باسلام
سوال من این است که چرادر اسلام دیعه زن نصف مرد است یا دیعه یک مسیحی نصف یک مسلمان است؟ مگر اصل در اسلام در برابری نیست؟ مگر تفاوتی در اصل وجودی انسان ها است؟
دوست بزرگوار سؤال شما در واقع به دو مطلب قابل تحليل مي باشد. : 1-چرا در اسلام ديه زن نصف مرد است ؟ 2-چرا ديه پيروان ساير اديان نصف مسلمان مي باشد؟
لذا براي پاسخ و با نگاه به هر دو پرسش به چند نكته اشاره مي شود:
1. يكي از مهمترين اصولي که در اسلام به آن توجه شده و در قرآن کریم به عنوان یک قانون براى تمام انسانها در تمام دورهها قرار داده شده، احترام به جان هر انسان و حق حیات او بدون توجه به جنسيت و دين آنها مي باشد. لذا نبايد بحث ديه و تفاوت مقدار آن براي افراد مختلف را حمل بر تفاوت ارزش گذاري بر جان و زندگي افراد دانست.(1) اسلام علاوه بر تاكيد بر حفظ حرمت مسلمانان اعم از زن و مرد به حفظ حقوق غیرمسلمان که در ذمه اسلام هستند، یعنی در بلاد مسلمانان زندگی می کنند و قصد جنگ و تعرض با مسلمانان را ندارند تاكيد دارد. (2) لذا هر فرد مسلمان یا غیرمسلمانى که مرتکب قتل یا جرح و یا آزار هموطن خود گردد، مطابق قوانین قضایى و جزایى اسلام به مجازات خواهد رسید.(3)
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده: «آگاه باشید کسى که بر همپیمان غیرمسلمان ستم کند و یا پیمانش را بشکند و یا او را به کارى بیش از قدرت و امکانش وا دارد و یا از او چیزى بدون رضایت خاطرش بگیرد ، در روز باز پسین او را به محاکمه و بازخواست خواهم کشاند.»(4)
2. قوانین اسلامى نشأت گرفته از سرچشمه وحى است و بر اساس مصالح و مفاسد واقعي در زندگي و سعادت انسان مي باشد که ممکن است بشر با فکر محدود خود نتواند همه آن را دریابد.(5)
3. از شواهد و قرائن بر میآید که در يك نگاه كلي دیه در اسلام و با توجه به افراد جامعه اسلامي بر معیار ارزش معنوی مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است. حکم دیه در اسلام با توجه به تفاوت های کارکرد اجتماعی بین جنس زن و مرد تدوین شده است که اين تفاوت نه بر منزلت مرد میافزاید و نه از مقام زن میکاهد. (6) در واقع اين نوع تفاوت کارکرد اجتماعی، به تفاوت مرد و زن در اصل خلقت آنان و تفاوت های وجود و اختلافاتی که در توانمندی های شان دارند بر میگردد و جنبه فطری دارد. مرد از توانمندی جسمی و روحی ویژهای برخوردار است که قادر به تحمل مسئولیت های اجتماعی است، بر خلاف زن که جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد. بیش تر توانایی حل مشکلات پیچیده داخلی خانواده را داراست.
بنا بر این هر چند از جهات معنوی و توانایی رسیدن به کمالات انسانی، زن و مرد مساویاند، اما در دیه،ملاك ارزش اقتصادی مقتول است. به همین خاطر اگر مقتول مرد باشد، دیه او بیش تر است.
البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه در دیه زن و مرد تفاوت در صورتی اعمال می شود که میزان جرم از مقیاس ثلث یک دیه کامل بالاتر برود ، اما در جراحت ها و صدمات جسمی که بر زن وارد می آید، اگر صدمه در حد ثلث دیه کامل باشد، دیه این نوع صدمات بین زن و مرد مساوی خواهد بود. (7) البته در وضع این قوانین همواره وضعیت غالب و حداکثری مورد ملاحظه قرار می گیرد . هر چند ممکن است در مواردی زنان سرپرست خانوار بوده یا تاثیرگذاری اقتصادی يا اجتماعي به مراتب بیش تری نسبت به مردان خانواده داشته باشند، يا مرداني باشند كه چنين كار كرد مثبت اجتماعي حتي در حد متداول زنان را نداشته باشند، اما از آن جا که به شکل طبیعی نسبت بهره مندی خانواده در حال یا آینده از تلاش های اقتصادی مردان بیش تر از زنان است این نسبت به شکل مذکور برقرار شده است .ولي در عين حال در قانون فعلي كشورمان، شركتهاي بيمه موظفند كه در بسياري حوادث ديه زنان را نيز به مقدار ديه مردان پرداخت نمايند(8) كه با توجه به فراگير بودن اين قانون عملا اين تفاوت در موارد زيادي از بين رفته است.
4. اما در خصوص ديه يك فرد مسيحي در جامعه اسلامي و تفاوت مقدار ديه آنها با مسلمانان نيز بايد به چند نكته توجه نمود:
اولا: اين حكم كليت ندارد و در برخي مواقع بر اساس شرايط اين تفاوت از بين مي رود. (9)
علاوه بر آن برخى از فقها مقدار این دیه را در اختیار حاکم دولت اسلامى قرار دادهاند که به صلاحدید خود مىتواند آن را برابر با دیه قتل مسلمانان قرار دهد(10) و در قانون فعلي كشورمان نيز اين تفاوت از بين رفته است.(11) اما صرف نظر از اين نكات، برخى از آیات قرآن (که در صدد معرفى دین اسلام و تطبیق آن با ادیان دیگر هستند) بیان گر این مطلب هستند که دین اسلام تنها دین پذیرفته شده و حق و پسندیده نزد خداوند مىباشد و نشان می دهد که با ظهور اسلام تمام ادیان حتى دیگر ادیان الهى که خداوند در زمانهاى سابق براى بشر فرستاده بود، ملغى گردیده و اگر کسى بخواهد نجات و رستگارى را دریابد، باید به دین اسلام بگرود: «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً ؛(12)
او خدایى است که رسول خود را با قرآن و دین حق به عالم فرستاد تا او را بر همه ادیان دنیا غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهى خدا کافی است».
با توجه به این مطلب مىتوان گفت: چنین احکامى با فرق گذاشتن بین پيروان ساير اديان و مسلمان و امتیاز دادن به مسلمان در صدد توجه دادن افراد به عزت و برترى حقیقی دین اسلام و باطل بودن هر آئینى جز آن در منظر الهي مي باشد كه هم براي مسلمانان در حفظ اين عزت تنبه مي دهد و هم به پيروان ديگر اديان خبر می دهد که در صورت باقي ماندن متعصبانه بر اعتقادات باطل خود از توقع عزت و برتری نداشته باشند و به نوعي آنها در تجديد نظر در باور هاي گذشته خود و روي آوردن به اسلام تحريك مي نمايد.
5. با توجه به نكات گذشته مشخص است كه اگر چه با توجه به اين حقيقت كه در ارزش گذاري بين انسانها بدون لحاظ ارزشهای اعتقادی و اخلاقی تفاوتي در اصل وجودي و ماهيت انسانها در منظر اسلام وجود ندارد و جنسيت و حتي مقامات معنوي افراد در اصل و پايه چنين ارزش گذاري تفاوتي ايجاد نمي نمايد. اما اين به معناي برابري همه افراد در پيشگاه الهي نيست. بلكه ارج و قرب الهي افراد با توجه به باور ها و اعتقادات و اعمال و رفتار و تقواي آنها متفاوت خواهد بود و این حاکی از اهمیت اعتقاد و رفتار افراد در شکل دهی به حقیقت وجودی آنها می باشد. (13) لذا اگر چه به لحاظ خلقت انساني همه برابرند ولي به لحاظ ايماني و تقوا و منزلت الهي و سعادت اخروي و پاداش الهي، اصل برابري معنا ندارد.
جهت مطالعه بيشتر به كتب زير مراجعه فرمائيد:
ماهیت حقوقى دیات، سید منصور میرسعیدى،چاپ اول، پاییز 73 ش، نشر میزان .
دیه، عوض احمد ادریس، ترجمه علیرضا فیض، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران، 1377 ش .
پىنوشت ها:
1. مائده (5) آیه 23.
2. تاریخ سیاسى اسلام، سیره رسول خدا، رسول جعفریان، 1373ش، ص 385.
3. حقوق اقلیت ها، عباسعلى عمید زنجانى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362ش، ص 136.
4. همان، ص 831.
5. همان.
6. آیة اللَّه جوادى آملى عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، نشر موسسه اسراء ، قم 1377ش، ص 355.
7. قانون مجازات اسلامی، ماده 300.
8.رك:http://farhangebimeh.blogfa.com/post-514.aspx
9.جواهر الکلام، محمدحسن نجفى، دار الکتب الاسلامیه، 1362ش، ج 43، ص38 الي41
10. شرایع الاسلام، محقق حلى، نشر استقلال، چاپ امیر قم، چهارم، 1373 ش، ج 4، ص 1018/ مقاله دیه اهل ذمه و شهروندان غیرمسلمان، سید محمود هاشمى شاهرودى، فصلنامه فقه اهل بیت، شماره بیست و هشتم، زمستان 1380، ص 53 و 45.
11. رك:http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/6233/40/image
12. فتح (48)، آیه 82.
13. حجرات (49) آيه 13.






