با سلام .در آیه ای که در جواب سوال قبلی ذکر شده که انسانها بر حسب توانایی آنها حسابرسی میشوند منظور از این توانایی چیه؟معمولا انسانهایی که به دنبال حقیقت اند همه به یک نتیجه نمیرسند یکی دین دار میشه و یکی ضد دین و این هم به همون توانایی آنها در دریافت درست یا نادرست مشاهدات و تحقیقات بر میگرده با این حال کسی که ضد دین شده مگه تواناییش او را به این نتیجه نرسونده پس گناه این فرد چیه ؟
به والله فقط به دنبال حقیقتم و هیچ منظوردیگری از این سوالات ندارم. با تشکر

اينكه نسبت به اين گونه مسائل دغدغه داشته و سعي در يافتن دين حق از طريق تحقيق و بررسي داريد، امري بسيار مطلوب بوده، ما نيز چنين كاري را نه تنها مطلوب دانسته، بلكه به حكم آيه"الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه..."(1)همان هايى را كه به هر سخنى گوش مى‏دهند. پس بهترين آن را پيروى مى‏كنند..." تحقيق و بررسي را از واجبات هر شخص مي دانيم .و هیچگاه در پاسخ به دنبال نیت افراد نبوده و نیستیم. لذا سوال منطقی جنابعالی به هر منظور پرسیده شود، جای تشکر دارد.
اما در پاسخ به این سوال باید گفت: مطابق پاسخ قبلی اینکه خداوند افراد را مطابق توانمندی هایشان، تکلیف کرده و در نتیجه درجات افراد را بر اساس آن می سنجد، شکی وجود ندارد. اما توجه داشته باشید مراد از توانایی آن است که شخص تمام تلاش خود را برای رسیدن به دین حق به کار گرفته باشد یعنی به گونه ای با تحقیق و تفحص و استفاده از اساتید متخصص، به مقدماتی یقینی و منطقی برسد که واقعاً نزد وجدان، خود را معذور ببیند.
بنابراين افرادی که با تحقیق و تفحص به نوعی ضد دین شده و به دین حقیقی دسترسی پیدا نمی کنند، دو گروهند: جاهلان مقصر و جاهلان قاصر .
جاهلان مقصر افرادی هستنند که با وجود امکان رسیدن به حقیقت، از آن سرباز زده اند، مثل عالمان جهنّمی(البته بدون لحاظ رحمت الهی که ممکن است شامل آن ها هم بشود). اما جاهلان قاصر یعني کساني كه به هر دلیل متوجه جهل خود نیستند و یا راهی برای بر طرف کردن جهل خود ندارند، به طور حتم اهل نجاتند. لذا قرآن مجید می‌فرماید: « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم مگر حجت را بر آن ها تمام کرده باشیم».(2)
حال بر کسانی که تمام توان و امکانات خود را برای دریافت حق بسیج کرده ، با این حال به دین حق نرسیده اند، اتمام حجّت نشده است. لذا گناهی ندارند. زیرا غافلند و اصلاً احتمال خلاف در اعتقادات و باورهای خود را نمی دهند یا احتمال خلاف می‌دهند، امّا راه و وسیله ای برای رسیدن به حق در اختیار ندارند و یا در پی کشف حقیقت رفته و تحقیق کرده، ولی به بطلان عقائدشان پي نبرده اند،
بر اين اساس، بر افرادی مانند آنچه در سوال بدان اشاره کرده اید، اگردرپی جویی حقیقت، منصف و به دور از پیش داوری بوده و با اين حال به دين حق نرسيده قاصر است نه مقصر.
شهید مطهرى(ره) در این باره مى‏فرمايد: اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.(3)
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند كه مي فرمايد:«همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(4)
البته اگر چه ممکن است به خاطر جهل، عمل به دستورات دین حق برای چنین فردی لازم نباشد. اما پایبندی آنها به اصول و دستورهای دینی و یا فطری خود لازم است.مثلاً هیچ عاقلی بر فرض بی دین باشد، ظلم را جائز ندانسته و یا اجراء عدالت را امری ناپسند نمی داند لذا عمل به این دسته از امور فطری و اخلاقی لازم و ضروری است.
در پایان توجه داشته باشید، آنچه بواسطه این آیه از افراد جاهل برداشته شده، همان تکلیف و عمل به دین حق است که بر اساس آن گناه و ورود به جهنم را به همراه ندارد. اما این امر بدان معنا نیست که شخص لزوماً به بهشت رفته و یا درجه وی با افراد به حق رسیده، مساوی می شود. چرا که معتقدیم در بسیاری از موارد خود اعمال مانند نماز ،روزه و... دارای آثار تکوینی خاصی بوده که شخص را به مقامات عالیه می رساند و چه بسا فرد با انجام ندادن آن به هر دلیل، به آن مقام نمی رسد مانند ورزشکاری که به جهت عذری مانند بیماری و...، قادر به مسابقه نبوده و طبیعتاً دیگران نیز وی را به خاطر رتبه نیاوردن سرزنش نمی کنند. اما هیچگاه مقام وی مساوی با کسی نیست که در مسابقه شرکت کرده و دارای مقام برتر شده است .
پي نوشت ها:
1.زمر (39)آیه 18.
2. اسراء(17)آیه 15.
3. مطهري، مرتضی، مجموعه آثار، چ صدرا، تهران، 1370، ج1، ص 279.
4. همان، ص 324.