با سلام
من و همسرم 3 سال هست که با هم زندگی میکنیم من آدم بدون گرایش دینی بودم و همسرم در حد نماز و روزه التزام داشت.بدلایلی که در این مقال نمیگنجد من متحول شدم کم کم گرایش من به دین زیادتر شد تا حدی که اول به مثنوی علاقمند شدم و بطور تحقیقی و عملی با مفاهیم عرفانی آشنا شدم و سپس به قرآن پژوهی روی آوردم ،همسرم هم از موضوعات مورد تحقیق من اطلاع داشت و تاثیرات زیادی پذیرفت همه چیز خوب بود تا اینکه من هر چه بیشتر در مراقبه فرو رفتم و یاد خدا از دلم بیرون نمیرود و هیچ چیز برایم گوارا تر از مطالعه و تحقیق و گفتگو و ....... خلاصه در کسب دانشهای اینچنینی حریص و حریصتر شدم طوری که دنیا و امور آن برایم خوار و حقیرند.البته بمعنی تعطیل کردن کسب و معاش نیست ولی به داده راضیم . واقعا برایم فرقی ندارد تفریح برویم یا نرویم یا خیلی مسایل دیگر برای انبساط خاطر برایم فرقی ندارد البته اگر ایشان پیشنهاد بدهند هیچوقت رد نمیکنم. ایشان از این قضیه ناراحتند و مرا عزلت نشین میدانند در حالیکه همراهی میکنم ولی پیشنهاد دهنده نیستم. یا غذا خوردن و روابط زناشویی برایم در حد رفع نیاز معنا داراست و همه لذتها برایم کوچکند و ارضا آنها را برای ادامه حیات میپسندم .آیا میتوان گفت که من دچار مشکل هستم ؟
در ضمن سلیقه ای عمل نمیکنم و در هر مورد نظر خدا و رسول را در نظر دارم.
در مورد مهمانیها که متاسفانه اقوام و دوستان غرق امور دنیوی و تجمل و .... و هیچ لذتی نمیبرم ولی چنان هم رفتار نمیکنم که جو حاکم بر مهمانی سنگین شود و باصطلاح متکبر و تافته جدا بافته دانسته شوم.همین دوری من از ابن جمع ها بخاطر پرداختن به لهو و لعب و هجو است که دستور صریح مبنی بر دوری از این جکع هاست .البته همسرم مرا بخاطر پاکدامنی بسیار دوست دارد ولی نیازهای دنیوی او با نیازهای روحانی من در تضاد هستند.از طرفی دوست دارم او راضی باشد ولی او میداند که هیچ چیزی مرا به اندازه تنهایی خوشحال نمیکند.
نی نهنگ غم زند بر کشتی ات نی پدید آید ز مردن زشتی ات
کس نیابد بر دل ایشان ظفر بر صدف آمد ضرر ، نی بر گُهر

توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماییم:
1. الحمدلله خداوند به شما لطف نموده و حال و هوایی معنوی به شما عطا فرموده که جای شکر زیاد دارد و بقای این وضعیت و ازدیاد آن، بستگی به شکر قلبی و زبانی و نیز شکر عملی دارد. شکر عملی، یعنی عمل کردن به رضای خدا در مورد آن نعمت و سهیم کردن دیگران در آن.
2. گفته اید که همسرتان تا حدودی تحت تاثیر این روند شما قرار گرفته که جای خوشحالی دارد و برای آینده هم بهترین کار همین است که شما ، این نعمت را به ایشان هم انتقال دهید و یک تیم معنوی شوید نه این که خود را از ایشان کنار بکشید که ایشان احساس تنهایی کنند و آزرده شوند. البته مقصود ما از انتقال این نعمت به ایشان ، دادن کتاب به ایشان برای مطالعه یا راهکار دادن یا توقع داشتن از ایشان که خودش را بالا بکشد و امثال اینها نیست؛ زیرا این موارد خود ممکن است سبب فشار و ظلم به ایشان شود و مشکلاتی را ایجاد کند؛ زیرا ایشان نمی تواند مثل شما که در شرایط ویژه قرار گرفته اید باشد بلکه مقصود این است که به خاطر خداوند و رضای او ، محبت و صمیمیت بیشتری با ایشان داشته باشید و او را زیاد تنها نگذارید و ملاحظهء نیاز او را نموده و خود پیشنهادهایی برای نشاط ایشان بدهید؛ زیرا این وظیفهء اخلاقی یک شوهر است که به همسرش محبت کرده و او را شاد نماید زنان که در آن حدیث معروف، حضرت پیامبر(ص) فرموده اند نزدیک ترین شما به من، کسی است که نسبت به خانواده اش با ملاطفت تر باشد.
3. شاید شما فکر کنید که این حالتی که دارید و خدا به شما لطف نموده، بالاترین حالت اخلاقی و معنوی است و مطالعه و تحقیق و گفتگو در بارهء دانش های معنوی بهترین عمل است، ولی چنین نیست و شما اکنون در آغاز یا میانهء راه هستید و عرصهء قوی تر از این، عرصهء عمل برای خداست و در همان حال، ذاکر و متوجه خدا بودن. چنان که خداوند در این باره، گروهی از بندگان را ستوده که در عین زندگی روزمره و معامله و تجارت و ارتباطات با مردم ، از یاد خدا و نماز و دادن زکات و یاد قیامت غافل نمی شوند: "رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار"(1)این آیه ، در درجهء نخست متوجه ذوات مقدس معصومین (ع) است و سپس پیروان خاص ایشان. سیرهء پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) سرشار از رفتارهایی با این ویژگی هاست که در صورت تمایل، برای شما ارائه خواهد شد.
4. پس اکنون که شما بر اساس سلیقهء شخصی خود عمل نمی کنید. بلکه می خواهید به چیزی عمل کنید که خدا و رسولش راضی هستند، به همسر خود توجه کنید و بدانید که این توجه شما اگر چه ممکن است در آغاز کمی شما را از حالت خلوت بیرون بکشد(که برای شما خوشایند نبوده)، ولی خود عبادتی بزرگ است و شما را از نظر معنوی، وارد عرصه ای مهم تر و با ریشه تر می سازد و پس از مدتی ، به یاری خداوند و آن ذوات مقدس و نورانی مسلط بر کار می شوید.ضمن این که به وظیفهء الهی خود در بارهء خانواده عمل کرده اید و خود این ، سبب تداوم این وضعیت می گردد در حالی که اگر این ملاطفت صورت نگیرد، ممکن است توفیق شما در این زمینه هم کاهش یابد و راه برایتان بسته شود.
5. به همسرتان محبت کنید و احترام زیاد بگذارید و خوبی های او را بگوئید و بگویید که دوستش دارید و در حد محدود با او شوخی کنید (که روش معصومین(ع) این بوده) و به نیاز های او توجه کنید و پیشنهادهایی بدهید که او بداند شما به او توجه دارید؛ در این صورت ، هرچه که بگذرد او به شما و روش و حالت شما خوش بین تر شده و به شما نزدیک تر می شود بدون آن که شما از او خواسته باشید و فشاری بر او وارد شود.در کار و زندگی هم باید قوی باشید و آرام و ذاکر ، و کارهای دنیوی را برای خدا انجام دهید. امام باقر در روایتی معروف فرموده اند که هر کس در امر دنیایش کسل باشد، در امر آخرتش کسل تر خواهد بود و ما را از کم کاری و کسالت در امر دنیا بر حذر داشته اند.
البته روش است که منش و روش شما همان طور که گفته اید مانند عموم نیست که به گناه اشتغال داشته باشید یا علاقه مند به پرگویی های بی فائده و بلکه مضر باشید و این را نباید عقب نشینی کرد. ولی باید در صلهء ارحام، و نیز ارتباطات خانوادگی ، گزینشی عمل کنید و با کسانی ارتباط بیشری داشته باشید که که هماهنگی و تناسب بیشتری با شما دارند و در ارحامی که چنین نیستند، ارتباط داشته باشید. اما محدود تر و حساب شده تر. موفق باشید و التماس دعا
پی نوشت:
1. سورهء نور، آیهء 37.