عرض سلام و خسته نباشید. در برخی از بحثهای عرفانی، از وجود شهوتهایی غیر از شهوت به جنس مخالف، پول و مقام، سخن به میان می آید. شهوت علم، شهوت نوشتن، شهوت حرف زدن و... در این مورد من چند پرسش دارم:
1.آیا شهوت علم و حرف زدن و ... هم وجود دارند، اگر آری گناه(یا عامل افتادن به گناه) هستند؟
2.اگر پاسخ پرسش بالا مثبت است، تعریف ما از شهوت چه باید باشد تا چنین شهواتی را نیز در بر بگیرد؟
3.آیا شهوت عبادت و تقرب جویی هم داریم؟ اگر آری، آیا یک گناه(یا عامل افتادن به گناه) است؟ برای مثال در مورد آن فردی که در روایات آمده شیطان او را فریفت که برای رسیدن به مقامی بالاتر در نزد خدا، با زن بدکاره ای زنا کند، همین تقرّب جویی نزدیک بود عمری عبادت او را به باد فنا بدهد. پس پرسش نهایی من این است که:
چگونه باید بیندیشیم و چگونه نیت کنیم، تا اعمال ما مقبول باشد و آتش گناه به خرمن اعمال نیک ما نیفتد؟
ممنون می شوم اگر پاسختان بر اساس آیات، روایات و نیز سخن عرفای بزرگ باشد.
به امید ظهور
برادر محترم! از آنجا که واژهشهوترانی از کلانواژههای اخلاقی است-که به علت گستردگی ذاتی که در سازه مفهومی خود دارد، شناسایی درست تعریف آن بدون مصداقشناسی میسور نیست- بنابراین علاوه بر تعریف مفهومی(لغوی و اصطلاحی)، در حوزهی مصداق نیز نیاز به تبیین دارد و به همین جهت تعریف آن در دو حوزه سامان مییابد:
1.مفهوم لغوی: شهوت در لغت به معنای تمایل شدید نفس به چیزی است که سازگار با آن و مطابق میل و درخواستش باشد.(1)
2.مفهوماصطلاحی: شهوت در اصطلاح علمای اخلاق، هم در میل به غذا و هم در میل جنسی به کار میرود. مرحوم نراقی می فرماید: برخی در مالاندوزی و هر نوع میل نفسانی دیگر نیز آن را به کار بردهاند. (2)
پس با توجه به عمومیت معنای"شهوت"، باید گفت: هر عملی که در آن افراط و زیاده روی باشد(حتی اگر این عمل در نگاه اول، مثبت و معنوی باشد، همانند عبادت، تقرب جویی، نوشتن و حرف زدن و...) از آنجایی که انسان را از وظیفۀ أصلی اش دور می کند، از دیدگاه اسلام منفی قلمداد شده است. البته باید توجه داشت، واژۀ شهوت چونکه بار منفی دارد، در أمور معنوی عبادی به ندرت استفاده می شود.
تبیین مساله: شهوت در عبادت و تقرب جویی، در معنای لغوی و حتی در استعمال عرف و مردم به این معناست که مثلا فردی آنقدر غرق در عبادت باشد که از توجه به زندگی و أطرافیانش، غافل بماند و به اصطلاح ضرب المثل گونه"خوب وردی را بدست آورده ای، لیک سوراخ دعا گم کرده ای!"(البته این معنایی است که از تعریف لغوی شهوت استخراج کرده ایم) وهمچنین در زمینۀ حرف زدن و سخنرانی، انسان باید اعتدال را رعایت کند تا دیگران از صحبت های انسان، اذیت نشود. همانطور که خودتان اشاره کرده اید، شیطان از حیله های خود برای فریفتن انسان ها استفاده می کند و وقتی با انسان های با ایمان روبرو می شود از طریق عبادت و مسایل معنوی وارد می شود.
پیشگیری از ابتلا به این مرض یا تشدید این روحیه در انسان، از مهمترین اولویتهای فرد اخلاقجو باید باشد؛ زيرا اگر شهوت به هيجان آمد و استوار شد دفع آن دشوار است!
درمان: انسان، مكلف به ريشه كن ساختن غضب و شهوت(به معنای عام) نيست. زيرا اگر قوه شهوت خوردن يا شهوت جنسى نباشد انسان از بين رفته نسلش منقطع مىشود، اگر قوه غضب از بين برود انسان هيچ گونه ضررى را از خود دفع نمىكند و در نتيجه هلاك مىشود آنچه از بشر خواسته شده اين است كه اين قوا را در حدّ اعتدال نگه دارد و آنها را در محدوده عقل و شرع إعمال كند، بدليل اينكه حتى پيامبران خدا كه پيشگامان جهاد با نفس هستند از غضب و شهوت خالى نبودهاند(بلکه از این دو نیرو به صورت متعادل و در جهت اصلاح امر دنیا و آخرتشان، استفاده نموده اند).(3)
در این راستا چند توصیه ارائه شده است:
1.یاد مرگ و آخرت: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس از جهنم بترسد، از شهوات غافل میشود.(4) و امام علی(ع) فرمود: هر کس مشتاق بهشت باشد از شهوات میگذرد. علمای اخلاق معتقدند یاد مرگ و قبر و وحشت تنهایی آن مکان و سوالات نکیر و منکر و سپس عرصات قیامت و عذاب دوزخ، نفس را از تمایل به شهوات باز میدارد.
2.دعا و توسل: همانطور كه اهلبيت(ع) در دعا از خدا میطلبند کمکشان نماید تا بر شهوات خود غلبه کنند. حضرت
يوسف(ع) نيز براي مقابله با طغيان شهوت، علاوه بر گذشت و جهاد نفس و فرار از شهوت، به دعا و استعاذه پناه آورد و خداوند نيز كمك خود را مترتب بر اين دو درخواست او نموده است به طوري كه برداشت ميشود بدون اينها تلاش فراوان او به جايي نميرسيد.
همچنين شکایت از شهوات نفس به سوی خدای متعال که در دعاها و مناجات شاکین از مناجات خمس عشر وارد است، از داروهاي شفابخش اين بيماري است.
3.استغفار از پیروی شهوات: زيرا پیامبر(ص) بهعنوان قانون كلي فرمود: درد شما گناه و درمان شما استغفار است.(6) امام علی (ع) اولين شاگرد ايشان از خدای متعال طلب مغفرت میکند برای هر شهوتی که آن را بر خواست خدای متعال مقدم کرده و از او می خواهد به حق پیامبر اکرم و خاندان مکرم او که وی را ببخشد. این استغفار، نفس را ذلیل کرده و توانایی مبارزه و توبه عملی از شهوتراني را ایجاد میکند.
5. توجه به آثار زشت این رذیله و تلقین آنها به خود: به این معنی که انسان به نفس خود بفهماند و به قلب خويشتن برساند كه انسان از همه چیز بزرگتر است و نباید خود را برای شهوات نفس حقیر کند.
6. توجه به آثار مثبت کنترل شهوات: که این تلقین به نفس و توجه، کمک فراوان در کنترل غریزه میکند و در کلمات بزرگان مخصوصاً امام خمینی(ره) از این روش تربیتی استفاده زیادی شده است و ایشان درمان امراض نفس را با علم نافع و عمل صالح میدانند و مقصودشان از علم نافع، تلقین رذالت زشتی و فضیلت خوبیها است.(7) برای توضیحات بیشتر می توانید با شماره (09640) تماس بگیرید.
پی نوشت ها:
1.مصطفوى حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1360 ش، ج 6، ص 144.
2. نراقی ملامحمدمهدی، علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ترجمهی سيدجلال الدين مجتبوی، انتشارات حكمت،چاپ چهارم، 1377، ج 2، ص 9.
3. شبر، سيدعبدالله؛ الأخلاق، (ترجمهي جباران محمدرضا)، قم، انتشارات هجرت، 1378، چاپ چهارم، ص 220.
4. پاينده، ابو القاسم؛ نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، دنياى دانش،تهران، چاپ چهارم، 1382ش، ص 726.
5. ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، تنبيه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، مكتبه فقيه، قم، چاپ اول، 1410ق، ج 1، ص 274.
6. محمدى رى شهرى و همكاران؛ حكم النبي الأعظم صلىاللهعليهو آلهوسلم، دار الحديث، قم، چاپ اول، 1429ق، ج 5، ص 586.
7. خمينى، امام سید روحالله؛ چهل حديث، مؤسسهى تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ بيستم، 1378، ص 79.






