واجب نیست یقین به طهارت و غسل و مانند آن پیدا کنید.
آنچه بر شما به عنوان یک وظیفه شرعی لازم است، این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید و به همان قناعت کنید، هر چند شک در غسل و طهارت داشته باشید و ما مسئولیت شرعی این حکم را می‏پذیریم.
شما که از وسواس در وضو و غسل ناراحت هستید، از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید و هیچ اشکالی هم ندارد و نماز و روزه شما کاملاً صحیح است و ما به این وسیله بر شما و تمام افراد وسواسی اتمام حجت می‏کنیم و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند می‏خواهیم که به شما توفیق توجه به این مسئله را عنایت کند و از دام شیطانی نجات پیدا کنید». (7)
با وجود چنین فتوای کاملاً صریح و آشکار جای هیچ گونه تردید و دو دلی بر شما باقی نمی‏ماند و حجت بر شما تمام است. با وجود چنین مسئله‏ای شما به چیز زیادتری برای درمان این بیماری نیاز ندارید، فقط احتیاج به اراده قوی و تصمیم جدی دارید .
در عین حال برای موفقیت بیشتر و اطمینان شما برای غلبه بر این بیماری، نکاتی چند و توصیه هایی را برای شما بیان می‏کنیم:
1 - به عواقب این بیماری توجه کنید و برای همیشه با آن خداحافظی کنید. به هم خوردن نظم فردی و اجتماعی و درون خانواده، ایجاد سوءظن، بی اعتنایی افراد، بی ارزش شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن، ایجاد تنفر نسبت به احکام اسلام، بدبینی و به خدا و...
2 - بر اثر وسواس و تکرار اعمال، عمر ارزشمند خود را هدر داده و در مقابل، چیزی را به دست نیاورده‏اید، حتی همان را که در آن وسواس دارید، از دست داده و از واجبات دیگر عقب مانده‏اید.
3 - با خود این جمله را در موقع آرامش تکرار کنید: «من به خواست خداوند، قطعاً بر این بیماری غلبه پیدا می‏کنم و توان آن را دارم».
4 - به یکی از دوستان و نزدیکان که از بیماری شما آگاهی دارد و بیشتر اوقات با شما است، بگویید که در مواقع وسواسی عمل کردن و تکرار عمل به شما تذکر دهد و شما را از تکرار بازدارد.
5 - فکر خود را به کارهای شایسته و ارزنده مشغول سازید، مانند مطالعه کتاب‏های مفید، تفریح و ورزش. سعی نمایید هر روز صبح ده دقیقه ورزش نمایید تا با نشاط باشید.
6 - ذکر لا اله الا الله و لا حول و لا قوة الا بالله را تکرار نماید، به خصوص در زمانی که فکر شما متوجه اعمال و افکار وسواسی می‏شود.
7 -با نادیده گرفتن شک و تردید بر خلاف خواست شیطان عمل کنید.
شک وتردید زیاد از شیطان است، نباید به آن اعتنا نمود، چون تنهاهدف آن خبیث این است که از او اطاعت شود.(8)
آدم وسواس باید جهت دور نمودن شیطان از خود، با نیت نماز باطل، نمازش را به پایان برساند و اگر در وضو و غسل شک می‏کند، بگوید می‏خواهم با وضو و غسل باطل نماز بخوانم.
اگر در طهارت و نجاست بدن یا لباس وسواس دارد، بگوید می‏خواهم با بدن نجس نماز بخوانم، به این ترتیب شیطان مأیوس شده و از انسان دور می‏گردد.
8 - دور شدن از وسواسی‏ها:
چون مصاحبت فرد وسواسی با وسواسی دیگر، سبب می‏شود عملش را عادی بداند و حتی در مقایسه با عمل او بر آید، لازم است افراد وسواسی به طور جدی خود را از وسواسی‏ها دور نگه دارند و هیچ گونه تماس و ارتباطی با آنان نداشته باشند و در صورت ناچاری به مقدار ضرورت اکتفا گردد.
9- مسافرت و معاشرت و زندگی در جمع:
افراد وسواس معمولا دیگران را نجس می‏دانند، با دیگران دست نمی‏دهند، در لیوان یا استکان‏های عمومی، آب و چای نمی‏نوشند، از ظروف و فرش عمومی استفاده نمی‏کنند و لباس خود را جدا نگه می‏دارند، از این رو گوشه گیرند و با دیگران کمتر ارتباط دارند. باید باافراد وسواس دائما در ارتباط بود واو را به میان جمع و زندگی اردویی کشاند و با ترتیب دادن مسافرت‏های دسته جمعی که همه افراد ناگزیرند شیوه واحدی را پذیرا شوند، می‌توان با وسواسی گری به صورت غیرمستقیم و به دور از تنش مبارزه نمود.
10- اشتغال و سرگرمی:
قسمتی از دوباره کاری‏ها برای آن است که فرد وسواس، وقت و فرصتی کافی برای انجام آن احساس می‏کند. اشتغال و داشتن سرگرمی و تنگ کردن وقت، او را وادار می‏کند که به برخی از امور بی اعتنا گردد.
11- از مطالعه کتابهای نوشته شده در این زمینه استفاده کنید، مانند «وسواس» نوشته‏ی آقای مصطفی زمانی.
پی‌نوشت‏ها:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، م 125 (مطابق با نظر آیت الله خامنه ای ).
2. بحارالانوار، ج 72، ص 124، ح 2.
4. اصول کافی، ج 1، ص 12، ح 10.
5. استفتئات، ج 1، ص 110.
6. همان، ص 111.
7. فاضل لنکرانی، استفتائات، ج 2، ص 87.
8. استفتائات جدید، آیت الله مکارم شیرازی، ص 38 سؤال 37.
9. الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج 5، ص 329.