باسلام
درمورد تعداد پیامبران الهی عدد124000عنوان میشود.اولا چه سندی درمورد این تعداد وجوددارد؟وچرا این عدد اینقدر رند است؟
ثانیا با بررسی تاریخ پی میبریم که ازحضرت آدم تاحضرت محمد درسال حدود 25-30 پیغمبر به نبوت مبعوث شده اند که همگی درمنطقه خاورمیانه بوده اند واین در حالیست که از عیسی تا حضرت محمد حدود600سال فاصله است ودراین بین هیچ پیغمبری ارسال نشده است حال چگونه بپذیریم که قبلا قبل از حضرت عیسی درسال 25-30 پیغمبر نازل میشده؟!!!!!
لطفا پاسخ منطقی و عقلانی ارائه بفرمایید.
منتظر پاسخ شما هستم.
با تشکر فراوان
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در مورد تعداد دقیق پیامبران الهی در قرآن اشاره ای نشده است اما در منابع روایی روایاتی نقل شده است كه تعداد پیامبران را 124 هزار نفر ذكر كرده است. شماری از این روایات عبارت است از:
1. حضرت رسول میفرماید: «خداوند 124 هزار پیامبر آفریده و من گرامیترین آنان نزد خداوند هستم . . . و 124 هزار وصی آفریده كه علی (ع) گرامیترین آنها نزد خداوند و بهترین ایشان است.» (1)
2. امام زین العابدین (ع) فرمود: «هر كس دوست دارد 124 هزار پیامبر با او مصافحه كنند، امام حسین (ع) را در نیمه شعبان زیارت كند؛ چرا كه ارواح پیامبران از خداوند برای زیارت حضرتش اذن میگیرند و به آنان اجازه داده میشود و پنج نفر از ایشان اولوالعزم هستند». (2)
ابوذر نقل مي كند كه از پيامبر اكرم (ص)، پرسيدم: يا رسول اللّه پيامبران چندند؟ فرمود: يكصد و بيست و چهار هزار، عرض كردم: پيامبران مرسل (كه علاوه بر پيغمبرى مقام بالاترى به نام رسالت هم دارند كه در تفسير آن خلاف است) چندند؟ فرمود: عدهى زيادى، سيصد و سيزده نفر، گفتم نخستين پيغمبر كه بود؟ فرمود: آدم... ».(3)
مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر «المیزان»، بعد از ذكر این روایت ابوذر (ره) در تعداد انبیا، میفرماید: «قسمت اول این حدیث كه مشتمل بر تعداد پیامبران است، از مشهورات است كه شیعه و سنی در كتب شان نقل كردهاند. صدوق در «خصال» و «امالی» از حضرت رضا (ع) از پیامبر خدا (ص) و از زید بن علی از اجدادش از امیرالمؤمنین (ع) و ابن قولویه در «كامل الزیارة» و سید در «اقبال» از امام سجاد (ع) و در «بصایر الدرجات» از امامباقر (ع) روایت كردهاند. (4)
اما در مورد رند بودن این عدد باید گفت این عدد چندان هم رند به نظر نمی رسد زیرا اگر صد هزار یا لااقل صد و بیست هزار بود می شد گفت که عدد رندی است، اما صد و بیست و چهار هزار، عدد رندی محسوب نمی شود و می تواند کاملا طبیعی باشد، به علاوه هر عدد دیگری نیز ممکن بود مورد همین پرسش قرار بگیرد و بر این اساس نمی توان فلسفه خاصی برای این عدد ذکر کرد.
اما در مورد بررسی تاریخی تان باید عرض کنیم که به هیچ وجه این گونه نیست زیرا عمده منابع تاریخی معتبر در این زمینه تنها همان متون دینی هستند که در این متون دینی که معتبرترین آن ها قرآن کریم است؛ در مورد تعداد انبیاء به گونه دیگری قضاوت نموده است.
در قرآن نام برخی از پیامبران به صراحت برده شده است؛ پیامبرانى که نام آنان صریحاً در قرآن کریم ذکر شده 27 نفرند، اما پیامبرانى نیز هستند که در قرآن مجید به آنان اشاره شده است اما نام آن ها به صراحت برده نشده است.(5) اما در کنار همه این ها خداوند به صراحت از وجود پیامبرانی که نامی از آن ها و داستان آنها در قرآن برده نشده خبر می دهد و می فرماید :
« وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ؛ (6) پيامبرانى كه سرگذشت آن ها را پيش از اين، براى تو باز گفتهايم و پيامبرانى كه سرگذشت آن ها را بيان نكردهايم».
همچنین در چند مورد دیگر به عنوان یک اصل کلی نکته ای را بازگو می فرماید که نشان می دهد تعداد این پیامبران بسیار زیاد بوده است ؛ خداوند در چند جای قرآن به این حقیقت تصریح می فرماید که همه امت ها از خود پیامبری داشته اند:
« إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ (7) هر امّتى در گذشته انذاركنندهاى داشته است! » .
نیز:«وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت ؛ (8) ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!» ».
در هر حال اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ اتفاقا برخی از روایات به نوعی موید همین مطلب است چنان که مثلا در برخی روایات از على عليه السلام نقل شده كه خداوند پيامبرى را مبعوث كرد كه سياه پوست بوده و داستان آن به ما نرسيده است. (4)
بنابراین نمىتوان گفت که همه پیامبران از آدم تا خاتم حدود 25 تا 30 پیامبر بوده اند بلکه منابع دینی حقیقتی غیر از این را برای ما بازگو می نماید، هر چند نام و نشان دقیق این پیامبران را به خوبی ندانیم؛ به علاوه نباید گمان کرد که همه پیامبران در زمره انبیاء اولواالعزم یا مرسل و دارای رسالت بر منطقه ای بزرگ بودند؛ بلکه چه بسا بسیاری از انبیاء در منطقه ای محدود و حتی در قوم و عشیره یا خانواده خود به بعثت می رسیدند و نیازی به شناخت وسیع این افراد برای دیگران نبود.
اما در مورد موقعیت منطقه ای بعثت انبیاء باید گفت هرچند یقینا پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی از شرق میانه برخاستند اما این احتمال بعید نیست که در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چین، آمریکا و ... نیز در گذشته های دور که امکان ارتباط وجود نداشته، بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدند.
اتفاقا برخی از شواهد و قرائن تاریخی و اجتماعی بیانگر آن است که در سایر مناطق جهان نیز در گذشته های دور انبیایی مبعوث شده اند، مثلا برخی از اقوام سرخپوست و ساکنان منطقه آمریکای جنوبی، سنت های دینی و اذکار و اورادی نظیر عبادات سایر ادیان دارند که به احتمال قوی ناشی از تعالیم انبیایی است که در گذشته در آن مناطق زیسته اند، ولی نامی از آن ها به دست ما نرسیده است.
در مجموع به نظر می رسد رابطة نزدیکی میان تمدن انسانی و ظهور پیامبران بزرگ است، زیرا انسان های متمدن نیاز بیش تری به آیین های الهی دارند، تا هم قوانین حقوقی و اجتماعی را تضمین کرده، جلو تعدیات و مفاسد را بگیرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد. به علاوه بعثت در مکان و مهد تمدن ها موجب می شود که پیام انبیا از طریق مردم آن سرزمین به مناطق دیگر نیز برود، چون با وجود تمدن در یک سرزمین، ارتباط مردم آن سرزمین با مناطق دیگر ساده تر و بیش تر خواهد بود.
اما در مورد فاصله بین پیامبر اسلام و حضرت عیسی علیه السلام هرچند به تصریح قرآن پیامبر اسلام "پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد " (9) اما این امر دلیلی بر این امر نیست که در تمام مدت بیش از ششصد سال دوران حضرت مسیح و پیامبر اسلام هیچ پیامبر دیگری وجود نداشته است ، بلکه به تصریح برخی روایات انبیائی همچون حضرت یحیی علیه السلام بعد از عیسی علیه السلام حضور داشتند تا جایی که در برخی روایات فاصله دوران فترت چهارصد و هشتاد سال معرفی شده است (10) نه بیش از ششصد سال.
همچنین در برخی روایات صراحتا از برخی انبیاء نام برده شده که فاصله چندانی با زمان پیامبر اسلام نداشتند، اما به نوعی در زمره انبیاء ناشناخته و مخفی و خائف محسوب می شدند مانند خالد بن سنان العبسي که در برخی روایات از او و ملاقات پیامبر با فرزندش نام برده شده است. (11) پس ممکن است در همین زمان هم انبیاء بسیار دیگری در مناطق مختلفی وجود داشتند اما هیچیک رسول نبودند و همانند پیامبر اسلام رسالتی تام نداشتند.
پی نوشت:
1. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404هـ.ق ، ج11، ص30 .
2. همان، ص58 .
3. همان، ص32 .
4. طباطبايى سيد محمد حسين ، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ق، ج2، ص144 .
5. آیت الله مکارم شیرازی، پیام قرآن، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1383ش، ج7، ص359.
6.نساء(4)،آیه 164 .
7. فاطر (35) آیه 24.
8 . نحل (16) آیه 36.
9. مائده (5) آیه 19.
10 . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه ، دار الكتب الإسلاميه قم، 1395 هجرى قمری ، ج 2 ص 221 .
11. بحار الانوار، همان، ج 14، ص 448.






