بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم وقت شما بخیر - چند وقتی است بنده به افرادی بر میخورم با نام کمونیسم و آتییست و آگنوستیک که با هم متفاوت هم هستند که همگان وجود خدا را منکر هستند و با شواهد علمی و فیزیکی توجیه میکنند و سعی دارند در این راه به شخصی بی احترامی هم نکنند در این لینک :» https://www.facebook.com/groups/Comunism/ بی شک بنده از وجود نداشتن شما متخصصین در جمع خودمان غصه میخورم و از کم بودن نیروهای ذبده , ایشان آیات قرآن را مثال می آورند بنده یک نقل قول از متن یکی از اشخاصی که وجود خدا را منکر هست می آورم و پاسخ شما را به آن منتقل میدهم مجبور هستم بطور مستمر اینکار را انجام بدهم متشکرم.
متن یک کافر : Hussain Ruhollah‎
درسوره‌ی نازعات گفته

شده که ما شبهای آسمان را بعد از بالا بردن سمک (کلفتی) آن بوجود آوردیم. پس از نظر قرآن هنگامیکه شب فرا رسید، کل آسمانها را فرا می‌گیرد و همچنین روز را، این موضوع در یس/37 بیان می‌کند:
وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ (س/17)شب براي آنها نشانهاي است ما روز را از آن (زمین) بر ميگيريم، ناگهان تاريكي آنها را فرا ميگيرد.
و این بدین معناست که در هیچ جای زمین با آمدن رو

ز، شبی باقی نخواهد ماند.
در اسرا/12 نیز به این مسئله کاملا اشاره نموده و می گوید که ما هنگام روز، شب را و هنگام شب روز را کاملا محو می‌کنیم:
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا(اسرا/12) ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم سپس نشانه شب را محو كرده و نشان روز را روشني پخش ‍ ساختيم، تا فضل پروردگار را بطلبيد و عدد سالها و حساب را بدانيد و هر چيزي را بطور مشخص بيان كرديم .

بی شک مطالب ایشان زیاد و مختلف است که بنده به مرور زمان از شما سوال میکنم متشکرم.

از اینکه شما نسبت به اینگونه مسائل دغدغه داشته و سعی در اصلاح باورها و اعتقادات خود و دیگران، دارید بسیار متشکریم.
این مرکز می تواند پاسخگوی سوالات مختلفی که در حوزه شبهات دینی برای شما مطرح است باشد. اما در مورد سوال مذکور در نامه تان باید گفت چند نكته در مورد اين آيه قابل توجه است:
1- نهایت چیزی که از این آیه برداشت می شود آن است که خداوند در مواقع خاصی، آثار و نشانه های شب را برداشته و روز را حاکم می کند و یا روز را برداشته و در نهایت شب را حاکم می کند. اما اینکه چه مقدار از شب یا روز را در زمین برداشته و...،هیچ گونه سخنی نیامده است.
2- دقت در كلمات خود آيه حاكي از آن است كه مراد، برداشتن شب و روز براي عده اي از افراد است نه همه آنها، چرا كه تعبير به "لهم" در آيه مباركه سوره يس براي كساني است كه شب بودن براي آنها محرز بوده و در نتيجه آيه و نشانه بودن اين امر براي آنها صدق كند. لذا تعبير خداوند براي آن دسته از افرادي است كه شب را درك كرده و در نهايت به نشانه بودن آن پي مي برند. حال اين امر براي ساكنان كره زمين متفاوت است يعني ساكنان قسمتي از كره زمين، در زماني خاص و ساكنان قسمتهاي ديگري در زمان ديگر درك مي كنند.
به علاوه آنكه تعبير قرآن در سوره مباركه يس آن است كه آيه بودن شب برداشته شده است، نه خود شب "سپس نشانه شب را محو كرده، و نشانه روز را روشنى‏ بخش ساختيم..." و طبيعي است كه خداوند، آيه و نشانه شب را براي كسي كه شب براي او قابل رويت است، برداشته است نه همه افراد در آن واحد، و اين به نسبت افراد مختلف است.
3- بر فرض از قرائن موجود در آيه صرف نظر كنيم، قرآن بر اساس فهم مخاطب سخن مي گويد آن چنانكه خداوند در سوره معارج براي خورشيد مشرق و مغرب هاي متعددي فرض كرده و مي فرمايد"فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُون"(1)سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم ..." و حال آنكه در خارج يك مشرق و يك مغرب وجود دارد و اين بدان جهت است كه انسان در هر روز يك مغرب و يك مشرق را مشاهده كرده و در مجموع مغربها و مشرقهاي متعددي با ديد انسان پديد مي آيد بنابراين بيان مشرق و مغرب هاي متعدد، بر اساس فهم مخاطب بوده است نه آنكه واقعاً در خارج مغرب و مشرق هاي متعدد داشته باشيم(2) آن چنانكه خود در سوره شعراء به يكي بودن مغرب و مشرق تاكيد مي كند"او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه ميان آن دو است مى‏باشد،"(3)خلاصه آنكه در خارج فقط يك مغرب و يك مشرق وجود دارد و مشارق و مغارب بر اساس ديد مخاطب بيان شده است.
در نتيجه در آيه مورد نظر نيز، تكيه خداوند در اين آيه بر اساس فهم و ديد مخاطب صورت گرفته است نه بر اساس واقعيت خارجي، لذا این جمله شما که"در هیچ جای زمین با آمدن روز، شبی باقی نخواهد ماند."صحیح نیست
در پایان منتظر پاسخ به سوالات بعدی شما می باشیم
پي نوشت:
1. معارج(70)آيه 40.
2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران،1374 ه ش، ج 25، ص 46.
3. شعراء(26)آيه 28.