با سلام
آيا اين صحيح است كه خدا 70 گناه شخص نادان را مي بخشد پيش از آنكه يك گناه از شخص دانا را بيامرزد؟آيا انسان مسائل شرعي را بداند كارش در آخرت سخت تر از فرد نادان نمي شود؟ مثلا آگر كسي مجازات اخروي زناوشرابخواري يا خوردن مال يتيم و ... را بداند و باز به اين اعمال دست بزند در قيانت كارش از شخصي كه از مجازات اين اعمال مطلع نيست سخت تر نمي شود؟بطور كلي مي توان گفت هرچه انسان از اين امور كمتر مطلع باشد كارش در آخرت ساده تر است؟
با تشكر خدا نگهدار

ما معتقدیم که خداوند عادل است و بروز و ظهور این عدالت در ابعاد و جهات گوناگونی است، هم در عرصه تعیین تکلیف و مسئولیت ها و هم در نحوه محاسبه و حسابرسی از اعمال آنان و هم در مقام ارائه پاداش و جزا و مجازات و عقاب دادن به بندگان . توضیح بیشتر این که:
خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیت‌ها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد. این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» (1) خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند».
این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است. همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا؛ (2) ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى‏كنيم. پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود ».
جلوه ای از این تفاوت در نحوه محاسبه و بخشش خداوند برای گنهکاران در خصوص انسان عالم و جاهل است. چنانکه در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:
« هفتاد گناه جاهل آمرزيده شود پيش از آنكه يك گناه عالم آمرزيده شود. » (3)
اما باید توجه داشت که مراتب جهل نیز متفاوت است و بنا نیست که هرکس جاهل بود مشقت و مشکلات و مسئولیت های کمتری داشته باشد و با او آسان تر برخورد شود؛ از نظر معارف دینی افراد جاهل به دو قسم جاهل قاصر و جاهل مقصر تقسیم می شوند و آنچه در خصوص بخشودگی و عفو و اغماض و آسانی کار بیان می شود بیشتر ناظر به همان جاهل قاصر است که بدون عذر به جهل مبتلا بود و بر اثر این جهل رفتار نادرستی هم از او سر زد.(4)
البته ممکن است و چه بسا اطمینان داریم که وسعت عفو و رحمت خداوند شمال بسیاری از بندگان مقصر و بسیار خطاکار هم می شود و نمی توان در خصوص کم و کیف تجلی رحمت و عفو و بخشش خداوند با نگاه سطحی و عامیانه بشری اظهار نظر نمود، اما به طور کل و بر اساس قواعد و ضوابطی که از منظر دینی برای ما تبیین شده است نمی توان گفت که هر فرد جاهل و ناآگاه به امور دینی معذور بوده و خطاها و اشتباهات او مورد عفو و بخشش کامل خداوند قرار گرفته و این عالمان و افراد آگاه به دستورات و تکالیف دینی هستند که عذر موجهی در پیشگاه خداوند نداشته و محاسبه به مراتب سخت تری انتظار آنان را می کشد.
این حقیقتی است که در روایات ما به صراحت بدان اشاره شده است و تاکید شده است که جهل بدون عذر موجه مورد قبول نخواهد بود؛ در منابع معتبر روایی ما نقل شده که در خصوص تفسیر آیه « فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة (5) دليل رسا (و قاطع) براى خداست » از ائمه پرسیده شد که مراد از حجت و دلیل رسای خداوند چیست ؟ امام صادق (ع)فرمودند:
« إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَبْدِي أَ كُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ كُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى تَعْمَلَ فَيَخْصِمُهُ وَ ذَلِكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَة (6) خداى متعال در روز قيامت به بنده گويد: بنده من آيا (تکلیف و وظیفه ات را ) مى‏دانستى؟ پس اگر گويد: آرى، باو مى‏فرمايد: پس چرا بدان چه مى‏دانستى عمل نكردى؟ و اگر گويد: نمى‏دانستم و جاهل بودم، باو مى‏فرمايد: چرا نياموختى تا عمل كنى؟ پس او را محكوم نمايد، و اين است حجّت رسا این روایت و مانند آن به روشنی نشان می دهد که تنها عذر کوتاهی و قصور در عمل به تکلیف از جانب کسانی قابل قبول است که در این جهل و نادانی خود معذور بودند و زمینه و امکان دستیابی به حقیقت برای آنان فراهم نبود، نه آنکه به دلیل کوتاهی و تساهل در یادگیری حق از این امر غفلت کرده و در قیامت نیز مورد عفو و بخشش قرار می گیرند.
البته در خصوص روایتی که در پرسش مطرح شده این احتمال جدی نیز وجود دارد که مراد این روایات بیان این حقیقت است که در خصوص کوتاهی ها و قصور در انجام وظایف دینی یا ارتکاب معاصی از جانب بندگان تفاوت هایی بین افراد عالم به معارف دینی و افراد عادی و عامی وجود دارد.
چنان که این امر از روایاتی که در کتب روایی به همراه این روایت بیان می شود و معمولا در مقام بیان وضعیت دشوار عالمان بی عمل است به دست می آید و به علاوه برخی شارحان اصول کافی نیز همین معنا را در خصوص این روایت بیان کرده اند و در این خصوص به تقابل ثواب و اجر زیاد عبادات و بندگی های فرد عالم دینی در برابر سختی ها و مشقت های آزمایشات او و خطرات پیش روی او اشاره نموده اند (7)
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه‌286.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1362 ه ش، ج 1، ص 47.
4. سيد جعفرسجادى، ‏فرهنگ معارف اسلامى‏، انتشارات دانشگاه تهران‏، تهران‏ 1373 ش‏، ج 1، ص 626 .
5. انعام (6) آیه 149.
6. شيخ مفيد، ألامالي المفيد، نشر كنگره شيخ مفيد، قم‏، 1413 ق‏ ، ص 228.
7. مولى صالح مازندرانى، شرح أصول كافي، دار الكتب الإسلامية، تهران‏1388 ق‏، ج 1، ص 90 .