سلام
خسته نباشید
من دختری را برای ازدواج انتخاب کرده ام که هر دو در یک دانشگاه درس می خواندیم و الان هر دو فارغ التحصیل شده ایم. این دختر یک ماه از من کوچک است. در مورد خانواده طرف تحقیقاتی کرده ام که در سطح خانواده من هستن و تقریبا هم کفو هستیم. دختر پاک و نجیب و خانواده مومنی دارد.
آشنایی من با ایشان توسط برادر زاده ام که دوست ایشان است صورت گرفت.
من درحال حاضر بیکار هستم و لیسانس مدیریت دارم و دنبال کار می گردم. خیلی می ترسم که ایشان را از دست بدهم. به همین خاطر است که می خواهم بروم به خواستگاریش.
احتمالا چون معدلم بالاست بدون کنکور می توانم برای ارشد بروم و ادامه تحصیل بدهم و این هم دو سال خرج است و تا من مدرکم را بگیرم و سر کار بروم، قطعا او ازدواج خواهد کرد.
می خواستم از شما بپرسم که چگونه از این دختر خواستگاری کنم؟
می خواهم خواستگاری من طوری باشد که اسلام در مورد خواستگاری از دختران گفته است؟
از همه جوانب، آنچه گفته ام و آنچه نگفته ام می خواهم راهنماییم کنید.
با تشکر
این هم سوال دینی است چون اگر اتفاق نیفتد نصف دینم ناقص خواهد ماند پس لطف کنید و حتما پاسخ بدهید

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني
در حال حاضر و با توجه به شرایط موجود که شغلی ندارید و در صدد ادامه تحصیل هم هستید، شما دو راه بیشتر در پیش روی خود ندارید و آن این است که یا چند سالی را خویشتنداری کنید و فکر و ذهن تان را از ازدواج منصرف کنید و یا این که به نحوی خانواده خود را در جریان بگذارید و نظر و موافقت آنان را جلب کنید و سپس به اتفاق خانواده به خواستگاری دختر مورد نظر بروید و در صورت توافق خانواده ها، با هم عقد کرده و عروسی را چند سالی به تأخیر بیندازید و شما هم در این فاصله با فراهم نمودن مقدمات ازدواج، به رفع موانع دیگر ازدواج بپردازید.
توجه داشته باشید که خواستگاری رفتن لزوماً به معنای ازدواج با دختر مورد نظر نمی باشد بلکه هدف از خواستگاری، ایجاد فرصتی است برای آشنایی و شناخت بهتر دختر و پسر و خانواده ها از معیارها و ملاک های ازدواج دو طرف و نیز تشخیص میزان همخوانی و تناسب و تطابق آنها در معیارهای اساسی ازدواج است که در صورت همخوانی و تناسب لازم دختر و پسر در معیارها و ملاک های ازدواج، آنگاه نوبت به مراحل بعدی و ایجاد شرایط و زمینه های ازدواج می رسد که اگر زمینه ازدواج فراهم بود در این صورت دختر و پسر به عقد هم در می آیند و مراسم عروسی و ازدواج را برگذار می کنند و اگر فعلاً آمادگی ازدواج را ندارند و زمینه ها و شرایط لازم جهت تشکیل زندگی مشترک فراهم نبود در این صورت، یا دختر و پسر با موافقت خانواده ها به عقد هم در می آیند و به هم محرم می شوند و چند سالی را برای کسب آمادگی و ایجاد شرایط لازم برای ازدواج صبر می کنند و مراسم عروسی را به تأخیر می اندازند و یا این که یکدیگر را نشان می کنند و چند سالی را به رفع موانع ازدواج می پردازند و در صورت کسب آمادگی و فراهم شدن دیگر شرایط و زمینه های ازدواج، دوباره به خواستگاری دختر می روند و از او مجدداً خواستگاری می کنند.
این را هم در نظر بگیرید که گاهی فراهم نبودن برخی زمینه ها و آمادگی های ازدواج باعث می شود که خانواده دختر مورد نظر، شما را برای ازدواج قبول نکنند به همین خاطر ممکن است در صورت اقدام شما به خواستگاری جواب رد بشنوید و ناراحت گردید. توصیه می کنیم که این قضیه را طبیعی بدانید چون در واقع کمتر خانواده ای پیدا می شود که در صورت عدم آمادگی شما، شرایط شما را برای ازدواج کافی بداند. حتی اگر خود شما به جای آنان بودید به احتمال زیاد مانند آنها برخورد می کردید در هر صورت، این ها واقعیت های است که ممکن است پیش روی شما قرار بگیرد.
به هر حال پیشنهاد ما این است که اگر طالب ازدواج با دختر مورد نظر هستید و او را از هر نظر مناسب می دانید و می ترسید که در صورت اقدام نکردن شما او ازدواج کند، با شهامت و سعه صدر موضوع را با خانواده خود مطرح کنید و بعد از جلب نظر آنان به خواستگاری او بروید و خواسته خود را صادقانه مطرح کنید و بگویید که قصد دارید چند سال دیگر ازدواج کنید. ببینید آنها چه جوابی می دهند در ضمن خودتان را نیز از قبل برای شنیدن هرگونه جوابی آماده کنید.
توصیه دیگر ما این است که از هر گونه عجله، شتاب و برخورد احساسی، خودداری کنید و با چشم و گوش کاملاً باز و همراه با تعقل و خردورزی در این وادی قدم بگذارید و معیارها و ملاک های ازدواج را مورد بررسی و ملاحظه جدی قرار دهید و در صورت لزوم از مشاوره روانشناختی و روان سنجی استفاده کنید. بر اساس تحقیقات انجام گرفته، اگر چه بهتر است سن خانم در ازدواج از سن مرد چند سالی پایین تر باشد اما در صورتی که تناسب در معیارهای دیگر ازدواج بالا باشد می توان از مسئله عدم تناسب در این زمینه اغماض کرد و آن را نادیده انگاشت.