با سلام به گفته ی تعدادی از علماء ومفسرین امکان خروج از بهشت وجود ندارد یعنی خلود در جنت دارند این مطلب با آیه شریف108هودچگونه جمع می شود چرا که انجا می فرماید مومنان در بهشت خالدینند مگر خدا بخواهد آیا مگر در بهشت امکان خطا وجود دارد یا بحث خلود چگونه است لطفا دقیق توضیح بفرمایید

در این که هر کس وارد بهشت شود، دیگر از آن خارج نمی شود و بهشت جایگاه استقرار و دوام جاوید بهشتیان است، شکی نیست. خداوند انسان ها را خلق کرده تا به رحمت خود برساند و بهرمند سازد (1) و بهشت مظهر رحمت خداست. آیات قرآن هم بر این که بهشت برای اهلش جاوید است، با تأکید های فراوان و بیان های متعدد صراحت دارد از جمله:
انّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ (2)
امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند، پاداشى قطع ناشدنی (دائمى) دارند!
"منّ" به معنای قطع است و "غیر ممنون" یعنی قطع نشدنی و دائمی و جاری و پیوسته و همیشگی.
وَ هُمْ فيها خالِدُونَ (3)
و جاودانه در آن خواهند بود.
خالِدينَ فيها أَبَداً (4)
هميشه در آن خواهند ماند.
و بیان های دیگری از جمله در همین آیه 108 هود بعد از عبارت "مگر خدا بخواهد" ، می فرماید:
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذ
بخششى است قطع نشدنى!
پس با این همه تاکید بر جاوید و ابدی بودن بهشتیان، چرا این قید را آورده است.
علامه طباطبایی در بیان علت آوردن این قید می نویسد:
استثنای مذكور نمى‏خواهد بگويد عده‏اى از بهشت خارج مى‏شوند، بلكه اين استثناء برای این است که قدرت مطلق خداوند را ثابت کند که با اينكه حكم كرده بهشتيان دائما در بهشت بمانند، با این وجود باز هم قدرتش مطلق است و چنين نيست كه ديگر سلطنتى بر آنان نداشته باشد و خط بطلان بر ملك و سلطنت خود كشيده باشد، بلكه عينا مانند قبل از حكم به بهشتی شدنشان، باز زمام امر و قدرت و احاطه بر آنها را در دست دارد و باز هم مى‏تواند از بهشت بيرونشان كند، هر چند وعده داده كه بيرون نمی كند و بيرونشان نمى‏كند تا خلف وعده نكرده باشد.(5) مانند اين آيه كه سوره اعلي مي فرمايد« سنقرئك فلا تنسي الا ما شاء الله» مراد اين است كه فراموش نكردن تو هم به دست خداست راجع به بهشتيان هم مي فرمايد خلود آنها در آنجا به اراده و مشيت الهي است.
پی نوشت ها:
1. هود (11) آیه 119.
2. فصلت (41) آیه 8.
3. بقره (2) آیه 25.
4. نساء (4) آیه 57.
5. طباطبایی، المیزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات اسلامی،قم،1374ش، ج11، ص37.