این عبارت چقدر معتبر است و در کدام یک از کتوب معتبر نقل شده است؟

احادیث به این مضمون متعدد است . در کتب معتبر حدیث آمده و فقیهان بدان استناد کرده و فتوا داده اند که نشانه معتبر بودن این احادیث می باشد. چند مورد از این احادیث در کتاب کافی آمده که علامه مجلسی بعضی را مجهول و یکی را مرسل شمرده ، دو حدیث را صحیح و "حسن کالصحیح" معرفی کرده(1) وقتی یک ویا چند حدیث صحیح باشد، بقیه هم گر چه ضعیف باشند ، به اعتبار آن حدیث های صحیح جبران ضعف سند شده و پشتوانه می گردند.
مضمون این احادیث هم دستورهای معقول و پسندیده ای است که هیچ عاقلی آن ها را محکوم نمی کند. در این احادیث دروغ در سه جا جایز بلکه پسندیده شمرده شده است :
1. در جنگ که دشمن برای ضربه زدن به مسلمانان و جامعه اسلامی هجوم آورده و مسلمانان برای مقابله قیام کرده اند، در این جا اطلاعات غلط دادن به دشمن و با دروغ و مکر و حیله دشمن را منحرف کردن و به زمین زدن، جایز است . این در عرف عموم مردم دنیا جا افتاده و ضرب المثل شده که: جنگ میدان خدعه و نیرنگ است.
دو نفر که برای کشتن هم رو در رو ایستاده اند، به هر طریق سعی در پیروزی دارند . اسلام جنگ ابتدایی و هجومی را علیه کسی اجازه نمی دهد . در میدان فردی و جمعی فقط دفاع را جایز می شمارد . بنا بر این اجازه نمی دهد بدون دلیل قانع و جایز کننده بر فرد یا جمعی هجوم برند، ولی اگر جایی مورد هجوم دشمن واقع شدند، به آنان اجازه داده برای غلبه بر دشمن مکر و کید و حیله کنند و دادن اطلاعات غلط یکی از موارد است.
2. سخن چینی از کارهایی است که باعث ایجاد و شعله ور شدن کینه ها می گردد . افراد و گروه ها را به هم بدبین و باعث ایجاد شقاق و تفرقه می شود. طبیعی است که افراد در اثر غفلت و بی توجهی یا لغزش، پشت سر برادر و خواهر مؤمن خود گاهی سخن ناروایی می گویند به خصوص اگر بین آن ها دلخوری باشد. حالا اگر کسی سخن ناخوشایندی که فرد در غیاب برادر یا خواهر مؤمنش زده ، به فرد غایب برساند، دشمنی را بین آنان ایجاد یا شعله ور می سازد اما اگر نقل نکند یا به دروغ سخنان خوبی از این فرد ، به فرد غایب و از او به این منتقل کند، گر چه دروغ گفته، ولی باعث شده که بین دو برادر دینی رفع کدورت شده یا دوستی آن ها عمیق تر و وثیق تر گردد . افشا شدن این دروغ ها بعد از مدتی ، نه تنها باعث ناراحتی آن ها نمی شود بلکه دروغگو را به خاطر دروغ های فایده بخشش تمجید می کنند و از او متشکر هم خواهند بود.
3.وعده دروغ، کار خوب و پسندیده‏اى نیست . در هیچ جا نمى‏توان بدان توصیه کرد. کسى که قصد انجام کارى را ندارد و انجام آن را صحیح یا مشروع یا در توان خود نمى‏بیند، نباید ابتدائا و به دروغ وعده انجام آن را بدهد. کسی که انجام آن را صحیح یا ممکن ندانسته ، اصلاً در ذهنش در صدد انجام آن نمى‏باشد؛ نباید وعده انجام آن را به دروغ بدهد.
ولى یک نوع وعده دادن است که گرچه راست نیست ، ولی براى تداوم زندگى، رفع کدورت و پیدایش علاقه به زندگى مؤثر است.
معمولاً افراد خانواده و به خصوص همسر تقاضاهاى فراوانى دارد که بیش تر آن ها مشروع و به جا مى‏باشند. گاه هم خواسته‏اى غلط یا نشدنی به ذهنش خطور مى‏کند و برآورده شدن آن را مى‏طلبد و از اینکه همسرش بدان بى‏توجه است، ناراحت مى‏گردد. هنگام اظهار این درخواست ها، چند نوع برخورد از طرف شوهر ممکن است صورت پذیرد:
ا. وعده قطعى انجام آن را بدهد، در حالى که اصلاً تصمیمى بر انجام آن ندارد.
ب. وعده انجام آن را بدهد، مثلاً بگوید به خواست خدا این کار را خواهم کرد، در حالى که واقعاً و صد در صد مصمم بر انجام آن نیست، بلکه حتى انجام آن را به مصلحت نمى‏داند.
ج. اصلاً به تقاضاى همسرش توجه نکند و با سکوت از آن بگذرد.
د. با قاطعیت انجام خواسته همسرش را نفى کند.
برخورد نوع چهارم قطعاً سبب ناراحتى و آزرده‏ خاطرى همسر مى‏گردد مگر اینکه خواسته وى خلاف شرع روشن یا خواسته غیر ممکنى باشد و شوهر بتواند او را به صحیح یا ممکن نبودن خواسته‏اش قانع کند.
برخورد نوع سوم شاید به ناپسندى نوع چهارم نباشد، ولى قطعاً ناپسند است، زیرا به معناى بى‏توجهى به همسر و تقاضاهاى اوست که آزردگى خاطر وى را در پى خواهد داشت.
برخورد نوع اوّل، تعهد قطعى در پى مى‏آورد . با عمل نکردن به آن، مرد گرفتار خُلف وعده مى‏شود که هم اخلاقاً ناپسند است و هم اثرات بدى بر روح و روان اعضاى خانواده و زن مى‏گذارد.
برخورد نوع دوم راه صحيح و عاقلانه‏اى است. مرد در آن لحظه پس از شنيدن تقاضاى همسر، وقتى آن را ناهمگون با عقل و شرع نديد، وعده انجام آن را مى‏دهد و مثلاً مى‏گويد: «به خواست خداوند آن را انجام خواهم داد.» با اين وعده همسرش را شاد مى‏گرداند و پس از گذشت مدتى هر چند كم و آرامش يافتن و فروكش كردن هيجانات روحى همسر، چه بسا خود او از تقاضايش برگردد و آن را بى‏جا بشمرد و يا با كمى توضيح قانع گردد كه تقاضايش حداقل اكنون صحيح نيست يا اينكه با وجود صحيح و به جا بودن تقاضا، همسرش توان انجام آن را ندارد.
بنابراين در این فراز روایت به مردها توصيه مى‏شود به درد دل خانم‏هايشان به خوبى توجه كنند و از مخالفت فورى با تقاضاهاى همسرشان خوددارى ورزند، بلكه سربسته و با وعده دادن ، با آنها موافقت نمايند، تا هيجان‏هاى روحى همسر فروكش كند، آنگاه با توضيح او را از پى‏گيرى خواسته‏اش منصرف سازند. چنين موافقتى در لحظات ابتدايى، مصداق وعده دادن به همسر است، كه بسيار پسنديده و كارساز مى‏باشد.