عرض سلام و خسته نباشید. خواهشمندم همان کارشناسی که به پرسش قبل پاسخ دادند، به این پرسش نیز پاسخ بفرمایند.
ابتدا در مورد واژۀ abstract object، نظر به اینکه این واژه به لحاظ لغوی هم به معنای شیء اعتباری و هم به معنای شیء مجرّد بود، من ندانستم کدامیک را بنویسم و به همین خاطر واژۀ غیرمادّی را مطرح کردم.
امّا دو مسئله:
1.آیا برداشت من از کلّیت پاسخ شما صحیح است: «تقسیم بندی دیکشنری فلسفی هارپر کالینز، یک تقسیم بندی مادّی است، و شما این تقسیم بندی را باطل می دانید.»
2.به پرسش من پاسخ نفرمودید، که آیا اشکالی دارد ما خدا را همان موجود مادّی در این تعریف بگیریم، زیرا «مادّی، موجودی که از مادّه و مولکول و اتم تشکیل شده باشد»، نیست بلکه «مادّی، چیزی است که فعل و انفعال علّی می کند، یا با چیزهای موجود مستقل دیگر، دارای ارتباط است». آیا این تعریف خاص از شیء مادّی، بر خدا نیز قابل اطلاق نیست؟
با تشکّر
به امید ظهور
پاسخ سوال اول :
1- بله اين تقسيم بندي بر اساس مباني معرفت شناختي و فلسفي مادي طرح شده است. هر چند بر اساس اين مباني صحيح است. لكن بر اساس مباني معرفت شناختي و فلسفي غير مادي، صحيح نيست.
پاسخ سوال دوم :
2- خير با توجه به اين اصطلاح نيز نمي توان خدا را موجود مادي به حساب آورد چرا كه در تعريف موجود مادي ( طبق نقل شما ) آمده است : «مادّی، چیزی است که فعل و انفعال علّی می کند ... ». خدا به عنوان موجودي كه علة العلل است يعني علتي است كه معلول نمي باشد و همچين به اين دليل كه واجب الوجود است. (1) و وجوب وجود و عدم معلوليت، ملازم با عدم انفعال علّي است، نمي توان اين تعريف را شامل خداي متعال دانست.
مگر آنكه تعريف خدا را هم عوض كنيم كه آن بحث ديگري مي شود.
بنابراين طبق تعريفي كه عقل از خدا به عنوان خالق جهان به ما مي دهد با اين تعريف از موجودي مادي سازگار نيست.( حتي اگر موجود مادي را موجودي كه از ماده و مولكول و اتم تشكيل شده باشد ، ندانيم )
پي نوشت:
1. ر.ك : علامه حلي، كشف المراد، قم، انتشارات نشر اسلامي ، 1413هـ.ق، ص 280.






