باسلام
حکم قتل عمد اعدام است و اولیای دم برای اجرای حکم میبایست دیه پرداخت کنند
سوال: چرا قاتل نباید دیه پرداخت کند ؟ و اگر دیه پرداخت کند آزاد میشود.
مگر طبق اصل قصاص ، نفس در برابر نفس، چشم در برابر چشم و الی آخر .... نیست؟
یکی از دوستانم در یک نزاع خیابانی بقتل رسید وبرای قصاص قاتل بواسطه نداشتن پول کافی خانواده مقتول ، قاتل سالها در حبس بود.
آنچه برایم جای سوال است اینست که در این ماجرا خانواده مقتول علاوه بر فرزندشان مبلغ هنگفتی پول از دست دادند آنهم پس از سالها و آن بیچاره قاتل پس از این همه سال که بارها و بارها مرد و زنده شد خلاصه قصاص شد و فقط در مقابل جانی که گرفته یود جان هم داد ولی خانواده مقتول هم جان و هم مال؟؟؟؟؟؟

نكته كلي در باب قصاص آن است كه اولياء دم حق قصاص داشته و به تعبيري خون در برابر خون است. لذا خداوند در قرآن مي فرمايد"... جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مى‏باشد و هر زخمى، قصاص دارد و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف نظر كند)، كفاره (گناهان) او محسوب مى‏شود و هر كس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند، ستمگر است"(1) اما در صورت رضايت اولياء دم به عدم قصاص، ديه از قاتل گرفته مي شود.
اما خداوند در آيات ديگر مقدار ديه برخي از افراد را تعيين كرده است مثلاً در سوره بقره مي فرمايد"يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فىِ الْقَتْلىَ الحُْرُّ بِالحُْرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثىَ‏ ..."(2) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن..." حال تعبير "زن در برابر زن" بدان معناست كه اگر مرد بخواهد در برابر زن مقتول قرار گرفته و قصاص شود، خانواده مقتول(زن) بايد نيمي از ديه را پرداخت نمايند.(3)
بنابراين به نظر مي آيد در مسئله اشاره شده در سوال، از آنجا كه خانواده مقتول توان پرداخت چنين وجهي را نداشتند، حكم قصاص قاتل مرد تاخير افتاده و مدتي زنداني شده تا خانواده مقتول بتوانند اين پول را تهيه نمايند و بعد تهيه و دادن اين پول، قاتل مرد قصاص شد.
اما اگر در فلسفه اين حكم سوال شود يعني چرا ديه زن، نصف مرد است و خانواده زن مجبور است براي قصاص نيمي از ديه را به مرد پرداخت نمايد؟ بايد گفت:
در نظر دين اسلام و قرآن كريم ارزش و مقام ذاتي زن و مرد تفاوتي ندارد. يكسان مي باشد. تنها ملاك فضيلت و برتري هر كس تقوا و ارزش هاي معنوي او مي باشد (4). لذا اين نكته قطعي است كه در نظر ديني هيچ تفاوتي از نظر ارزش ذاتي و توانائی های معنوی و کسب فضائل بين زن و مرد نيست.
اما در خصوص تفاوت هائي كه در برخي از احكام مانند ديه بين زن و مرد وجود دارد، ريشه اي ديگر دارد كه بخش عمده آن به تفاوت هاي فيزيكي زن و مرد و نقش آفريني هر كدام در جامعه و عرصه اجتماع مي باشد.دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوى مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است.
لذا دیه یک انسان بى سواد با دیه یک انسان عالم یک اندازه است. همین طور دیه یک مرد با تقوا، با دیه یک مرد بى تقوا. بنا بر این جهات معنوى از قبیل علم، تقوا و سیادت تأثیرى در مقدار و کم و زیادى دیه ندارد. (5)
در واقع دیه، بهاى ارزش اقتصادی مقتول یا مجروح است. اگر فرد آسیب دیده و یا مقتول مرد باشد، دیه او بیشتر است، به جهت توانایى‏ها و وظائف سنگینى که بر عهده او بوده و فعلا بر اثر قتل و یا نقص عضو به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، دیه او کمتر است به جهت تفاوت نقش اقتصادی اعضاء بدن او. اما این تفاوت است، نه تبعیض. بین تفاوت و تبعیض بسیار فرق است. کارگرى که از توان کارى بیشترى بهره‏مند است، تفاوت دارد با کارگرى که ضعیف است و توانایى کارهاى سنگین را ندارد. مزد آنان فرق مى‏کند. اگر کارفرما یک کارگر قوى و یک کارگر ناتوان را به طور مساوى مزد بدهد، به حق کارگر قوى ظلم کرده و این کار بى عدالتى فاحش است. اگر خداوند متعال دیه مرد و زن را به طور مساوى قرار مى‏داد، با عدالت سازگار نبود. لذابه صورت كلي ملاك تعيين امور مالي، به ميزان خسارتي است كه ممكن است به خانواده با از دست رفتن فرد، ايجاد شود و طبيعي است اين ميزان با از دست رفتن مرد به عنوان نان آور خانه، بيشتر است.
البته اين واقعيت قابل كتمان نيست كه برخي از زنان امروزه در جامعه همپاي مردان تلاش می کنند و نان آور خانواده محسوب می شوند. اما قانون دیه مانند سایر قوانین ناظر به غالب افراد است. چون غالبا مسئولیت اداره خانواده به عهده مردان است، در دیه زن و مرد، نقش مرد و زن در تامین اقتصاد و معاش خانواده منظور شده و به لحاظ غالب افراد که مردان موظف به تامین هزینه زندگی هستند، دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده و خانواده مقتول زن مي بايست نيمي از ديه را به عنوان جبران خسارت، به خانواده مرد پرداخت نمايند.
البته توجه داشته باشيد در دیه زن و مرد تفاوت در صورتی اعمال می شود که میزان جرم از مقیاس ثلث یک دیه کامل بالاتر برود، اما در جراحت ها و صدمات جسمی که بر زن وارد می آید، اگر صدمه در حد ثلث دیه کامل باشد، دیه این نوع صدمات بین زن و مرد مساوی خواهد بود. (6) در مواردی که دیه مربوط به زن از جهت نقص عضو او می باشد (همانند مثال دختری که در حادثه ای یک عضو خود را از دست می دهد) در غالب موارد تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد.
پى‌نوشت‏ها:
1. مائده(5)آيه 45 .
2. بقره (2)آيه 178.
3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران،1374 ه ش، ج1، ص 158.
4. حجرات (49) آیه 13.
5. جوادى آملى، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، ص 355، نشر اسراء، بی تا، با تلخیص و اضافات.
6. قانون مجازات اسلامی، ماده 300.